<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-11466862</id><updated>2011-04-21T18:51:40.268-07:00</updated><title type='text'>رهايی</title><subtitle type='html'></subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://rahaaee.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahaaee.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>رهایی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09675055783892584015</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>38</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-11466862.post-111099658155971994</id><published>2008-09-18T10:00:00.000-07:00</published><updated>2007-08-21T09:28:52.859-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="TEXT-ALIGN: center" align="center"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"   style="font-family:Georgia;font-size:13;"&gt;&lt;strong&gt;چو ایران مباشد تن من مباد &lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt;&lt;/span&gt;بدین بوم و بر&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;زنده یک تن مباد&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"   style="font-family:Georgia;font-size:13;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:Georgia;"&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;img style="WIDTH: 376px; HEIGHT: 267px" height="142" alt="perchem" src="http://photos4.flickr.com/6673464_0ac690f409_m.jpg" width="240" /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/11466862-111099658155971994?l=rahaaee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahaaee.blogspot.com/feeds/111099658155971994/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=11466862&amp;postID=111099658155971994' title='9 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/111099658155971994'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/111099658155971994'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahaaee.blogspot.com/2007/09/blog-post.html' title=''/><author><name>رهایی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09675055783892584015</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>9</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-11466862.post-8150338864715133236</id><published>2008-09-17T11:24:00.000-07:00</published><updated>2007-08-22T11:30:40.774-07:00</updated><title type='text'>سخنی با دوستان و ياران دبستانی و همرزمان</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="color:#ff6666;"&gt;دوست گرامی و يار دبستانی من، اگر به دنبال والاترين هدف در زندگی ودر راه مبارزاتی خويش هستی ، بدان که والاترين هدف همانا خدمت به خلق و ملت است و برای خدمت به خلق وملت تو را اگاه می سازم که از هماوايی با جنگ ميان قدرت خواهان و قدرت طلبان بپرهيز و پيوسته تو را تحسين می کنم که در راه مبارزه برای برچيدن بساط ظلم و ستم در ميهنت بکوشی تا انجا که مردمت تحت نام هر نظامی که باشند ، از خردترين مردم تا کلان مردمان بتوانند به يک اندازه حق و حقوق داشته باشند و در برابر قانون مساوی و يکسان . تو را اگاهت می سازم که اگر مردمت به چنين جايی رسيدند و از نعمت ازادی بر خوردار شدند دست از مبارزه بردار حتا اگر نظام حاکم باب ميل تو نباشد&lt;/span&gt;. &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/11466862-8150338864715133236?l=rahaaee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahaaee.blogspot.com/feeds/8150338864715133236/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=11466862&amp;postID=8150338864715133236' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/8150338864715133236'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/8150338864715133236'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahaaee.blogspot.com/2007/08/blog-post_22.html' title='سخنی با دوستان و ياران دبستانی و همرزمان'/><author><name>رهایی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09675055783892584015</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-11466862.post-5262996774860163070</id><published>2007-12-14T09:09:00.000-08:00</published><updated>2007-12-14T09:12:33.955-08:00</updated><title type='text'>موضع گيری و هراس دوباره رژيم از شمارش معکوس برای انقلاب مخملی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;انقلاب مخملی را با نامهای ديگر از جمله انقلاب رنگين يا نرم نيز می شناسيم. در ابتدا اين نکته لازم است که انقلاب نرم يا مخملی از&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; اين حيث که بسيار ارام صورت ميگيرد و البته با نا فرمانيهای مدنی اغاز ميشود و از انجا که بدون خونريزی و حرکتهای مخرب صورت می گيرد از اين رو مخملی يا نرم عنوان می کنند.با يک نگاه گذرا به انقلابهای رنگی و نرم به وقوع پيوسته در اکراين و گرجستان می بينيم که مردم با اهدای گل بر سر لوله های تفنگ و اسلحه نظاميان که از سوی نظام حاکم برای سرکوب مردم در خيابانهای شهرها به ميدان امده بودند تحت تاثير قرر دادند و انان را به سمت و سوی اين انقلاب رنگی دعوت کردند و در حقيقت پليس را به صف مبارز ه عليه نظام کشاندند.انقلابهای مخملی در ابتدا شخص اول حاکم بر ان نظام ديکتاتوری را هدف قرار می دهد که بر اريکه قدرت تکيه زده است و سپس به ارامی و نرمش به ايجاد اصلاحات و تغيير در ديگر ارکان نظام حاکم دست ميزند و ارام ارام هدف غائی و نهايی خويش را به پيش ميبرد که همانا ايجاد و تشکيل نظام دموکرايک و ازاد است .&lt;br /&gt;علل ولازمه بوجود امدن انقلابها در اساس نارضايتی مردم از ظلم و جور نظام حاکمی است که بر جامعه حکمفرمايی ميکند و راه به نتيجه صحيح رسيدن همه اين انقلابها وجود رهبری و تشکيلات است که از دل توده های مردم انتخاب شده باشند.تلاش من در اين مقال پيرامون انقلاب رنگی يا نرم نيست کوشش من ان است که موضع گيری دوباره رژيم اسلامی را که برای مقابله با احتمال وقوع انقلاب نرم صورت ميدهد و مدتی است که دوباره تئوريسين های رژيم را واداشته که به نوعی پيرامون اين بحث موضع گيری کنند را مورد بررسی قرار دهم.&lt;br /&gt;در مطالب بالا گفته شد که علل بوجود امدن انقلاب : نخست نارضايتی مردم و لازمه ان وجود رهبری و تشکيلات و در نهايت همکاری و نقش پليس به عنوان يک نيروی نظامی حکومتی در انقلاب است. اما در بحث هايی که بين تئوريسين های نظام مطرح شده علاوه بر دو دليل نخست لازم دليل ديگری نيز عنوان شده و ان: ضعف سرکوب از سوی حکومت است و نه عدم سرکوب از سوی پليس که خود از توده مردم است ودر مقابل حقوقی که ميگيرد ممکن است اقدام به سرکوب کند. ضعف سرکوب از سوی حکومت . نکته نخست.می دانيم که در بوجود امدن انقلاب  مردم نقش اسا سی ايفا ميکنند. توده های مردم نا راضی.اما انچه در مباحث اقايان تئوريسين رد و بدل شده نقش اساسی مربوط به دولتهای خارجی از جمله ايالات متحده در اين انقلابهای رنگی است و البته اهميت جنگ روانی از سوی دولتهای خارجی را نيز ناديده نگرفته اند. همچنين عنوان شده که از سوی دشمنان بوسيله رسانه ها يک اتوپيا و يا يک مدينه فاضله ـ به اصطلاح تئوريسين های نظام اسلامی ـ  به مردم نشان داده ميشود و عنوان ميشود که دولت حاکم نمی تواند اين مدينه فاضله را برای مردم مهيا کند و يا به خواسته های ائده ال مردم جامه عمل بپو شاند.&lt;br /&gt;نکته دوم نقش ايالات متحده و رسانه های خارجی اعم از غربی و ايرانی.&lt;br /&gt;در ادامه اين مباحث صحبتهايی پيرامون اينده اين کشورهای انقلاب زده ودر حقيقت نتايج به دست امده پس از وقوع انقلابهای مخملی پرداخته اند. در اين مباحث از جمله اظهار شده که به اين دليل که اين انقلابها از سوی دول غربی حمايت ميشوند و قول کمک نيزبه رهبران اين انقلابها داده ميشود لذا در روز پس از انقلاب نرم باز هم اين کشورها به اهداف نهائی خود نرسيده و نتيجه گيری ميکنند که اين انقلابها يک فريب بزرگ از سوی دول خارجی ست که تلاش می کنند يک چشم انداز و سراب زيبا برای مردم جامعه رسم کنند وبا تفاوت ان ميان وضع موجود جامعه را به سوی اشوب بکشانند. و دليل اين حمايتها را نه دلسوزی و گسترش ازادی برا ی منطقه بلکه مقابله با روسيه و ضعيف کردن ان می شمارد. به خصوص اشاره در مورد کشورهای تازه استقلال يافته حوزه دريای مازندران دارند و....نکته سوم : کمکهای دول خارجی به رهبران اين قبيل انقلابها و همچنين سراب انقلاب نرم به زعم تئوريسين های دولت احمدی نژاد و نظام ولايی رژيم اسلامی و ايجاد رعب ووحشت ميان مردم و بر حذر داشتن از پيوستن به اين مقوله&lt;br /&gt;همه اين مباحث در پشت پرده های نظام پرده نشبن که در ذهن تاريک خود می کوشد نقش نا رضايتی مردم از وضع موجود را به نقش دولتهای خارجی مبدل سازد و با بی شرمی کارشناسان خودی که می گويند\" جايی که انقلاب مخملی رخ نمی دهد و نمی تواند که عمل کند پليس مقتدری وجود دارد که دولتش پول و نفت دارد \" و در ادامه رهبران انقلابها را حقوق بگير و وابسته به دول خارجی ميداند و در نهايت می کوشند که عنوان کنند انقلاب نرم و دست يافتن به ازادی و دموکراسی يک سراب است و نظامی بهتر از نظام جمهوری از نوع اسلامی انهم ولايی فقيهی وجود ندارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به خاطر داشته باشيم که اين گونه وارونه جلوه دادن علل انقلابها از روی بغض و غرض است چرا که همان تئوريسين های اسلامی به خوبی از نا رضايتی مردم اگاه و از اينکه در پی اين نارضايتی های گسترده مردم پليس اعلام بی طرفی کند و به صف مبارزه عليه نظام بپيوندند به نوعی هراس و از سوی ديگر به حکومتگران اربابشان گوشزد می کنند که پليس مقتدر مانع از بوجود امدن انقلاب رنگی ميشود و پليسی مقتدر است که دولتش به خوبی بودجه ها ی سنگين از پول نفت صرف ان پليس ميکند.&lt;br /&gt;بی ترديد انچه که ميتوان از پيرامون اين مباحث عنوان شده برداشت کرد ان است که رژيم نيز ميداند که نارضايتی مردم زمانی به انقلاب رنگی تبديل خواهد شد چرا که مردم از انقلابهای نظير انقلاب هيجانی و احساسی ۵۷ دوری می کنند و حاضر به پرداخت خون بها نيستند. انقلاب نرمی که با حرکتهای ارام پايه ها و ارکن نظام را فرو می ريزد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; هم از اين روست که احتمال می رود در روزهای اينده باز هم شاهد بگير و ببندهای افراد توسط رژيم به عنوان های گوناگون از جمله ارتباط با معاندين و همچنين دريافت کمک از دول غربی به قصد ايجاد اشوب و به راه انداختن انقلاب نرم خواهيم بود. هراس بيش از اندازه حکومت بيش از هر چيز از اعتراضات گسترده ايست که اکنون در گوشه گوشه شهرهای کشور به طور پراکنده برگزار می شود و همين اندازه هراس کافيست تا رژيم را دوباره به&lt;br /&gt;موضع گيری عليه انقلابهای مخملين وادار کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مسعود مجيری ـ نويسنده و روزنامه نگارـ&lt;br /&gt;Masoud_mojiri@yahoo.co.uk&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/11466862-5262996774860163070?l=rahaaee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahaaee.blogspot.com/feeds/5262996774860163070/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=11466862&amp;postID=5262996774860163070' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/5262996774860163070'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/5262996774860163070'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahaaee.blogspot.com/2007/12/blog-post.html' title='موضع گيری و هراس دوباره رژيم از شمارش معکوس برای انقلاب مخملی'/><author><name>رهایی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09675055783892584015</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-11466862.post-4004036636436077198</id><published>2007-10-23T09:53:00.000-07:00</published><updated>2007-10-23T13:33:50.787-07:00</updated><title type='text'>سهم ملت از ذخایر و منابع ملی ایران هیچ بوده است و همه است</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;"ایران سرشار از منابع زمینی و زیرزمینی است". " ملت ایران پر افتخار است که سرزمینی دارد با منابع سرشار"&lt;br /&gt;اینکه همین منابع سرشار موجب شد تا همیشه تاریخ مستعمره استعمارگران قدرتمند شود و یا در تیررس چشم های طمع کار مال اندوزان و غارتگران داخلی و خارجی قرار گیرد یک مساله است و اینکه هیچ گاه این منابع ملی در خدمت ملت ایران نبوده است مساله دیگری است.&lt;br /&gt;گروهی نفت و دیگر منابع را لعن ونفرین می کنند و معتقدند که باعث همه بدبختی های ملت ایران است که البته این یک نوع تبرئه خویشتن از کوتاهی و کم کاری ایشان است و تقصیر آن را به گردن نفت و دیگر منابع که هرگز زبانی برای دفاع از خویش ندارند.&lt;br /&gt;اما براستی آیا دولت های حاکم بر ملت ایران این منابع را که همیشه روزگار برای سپری کردن اوضاع وخیم اقتصادی از استخراج آن بهره ها جسته اند در خدمت ملت ایران به کار بسته اند؟&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;جدای از ملی شدن صنعت نفت که براستی نمی توان از ان حادثه تاریخی صرفنظر کرد و موجب شد تا دست بیگانگان از این ذخیره ملی کوتاه گردد و به درستی ملت ایران از ان حادثه بهره جست زیرا که حق ملت بود، ایا این ملت هرگز از این منبع ملی برای رفاه و اسایش زندگی خویش از ان بهره ای برد؟&lt;br /&gt;ایا هیچ گاه نفت خوزستان موجب شد تا در طول صد سال اخیر، اب اشامیدنی شهرهای جنوب پاک و بدون الودگی های کشنده شود؟&lt;br /&gt;ایا هرگز پول به دست امده از فروش بی رویه نفت صرف تولید انرژی های دیگر با استفاده از انرژی باد و خورشید موجود در کویرهای سیستان و بلوچستان گردید؟&lt;br /&gt;ایا هرگز درامد حاصل از فروش گاز ، صرف استخراج از معدنهای سنگ و طلا و غیره موجود در کوههای کردستان شد؟ تا اکنون شاهد ان نباشیم که کسانی دست دران فرو ببرند و از سود صد در صدی تنها سی در صد عاید ایران شود؟&lt;br /&gt;ایا هیچ گاه از فروش این منابع در تولیدات صنعتی و ایجاد شغل و امنیت شغلی و امنیت اقتصادی این ملت به کار گرفته شد؟&lt;br /&gt;این بی کفایتی و این نادیده گرفتن سهم ملت از منابع ملی نه تنها در دولت بی لیاقتی چون احمدی نژاد که در طول سالیان دراز بارها و بارها شاهد ان بوده ایم و تنها اندکی در دوران پایانی نظام گذشته شاهد اقتصاد رو به رشد این کشور بودیم که ا نهم در طول دوران نظام مذهبی بیسواد و بی کتاب ولی فقیهی رو به زوال رفت.&lt;br /&gt;به راستی چرا صدای ملت ایران از درون ابهای دریای مازندران شنیده نمی شود؟ چرا دریای شمال ایران در سکوت تکه تکه می شود؟ چرا سهم پنجاه درصدی ایران به ۱۳ و ۱۱ در صد تقلیل می یابد ولی حتا یک اعتراض جمعی گسترده از مخالفین ریز و درشت شنیده نشد؟&lt;br /&gt;ایا به این خاطر که هنوز این قرارداد ننگین امضا نشده است؟ یا شاید دست نگه داشته اند تا بعد از ان که این ننگ قطعیت یافت و تثبیت شد اعتراض کنند؟ ایا از سوی هیچ گروه و نهاد و سازمان و حزبی بیانیه ای اعتراضی برای گرد اوری امضا و ارسال ان به مجامع بین المللی تهیه و تدوین شد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما مساله پیچیده تر از این است که ذکر شد. ملتی که تاکنون هیچ سهمی از آن منابعی که باید به آن ببالند و از نعمت داشتن آن خشنود باشند اما هیچ بهره ای نبرده اند، نه که حق دارند سکوت کنند اما بی اختیار به سکوت کشیده می شوند.&lt;br /&gt;آیا کشیدن و ساختن جاده ها و راه آهن کافی بود تا دولتمردان احساس کنند که خدمت به ملت کرده اند آیا برای ملتی که پول آن را نداشت که کالای خود را با قطار جابجا کند کشیدن ریل راه آهن کافی بود؟ آیا برای ملتی که در حال حاضر قدرت خرید اتومبیل ندارد یا اگر دارد بنزین ندارد تولید بی رویه اتومبیل و کشیدن جاده و بزرگراه و اتوبان های زیررو و هوایی کافی است تا خدمت به ملت توجیه شود؟&lt;br /&gt;سوای از این قضیه که همه این کارها در راستای رفع نیازهای ملت بوده است اما نمی توان ملتی را محتاج نان شب گذاشت در حالی که راه آهن و جاده و انرژی هسته ای را به عنوان منافع ملی به خورد ملت داد و اکنون که داشتن بمب اتمی نیز جز منافع و منابع ملت نیز اضافه شده در حالی که پس از این همه سال که منابع ملی را می فروشند هنوز بیقوله نشین دارد و حلبی آباد.&lt;br /&gt;ملتی که هرگز دولتهایش انتخاب راستین این ملت نبوده اند در نتیجه دولتش خدمت گذار واقعی مردم نیز نمی توانسته اند باشند. ملتی که دولتش مردمی نبود اهداف آن دولت و رفتارهایش و برنامه هایش نیز مردمی نخواهد بود که هیچ حتی خواسته های ملت را نیز نادیده، ناشنیده و پایمال می کند.&lt;br /&gt;ملتی که در سالهای بسیار دور برای تهیه نفت در سرمای زمستان درون صف های طولانی تفکرش منجمد شد و حاصلش انقلاب آتشین خانمانسوز شد و اکنون نیز گاز مصرفی آن در مناطق سردسیر روزها و شب ها بر روی آن قطع می شود ملتی که از فروش نفت و گاز سهمی عایدش نمی شود یا برنفت و گاز لعن و نفرین می کند یا اگر این منابع از دست رفت و نصیب بیگانگان شد دم برنمی آورد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ملتی که منابع ملی میهنش که حق طبیعی ان است که در جهت رفاه و اسایش اجتماعی ان به کار رود و بهره بجوید اما از ان بی بهره ماند و هر روز که منابع ملی اش اندک و اندک شد و از سوی دیگر ملت رو به زوال بیشتر و گرسنگی و بی بضاعتی بیشتر میرود، بدیهی است که در مقابل از دست رفتن این گونه منابع ان هم بدین شکل ، بی اعتنا و بی تفاوت می گذرد و البته این هشداری ست برای انا نکه بر سر قدرت فردایی ایران جدال می کنند و نه برای ازادی ایران.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;منتظر باشید تا وطن فروشان تکه های دیگر ایران را نیز یک به یک بفروشند و دمی بر نیاید و ار ایران نیز چیزی نمانده باشد.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;اگر احزاب و گروههایی که فریاد ایران ایران سر می دهند ، می خواهند که نوش داروی بعد از مرگ سهراب نباشند ، امروز ایران نیاز به نجات دارد. اگر هر که باور دارد که ایران برای همه ایرانیان است اگر باورتان به راستی این است که تک تک ایرانیان در غم و شادی ایران سهیم است امروز برای شاد نمودن ایران به هم اییم تا مبادا فردا در غم ایران سیاه بر تن کنیم. &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;منتظر باشید تا وطن فروشان تکه های دیگر ایران را نیز یک به یک بفروشند و دمی بر نیاید و ار ایران نیز چیزی نمانده باشد.&lt;br /&gt;اگر احزاب و گروههایی که فریاد ایران ایران سر می دهند ، می خواهند که نوش داروی بعد از مرگ سهراب نباشند ، امروز ایران نیاز به نجات دارد. اگر هر که باور دارد که ایران برای همه ایرانیان است اگر باورتان به راستی این است که تک تک ایرانیان در غم و &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;شادی ایران سهیم است امروز برای شاد نمودن ایران به هم اییم تا مبادا فردا در غم ایران سیاه بر تن کنیم. &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;مسعود مجيری . نويسنده و روزنامه نگار ازاد&lt;br /&gt;&lt;a href="mailto:masoud_mojiri@yahoo.co.uk"&gt;masoud_mojiri@yahoo.co.uk&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/11466862-4004036636436077198?l=rahaaee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahaaee.blogspot.com/feeds/4004036636436077198/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=11466862&amp;postID=4004036636436077198' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/4004036636436077198'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/4004036636436077198'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahaaee.blogspot.com/2007/10/blog-post.html' title='سهم ملت از ذخایر و منابع ملی ایران هیچ بوده است و همه است'/><author><name>رهایی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09675055783892584015</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-11466862.post-5969140408171611628</id><published>2007-09-27T11:54:00.000-07:00</published><updated>2007-09-28T09:37:48.035-07:00</updated><title type='text'>گر نبودی در جهان امکان گفت              کی توانستی گل معنا شکفت</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;چرچيل گفته است: " دموکراسی بدترين نوع نظام است در حالی که بهتر از ان نيز سراغ نداريم &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;در نظام دموکراتيک و ازاد هر حرکت مدنی و اجنماعی که در چهارچوب قانون اساسی مبتنی بر ان نظام دموکرات باشد ازاد و پذيرفتنی است. در بطن وجود چنين جامعه ای است که هر پديده ای تعريف شده است و هيچ تعريفی پوشيده و مبهم نيست.وجود مخالف و موافق در ان نظام وان دولت حاکم در نظام دوکراتيک است که با انتقادات و پيشنهادات باعث می شودـ چه دولت حاکم بخواهد و چه نخواهدـ خود را اصلاح نمايد و يا به تعبير ديگر منجر به اصلاح خود در امور اجتماعی و کشور شود.از سوی ديگر وجود موافق و مخالف موجب تشويق و يا اعتراض نسبت به دولت حاکم می شود که اين نيز حق ديگری از حقوق مدنی و اجتماعی و فردی در نظام دموکرات و ازاد است.&lt;br /&gt;در روزهای گذشته در نظامی و کشوری دموکراتيک ، دانشگاهی در اين کشور ازاد از شخصی که نه تنها لياقت رئيس جمهور شدن کشوری مانند ايران را ندارد بلکه حتا ظرفيت ان را ندارد دعوت به عمل اورد که در ان دانشگاه سخنرانی کند. اين دعوت از سوی سازمانی فرهنگی و غير دولتی انجام گرفت گو اينکه اگر وابسته به دولت هم بود باز احمدی نژاد در ان کشور ودر ان نظام ازاد حق سخن گفتن به وی داده می شد.اما ان چه باد بر ان پرداخت حق اعتراض و حق دفاع از سخن گفتن احمدی نژاد و سفر او به امريکاست. همن طمر که اشاره شد در نظام دموکراتيک هم حق موافقت هست و هم حق مخالفت. اکنون چرا موافق و چرا مخالف؟با امدن عوامل رژيم اسلامی و حضور انان در جوامع متمدن غربی مخالفت بايستی انجام شود تا نخست به انان که مخالف را ملحد و کافر می پندارند و به زندان می افکنند و به دار می اويزند و می کشند نشان داده شود که تا چه اندازه ميان انان و کلمه ازادی فاصله هاست. دوم ان که خود مخالفان با حضور اعتراضی خود نشان دهند که همچنان زنده و پويا هستند و و همچنان مخالف کل ان نظام باطل حاکم بر ايران عزيز و تمامی سر دمداران مهر باطل خوره اش که دروغ و تزوير تنها اندوخته شان بود و مرگ و زندان تنها ارمغانشان از ان انقلاب دروغين ۵۷ تا به اکنون&lt;br /&gt;اما از سوی ديگر نيز حق موافقت با حضور چنين افرادی از سوی رژيم اسلامی در چنين جوامع ازاد و دموکراتک وجود دارد. برای ما ايرانيان که سه دهه است شلاق و تازيانه اين تفکر واپس مانده نظام دينی بر گرده و پيکرمان نشسته ، صد البته ماهيت درونی اين نظام واضح و روشن است.بر هيچ ايرانی پوشيده نيست ان چه را که احمدی نژد در دانشگاه کلمبيا ودر مجمع عمومی سازمان ملل بلغور کرد و هر چه را که راجع به حکومتهای خود کامه گفت ، اگر کسی اين صحبتها را دنبال می کرد تنها به ادرس نظام اسلامی و ولی فقيه می رسيد.اما امدن انان و سخنوری کردن ـ تپق زدن ـ انان در اين گونه تجمعات برای افکار عمومی دنيا و ذهن مردم جهان لازم و ضروری است. امکان گفت بايد باشد تا مردم دنيا بدانند در کشوری در قرن کنونی حکومت گرانی هستند که تنها يک دين و يک مذهب را قبول دارند و اگر کسی خارج از ان باشد محکوم به فناست&lt;br /&gt;بايد به چنين افکاری امکان حرف زدن داد تا دنيا و به خصوص هندی ها بدانند و شکر گزار باشند که با وجود هزاران گونه مسلک و فرقه و مذهب و پرستشگاه در جامعه شان، کسی چون احمدی نژاد رئيس جمهورشان نشده است و الا از ان همه جمعيت تنها يکی چند ميليون از انها باقی نمی ماندند.حرفهايی که احمدی نژاد زد همچون پرتاب اب دهان به بالای سرش بود که هر چه گفت نشان از نظام جور و جنايت ولی فقيه می داد. بوی مشمئز کننده مرداب نظام ديکتاتور و خود کامه ای را می داد که سی سال است بر ايران حاکم است ومردم دنيا نمی دانند. حتا حاکمان ديگر ملتها تا اين روزهای اخير&lt;br /&gt;نمی دانستند يا می دانستند و به روی خود نمی اوردند. حالا اما با امکان گفت که به انان داده ميشود ذهن دنيا بيدار و هوشيار ميشود. به زخمها و دردهای عميق ملتی پی می برند که سی سال است فرياد&lt;br /&gt;زدند و فغان براوردند اما دريغ ار يک گوش شنوا.&lt;br /&gt;اگر احمدی نژاد راجع به ازادی زنان ازادی مذهب و ازادی روزنا مه نگاران و اين که هيچ ملتی مانند ملت ايران از حق ازادی برخوردار نيستند ، راست می گويد پس لابد در رابطه با انرژی هسته ای که به دنبال سلاح هسته ای نيستند راست می گويد در نتيجه اين بدان معناست که رژيم اسلامی بدون ترديد در پی دست يافتن به سلاحهای کشتار جمعی است.بايستی موافقت کرد با حضور و سخن وری چنين افرادی در اين گوشه و ان گوشه دنيا تا جهان بداند با انديشه تاريک و عقب مانده يک نظام و عمق فاجعه ملتی در بند ان نظام پی ببرد.بايد مخالفت کرد با حضور چنين فرستادگانی از سوی نظام اسلامی تا دنيا بداند که حکومت گران حاکم بر ايران از مردم ايران نيستند و نه تنها نيستند که بر مردمند. تا بدانند که ميان ملت محکوم و دولت حاکم فرسنگها فاصله است تا بدانند که جنس اين حکومت از جنس مردم ايران نيست و ان گونه که احمدی نژاد و هم پالگی هايش را تروريست می خوا نند ، مردم ايران را اين گونه نپندارند.اين امکان گفت و شنود و سخن گفتن است که در ان معنای شيرين ازادی می شکفد تا انجا که به دهان ديکتاتورهايی چون احمدی نژاد نيز شيرين می ايد که حتا با وجود ان همه سخنان سنگين و کوبنده ای که رئيس دانشگاه کلمبيا نثار او کرد ، باز از حق سخن گفتن ـ که در دولتش ممنوعه است ـ استفاده نمود و حرفهايش را نوشخوار کرد.اين از بدی های دموکراسی است که کسانی چون احمدی نژاد هم می توانند حرف بزنند و اين در حقيقت بهترين نوع نظام است که کسانی چون احمدی نژاد را به چالش می کشد و رسواتر و عريان تر می &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;کند.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;مسعود مجيری . نويسنده و روزنامه نگار ازاد&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="mailto:masoud_mojiri@yahoo.co.uk"&gt;masoud_mojiri@yahoo.co.uk&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/11466862-5969140408171611628?l=rahaaee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahaaee.blogspot.com/feeds/5969140408171611628/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=11466862&amp;postID=5969140408171611628' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/5969140408171611628'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/5969140408171611628'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahaaee.blogspot.com/2007/09/blog-post_27.html' title='گر نبودی در جهان امکان گفت              کی توانستی گل معنا شکفت'/><author><name>رهایی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09675055783892584015</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-11466862.post-2089810547887350491</id><published>2007-08-17T04:32:00.000-07:00</published><updated>2007-08-17T04:37:40.087-07:00</updated><title type='text'>کلامی چند به انان که می گويند\" ايران فدرال: اری؟خير؟هردو؟هيچکدام؟\"</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;نخستين سخن انکه هرگز قصد نظر سنجی نداشته ام چرا که انچه بر ان معتقدم \"مردم\" است و نظر سنجی بايستی از تک تک مردم صورت گيرد حال انکه اين مردم اکنون دراتش ظلم ، در جوی خون و در فقر و بدبختی مشغول جان کندن است و اين گونه نظر سنجی ها مربوط به اينده، همانند ان است که از محکومين به خصوص انانکه در رژيم جنايت پيشه اسلامی بر سر دار شدند و يا احتمالن ساعات اينده و روزهای اينده بر سر دار ميشوند سوال شود \" از فردا چه تصويری داری؟\" يا بی پرده بپرسی \" نظرت راجع به ايران فدرال چيست؟\"روی سخن با کسانی است که دغدغه شان ايران امروز در خون خفته نيست يا ايرانی که شايد تا فردا چيزی از ان نمانده باشد. روی سخن با کسانی است که دغدغه شان تنها و تنها قدرت فردايی است که به اصل قانون طبيعت شايد حتا اين فردا نيايد يا فردا بيايد و ما نباشيم ، که اگر بيايد و ما نباشيم ايندگان هستند و ايندگان خود برای خويشتن تصميم خواهند گرفت.با اين وجود خطاب به همه ان کسانی که نسبت به ايران فدرال مقابل يکی از اين چهار جواب را در ذهن خويش علامت می زنند ذکر نکاتی لازم است.شک نکنيد که انسانها حق دارند که خود بر سرنوشت خود تصميم بگيرند و مردم حق دارند که بر سرنوشت خود حاکم شوند واگر به اصل و قوانين حقوق بشری نيز معتقد هستيد به حقوق فردی و اجتماعی افراد نيز بايستی معتقد باشيد.احترام به زبان و فرهنگ تک تک انسانها لازم و ضروری است وحتا نسبت به ترويج زبان و فرهنگ انان نبايستی خدشه ای وارد شود.ايران ميهنی است که از چندن و چند زبان و فرهنگ برخوردار است و هر کس که نام و نشان ايرانی دارد و دغدغه ايران دارد و نه دغدغه قدرت ، بايستی نگهبان تک تک اين فرهنگها باشد اگر چه به زبان ان فرهنگ به خصوص گويش نمی کند.ترديد ندارم که هر کس نسبت به ديگران به درستی می تواند خانه خويش را، محله و منطقه و شهرو ديار خويش را اداره کند. هر کس بهتر از ديگران با کاستی ها و چگونگی های شهر و ديار خويش اشناست. پس بپذيريم که نميتوان برای اداره شهر و استانی ، شهردار و استاندار از شهر و دياری ديگر بر ان گماشت،همانگونه که بر خانه خود. و لذا اولين نگهبانان يک فرهنگ خاص وزبان خاص همانا کسانی هستند که دارای ان فرهنگ وان زبان هستند. ميهن ما ، ايران ، خانه همه اين ملت ، با فرهنگها وگويشهای گونه گون است و صاحبان ايران همين مردمی هستند که با اينکه هر کدام زبان و فرهنگ خاص خود را دارد اما از شهر و دياری ديگر با زبان و فرهنگ ديگری ، تشکيل خانواده داده است و حتا در ان سکونت اختيار کرده است.حال جای تامل اين جاست که چگونه است که اگر براين نکات واقف هستيد و اعتقاد داريد، اما بر ان نيستيد که درباره اينده ايران از تک تک صاحبان اين خانه بپرسيد \" اتاق رو به حياط خانه تان را چه رنگ دوست داريد؟ يا اتاق ديگرتان چه رنگ باشد خوب است؟ راستی پذيرايی خانه تان چگونه تزيين شود؟کسانی که معتقدند هر اتاق اين خانه متعلق به يک قشر خاص است و می توانند ان را ان گونه که می خواهند تزيين کنند، ايا هرگز بر اين نکته واقف هستند که ان اتاق تنها يکی از اتاقهای ان خانه است و ان خانه متعلق به همه ساکنان ان خانه؟ و البته نه فقط متعلق به ساکنان ان اتاق؟در مقابل ، انانکه می انديشند که همه ان خانه تنها متعلق به انان است و ان خانه تنها يک اتاق دارد و ان فقط در اختيار انان است ونه هيچ کس ديگر، ايا هرگز از ديگران رای و نظرشان را خواسته اند؟ ايا اصولن به بودن ديگران و يا به \"مردم\" اعتقادی دارند؟ ايا ايشان در خانه خود به همين روش تک قطبی و دگم عمل ميکنند؟راجع به رنگ وتزيين نمودن تک تک اتاقهای اين خانه از همه ساکنان خانه نظرخواهی کنيد. اگر دغدغه ايران داريد و اگر به ايران می انديشيد و به امروز و اينده ايران فکر می کنيد، حول ازادی و نجات ايران اتحاد کنيد و نه حول تقسيم قدرت و يا تمرکز قدرت، که نه تنها اتحادی ايجاد نمی گردد که اصولن پايه هايش سست و بی اساس است و اگر هم ائتلافی در میان است بايد بر سر اشتراکات باشد و نه اختلافاتی که ريشه در اعماق قدرت خواهی و قدرت طلبی دارد.يکی از دانشمندان فرزانه در خاطراتش نقل ميکند که برای سخنرانی به يکی از دانشگاههای فرنگ رفته بود، دانشجويی از استاد پرسيد:\" استاد اين جهان سوم که شما به ان تعلق داريد کجاست؟\" استاد فی البداهه پاسخ ميدهد\" انجا جايی است که اگر شما قصد اباد کردن کشورت را داشته باشی خانه ات ويران می شود و اگر بخواهی خانه ا ت اباد شود در ويران کردن کشورت می کوشی\".تلاش کنيم و به روزی برسيم که اگر کسی قصد اباد کردن کشور را داشت از او حمايت و پشتيبانی شود و نگذاريم که کسانی کشور را به ويرانی بکشند تا بر اندوخته های خود بيفزايند.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="mailto:masoud_mojiri@yahoo.co.uk"&gt;masoud_mojiri@yahoo.co.uk&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/11466862-2089810547887350491?l=rahaaee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahaaee.blogspot.com/feeds/2089810547887350491/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=11466862&amp;postID=2089810547887350491' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/2089810547887350491'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/2089810547887350491'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahaaee.blogspot.com/2007/08/blog-post.html' title='کلامی چند به انان که می گويند\&quot; ايران فدرال: اری؟خير؟هردو؟هيچکدام؟\&quot;'/><author><name>رهایی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09675055783892584015</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-11466862.post-6650850204544430480</id><published>2006-10-30T09:26:00.000-08:00</published><updated>2007-08-21T09:27:05.024-07:00</updated><title type='text'>نقد و انتقاد پذیری بر پایه اصول دموکراتیک</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;در این سالها که دغدغه و آرزوی ایرانیان به هم پیوسته گی و ائتلاف میان گروه ها و احزاب داخل و خارج می باشد مقوله ی انتقاد و نقد پذیری یکی از بحث های بلند و کشدار بین جریان ها و گروه ها و احزاب بوده است ، این جریان ها و احزاب هر یک به دفاع از خویش برخاسته و دیگر جریان و یا جریانات را نه به شکلی انتقاد گونه که اصول نظام دموکراتیک باشد ، بلکه در جهت و راستای از میان حذف کردن و گاه با انگ و ننگ چسباندن به طرف مقابل خود می کوشد حزب و یا فرد مقابل را در انظار عمومی و در میان قضاوت های مردم ( که در تلویزیون ها و میدیا های سیاسی نیز شاهد آن هستیم که جز فحاشی و تخریب و یا چاپلوسی و تملق چیز دیگری بیش نیست ) به پائین ترین سطح بکشاند که نه تنها از اصول دموکراتیک نبوده که در قهقرا نیز به سر می برد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تنها گفتن اینکه " من تنها مرد میدانم " برای گشایش بی درنگ در های قدرت کافی نیست . هر مدعی  قدرت ناگزیر با دیگر قدرت خواهان به چالش بر می خیزد و سیاسیت مدار چه زمانی که به قدرت نرسیده و حتی زمانی که به قدرت سیاسی می رسد در معرض نقد قرار گرفته و می گیرد . نقد هنری در چار چوب نظام دموکراتیک امروزی حرفه ای از سوی سیاست مداران است به ویژه اگر در احزاب و جمعیت های سیاسی متشکل شده باشند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما متاسفانه سیاست اکنون در میان احزاب و گروه های ایرانی حرفه ای نیست بلکه به احساسات متکی ست . این نوع سیاسیت به تداوم برنامه ها و پیوستگی جریان های سازنده در ابعاد مختلف منجر نمی شود بلکه باعث می شود فعالیت ها با آزمون و خطا که روش پر هزینه ای است متوسل شود  . دو جناح و یا جناح ها و احزاب باید منافع فردی ، باندی و تشخیص های فردی و گروهی را کنا بگذارند و بر روی یک سری اصول با هم توافق کنند و آنها را مبنا قرار دهند که اگر چنین شود بین آنها اتحاد ایجاد می شود و ائتلاف های پایدار شکل می گیرد و در یک کلمه سیاست حرفه ای می شود . سیاست حرفه ای سیاستی پاک و بدور از شائبه و از زد و بند ها است . چنین سیاستی پشتوانه ی استقلال ، تامین کننده ی منافع ملی است و تحت تاثیر هیچ جریان خارجی نیز قرار نمی گیرد . از هر گروه و از هر حزبی متناسب با اینکه چه ائتلافی را می تواند شکل دهد و همچنین چه برنامه ای را می تواند پیاده کند باید انتظار داشت . اما دلیل این نا پیوستگی و اتحاد نیافتن ، بد فهمی از نقد و نقد پذیری به عنوان اصول یک نظام دموکراتیک می باشد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اکنون فهم غلطی از نقد و نقادی در جامعه ی ما رواج دارد . معمولا در اذهان نقد گوئی از خرده گیری تا مسخ کامل یک چهره ، طرح و جمعیت  و ..... تلقی می شو که گوینده اش قرار است همه ی ضعف ها و نقص ها را برجسته کرده و به این ترتیب به حریف بشورد . این درک از نقد دور از واقعیت نیست اگر درکی درست از نقد و نقادی در اختیار نداشته باشیم و خود را تنها به تلقی های رایج از رقابت های جناحی آن هم تا سطح عوام فریبی ، ریا کاری و کار شکنی محدود کنیم .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نقد و انتقاد پدیده ایست که در مسیر تکامل انسان و جوامع بشری از ضروریات تلقی می شود چرا که در صورت نبود پدیده ی نقد احتمال خطا و گمراهی در مسیر انسان و جامعه اش بسیار محتمل است .&lt;br /&gt;جلوگیری از چاپلوسی و تملق گوئی در کنار پذیرش دیدگاه های منصفانه ی منتقدان عواملی هستند که به درستی خواهند توانست راه را بر هر گونه فساد و سوء استفاده ببندند گر چه در مراحلی امکان تفاوت نظر میان یکدیگر وجود دارد که در اینجا توضیح گفتمان سازنده میان طرفین خواهد توانست اختلاف نظر ها را حل کند . در اینجا باید گفت که رسانه های سیاسی و آزاد ، نقادی ی سالم و ارزیابی ی کارشناسانه سه عاملی هستند که خواهند توانست احزاب و گروه ها را در انجام و تکامل برنامه ها یاری کنند ، احزاب و افراد نیز خواهند توانست با افزایش آستانه ی تحمل خویش و نقد پذیری از تمام ظرفیت ها بهره مند شوند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نقدی که خالی از انصاف نباشد و پرهیز از جانب داری ها یا مخالف ورزی ها ی باندی و جناحی نباشد مستلزم وجود ابزار و بستری است که بتوان به این منظور دست یافت . یکی از این ابزار ها وجود تمهیدی است دموکراتیک که از یک سو سوژه ی مورد نقد به همه ی الزام های دموکراتیک متعهد باشد و از سوی دیگر نقد کنند نیز خود را مومن به همان اصول بداند که این رفتار هم می تواند در قاعده ی رقابت حزبی / جناحی انجام گیرد و هم در سطح ارتباط میان دو فرد ، هم در قاعده ی اکثریت / اقلیت در این اصول دموکراتیک و هم در قاعده ی معمول برای عرضه ی اندیشه . مهم این است که هر دو سوی این معادله خود را در معرض قضاوت آگاهانه ی مردم قرار دهند . بایستی هر دو سوی این معادله خود را نه در جایگاهی مطلق بلکه نسبیتی از عقلانیت بسنجند که همواره در معرض خطا ها و اشتباهات ممکن قرار دارند . در این حال هنگام نقد یکدیگر نیز باید قائل به برداشت های نادرست احتمالی ی خود باشند . این روش میسر است اگر هر دو سو یکدیگر را به رسمیت شناخته از یکدیگر بهره ی کافی ببرند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باید بد فهمی از نقد و نقادی را کنار گذاشت و تفاوت میان نقد و انگ و ننگ بستن به یکدیگر مشخص گردد . متاسفانه درک غلط از نقد باعث شده حتی شخصیت فرد و چارچوب یک حزب را به نوعی ترور کردن بپندارند که این بد فهمی از نقد و نقادی و در اصل بد فهمی از نظام دموکراتیکی است که از آن دم می زنند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جان کلام آنکه اول باید بد فهمی از نقد و نقادی را اصلاح کرد و دوم در نظر داشته باشیم که هیچ برنامه ای تنها با چاپلوسی و تملق و یا نقطه ی مقابل آن یعنی با تخریب و کار شکنی به ثمر نخواهد رسید .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مسعود مجیری ( نویسنده و روزنامه نگار )&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.blogger.com/B"&gt;masoud_mojiri@yahoo.co.uk&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;_&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/11466862-6650850204544430480?l=rahaaee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahaaee.blogspot.com/feeds/6650850204544430480/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=11466862&amp;postID=6650850204544430480' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/6650850204544430480'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/6650850204544430480'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahaaee.blogspot.com/2006/10/blog-post.html' title='نقد و انتقاد پذیری بر پایه اصول دموکراتیک'/><author><name>رهایی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09675055783892584015</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-11466862.post-8014644618505786590</id><published>2006-09-11T09:12:00.000-07:00</published><updated>2007-08-21T09:17:58.211-07:00</updated><title type='text'>11 سپتامبر و جهانی شدن تروریسم</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;تا قبل از واقعه 11 سپتامبر و حملات تروریستی به ساختمان های تجارت جهانی موسوم به برج های دو قلو در نیویورک پایتخت ایالات متحده امریکا، گروه های سازمان یافته تروریستی، تروریسم دولتی، عملیات های ضد بشری و ضد انسانی خویش را در حیطه و چهار چوب محیط اطراف خویش انجام می دادند. اما فاجعه 11 سپتامبر که زائیده تفکری ارتجاعی و عقب مانده و پست است تبدیل به تروریسم جهانی شد.&lt;br /&gt;خاورمیانه بدون شک زادگاه این تفکر مرتجع و واپس مانده است. سوای این مسئله که پاگرفتن و رشد نمودن این تفکر حاصل کاشت این بذر هرزه، توسط جوامع قدرتمند غربی در گذشته بوده است که می پنداشت در مقابل قطب دیگر دنیا یعنی نظام کمونیستی شوروی سابق، برای به توازن رساندن این منطقه از خاورمیانه لازم به رشد و ترویج و به قدرت رساندن افکار دینی و مذهبی است آن هم نه به شکل حقیقی دین یا آنچه که ذات و نفس یک دین الهی محسوب می شد بلکه خرافات و افکار ارتجاعی که اساس دین را در خود محو و متعصب ماب و تندخو و خشکی مقدس بود.&lt;br /&gt;این سازمان ها که در ابتدا تشکیلات آنچنانی هم نداشتند از حزب الله لبنان، اخوان المسلمین در مصر، حزب بعث در سوریه و عراق، القاعده در افغنستان و پاکستان و چندین و چند سازمان کوچک و بزرگ دیگر و در ادامه تبدیل شدن گروهی از آنها به تروریسم دولتی- حکومتی که ایران را هم از این قاعده مستثنی نساخت به سرعت همانند سرطانی پیکر خاورمیانه را در بر گرفت.&lt;br /&gt;خاورمیانه در ابتدا در قتل و کشتار و ترور مردم این منطقه و آتش جنگ توسط همین سازمان ها و حکومت ها و دولت های تروریست می سوخت و زیر چکمه های حکومت های خود کامه لگد می شد اما غرب با آرامش خیال از تک قطبی شدن جهان و فروپاشی آن قطب دیگر یعنی شوروی سابق به خواب رفته بود اما جهان به سمت تک قطبی شدن پیش نرفت و آنچه امروز جای آن قطب دیگر را گرفت ترور و تروریسم و اسلام مجتهد و اسلام قهقرائی سازمان ها و دولت هائی شد که زائیده اسلام خرافاتی و افکار ارتجاعی بودند.&lt;br /&gt;در یازده سپتامبر 2001 فاجعه ای اسفبار و تکان دهنده ای رخ داد که نه تنها ایالات متحده بلکه جهان را در بهت و حیرت و ماتم فرو برد. بیش از 3 هزار انسان بی گناه از پیر و جوان و کودک از تمامی ملیت ها و آئین ها قربانی تروریسم جهانی کوری شدند که در ابتدا با بستن بمب های انتحاری و کمری آغاز شد و به ربودن هواپیما و هواپیماهای انتحاری ختم شد.&lt;br /&gt;جایی جای خاورمیانه با این قبیل اعمال و رفتار این قشر واپسگرا آشناست. تروریسم دولتی با ذهن و تفکر پوسیده و احمقانه که محلی از تراوش ذهن را در خود باقی نگذاشته با حربه دین سیاست های پلید و متزورانه اش را به پیش می برد و از همان روز ابتدای شکل گرفتنش در مکتب تروریسم ایده های ترور حذف فیزیکی و شخصیتی را پیاده کرد. زنان و مردان بسیاری در خاورمیانه اسیر مرتجعین عصر وحشی شدند و به تیغ آنان ترور و به شلاق اندیشه شان گرفتار شدند.&lt;br /&gt;تروریسم جهانی با تشکل و گرد آمدن این گروه های زبان اسلحه، آئین خون و خدا شمشیر از سپتامبر 2001 متشکل تر و سازمان یافته تر عمل کرد و همچون ماری زهرآگین از لانه خود بیرون خزید و حیات جهان و بشر را تهدید کرد.&lt;br /&gt;از آن حادثه خون بار تاکنون 5 سال می گذرد. مبارزه با تروریسم جهانی شکل گرفت و در این راستا جهان را متوجه ساخت که دیگر هیچ کس و هیچ ملتی و هیچ کشوری از گزند افعی خطرناک تروریسم در امان نخواهد ماند. حکومت سیاه القاعده در افغانستان و رژیم بعث در عراق که خود دستانی تا مفرغ آغشته به خون مردمانشان داشتند و به لحاظ تفکر سیاه و تاریکشان از دیگر گروه های تروریستی در این سو و آن سوی خاورمیانه حمایت های مالی و تسلیحاتی می کردند یکی پس از دیگری در مواجهه با مبارزه جهانی علیه ترویسم ساقط شدند و همچنان که مبارزه علیه تروریسم ادامه یافت، سازمان ها و گروه های تروریستی نیز اعمال خویش را ادامه دادند و از حمایت های دولت های حامی تروریسم از جمله رژیم اسلامی ایران نیز هر چه بیشتر برخوردار شدند. عملیات های تروریستی در اسپانیا، ایتالیا، فرانسه و انگلیس موج تازه ای به خود گرفت و بسیاری را قربانی تفکر تاریک و کور و ذهن بسته و منجمد خویش کرد.&lt;br /&gt;حکومت اسلامی در ایران و حکومت بعث در سوریه از حامیان و بانیان این تفکر شوم و خطرناک هستند که با دادن حکم جهاد می کوشند صدور این اسلام واپسگرا و عقب مانده شان را توسط شبه نظامیان و گروه های مسلح تروریستی در مناطق مختلف خاورمیانه و حتی در کشورهای اروپائی و غرب جامه عمل بپوشانند.&lt;br /&gt;مادامی که این دو حکومت بحران ساز و ضدمردمی و ضد بشری برقرار باشند، در تقابل میان تروریست ها و مبارزین علیه تروریسم، نه خاورمیانه و نه حتی جهان کنونی ما روی صلح و آرامش را به خود نخواهد دید.&lt;br /&gt;مبارزه علیه تروریسم جهانی شکل گرفته اما همچنان با حضور حکومت های ضد دینی و ضد بشری و ضد حقوق انسانی، درون رگ های تروریست های چهار گوشه جهان خون آلوده خویش را جاری می سازند و در حقیقت شریان اصلی این گروه ها که تنها گفتمان شان را اسلحه و بمب و آتش شکل می دهند به حساب می آیند.&lt;br /&gt;درخت تروریسم از ریشه فاسد و میوه هایش کرم زده است که با هرس کردن شاخه هایش نمی توان شاهد بهبود یافتن آن بود. این درخت را باید از ریشه و بنیان از خاک خاورمیانه بیرون کشید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مسعود مجیری ( نویسنده و روزنامه نگار)&lt;br /&gt;Email: &lt;a onclick="return top.js.OpenExtLink(window,event,this)" href="mailto:masoud_mojiri@yahoo.co.uk" target="_blank"&gt;masoud_mojiri@yahoo.co.uk&lt;/a&gt; _&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/11466862-8014644618505786590?l=rahaaee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahaaee.blogspot.com/feeds/8014644618505786590/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=11466862&amp;postID=8014644618505786590' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/8014644618505786590'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/8014644618505786590'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahaaee.blogspot.com/2006/09/11.html' title='11 سپتامبر و جهانی شدن تروریسم'/><author><name>رهایی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09675055783892584015</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-11466862.post-8175745966569521773</id><published>2006-09-04T09:06:00.000-07:00</published><updated>2007-08-21T09:07:57.218-07:00</updated><title type='text'>از کدامین  حقوق مسلم ملت سخن می رانید؟</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;درجریانهای سفرهای اخیر احمدی نژاد ومفاوضاتش در راستای ادامه فعالیتهای هسته ای رژیم  اسلامی، نکته ای که او در سخنان خویش بر آن تکیه دارد و بارها و بارها تکرار کرده و می کند ، جدا از به تعلیق درنیآوردن فعالیتهای همه جانبه هسته ای که حکایت از دست یافتن به سلاحهای هسته ای دارد ، این است که وی این جمله را مکررا عنوان می کند که " ملت ایران با هیچ کس دشمنی ندارد ، ملت ایران ملتی صلح جو و ارامش طلب است، ملت ایران در پی دست یافتن به سوخت هسته ای است که حق مسلم ملت ایران است"&lt;br /&gt;البته که در مورد ملت ایران این جملات صدق می کند. همه دنیا به این نکته آگاهند و حتی اگر خود مردم ایران هم سوخت هسته ای را حق مسلم خویش بداند با این حال این سوال پیش می اید که احمدی نژادی که زبان و ذهن و دل رژیم است ، اکنون در این سفرها از جانب مردم و ملت سخن می گوید؟&lt;br /&gt;اگر سوخت هسته ای حق مسلم مردم باشد ، سلاح و بمب هسته ای که رژیم اسلامی خواستار دست یافتن به آن است، بلای جان ملتی است که هیچ وجه اشتراکی با رژیم اسلامی ندارد.&lt;br /&gt;ملت ایران کجا خواستار نابودی و محو کشور دیگری از روی زمین است که اکنون احمدی نژاد از زبان ملت سخن میراند؟&lt;br /&gt;گویا احمدی نزاد گمان کرده مردم ایران و جوامع بین المللی حافظه تاریخی شان را از دست داده اند .اگر احمدی نژاد سابقه فعالیتهایش بر ضد ملت ایران و به خصوص مردم مبارز کردستان را فراموش کرده یا اگر سخنان اخیرش را در مورد محو اسراییل از روی کره زمین به خاطر نمی آورد بهتر است به گذشته اش نگاهی بیندازد.&lt;br /&gt;آیا احمدی نژاد نبود که با شعار های نان و نفت آوردن بر سر سفره ملت و مهر ورزیدن و چنین شعارهای دهان پر کنی به ملت ایران همچون نمایندگان خدا بشارت و نوید می داد.&lt;br /&gt;ملتی را که کوچکترین ارزشی برای جان تک تک آنها قائل نیستند و پشیزی برای حقوق اولیه اش ارزش نمی نهید و پاس نمی دارید، ملتی که حق مسلم سخن گفتن را از آن دریغ داشته اید به یکباره سوخت هسته ای و انرژی هسته ای را حق مسلم آن میدانید؟&lt;br /&gt;ملتی که نان فرزندانش را از سفره پدرانشان محروم کرده و ماهها حقوق معوقه شان را طلب میکنند و عاقبت آنچه نصیبشان کردید مرگ و زندان و شکنجه شد، به خوردن کیک زرد خانمان سوز دعوتشان می کنید؟&lt;br /&gt;ملتی که امنیت جانی اش در وسایل نقلیه زمینی و هوائی جزء حقوق شهروندی اش است و هر روز خبر کشته شدن و سوختن و مردن آنان را می شنوید ، موشکهای شهاب 3و4 وصاعقه و غیره غیره  ، برایش به ارمغان میاورید و از صلح سخن میرانید؟&lt;br /&gt;ملتی که زنانش امنیت جانی و مالی ندارد، ملتی که جوانانشان سقفی برای زندگی در آرامش و آسایش ندارند ، از پول نفت و گازش که حق مسلم آنان است، میلیارد میلیارد به گروههای تروریستی در گوشه گوشه دنیا ارزانی میدارید، انوقت از حق مسلم انرژی هسته ای ملت ایران سخن می رانید؟&lt;br /&gt;ملتی که به یمن قدوم نا مبارکتان ، فقر و تنگدستی اش موجب شد تا مردمانش از ناچاری خود و خانواده شان را وادار به خود کشی و خود سوزی می کنند، ملتی که دختران خرد سالش به جای کلاس درس که حق مسلم هر کودکی است، در کارگاههای صنعتی گوناگون به سخره گرفته و شیره جانش را می مکند و می مکید؟&lt;br /&gt;از حق مسلم این ملت سخن میرانید؟&lt;br /&gt;ملتی که حقوقش را پاس نمی دارید؟ ملتی که زبان اقوامش را از تکلم آن محروم می دارید؟ که فرهنگ قومی اش را ضد فرهنگ پنداشتید؟ ملتی که زبانهای مادریشان را بر نمی تابید و نمی شنوید؟ ملتی که نوع لباس اقوام مختلفش را در طول این سالها منع کردید و به تمسخر گرفتید و اکنون همچون گرگی در لباس میش، لباسهای  قومیتهایش را به تن میکنید و از حق مسلم شان دم میزنید؟&lt;br /&gt;ملتی که ائین هاشان را و مراسمات آئینی شان را ممنوعه کردید و با تزویر و نیرنگ میانشان تفرقه می افکنید تا به جان هم افتند و خود بر آنان همچنان حاکم گردید؟&lt;br /&gt;ملتی که فرزندانش را به هر طریق ممکن ، از فرستادن به جبهه های جنگ جنون بارتان تا تیرباران و اعدامهای و شکنجه گاهها و سیاهچالهای زندانهاتان به خاک و خون کشیدید؟&lt;br /&gt;ملتی که فرزندان دانش اموز و دامشجویش را یا به بند کشیدید و به مسلخ گاههای ولی امرتان بردید و قربانی طول عمر ولایتش کردید یا اگر نه ،آواره کشورها و این سو ان سوی دنیا؟&lt;br /&gt;از حق مسلم ملتی سخن میرانید که نویسند گانش ، متفکرانش و اندیشمندانش را گلو پاره کردید و سینه دریدید، زیرا که حق مسلم شان بود که بنویسند و فکر کنند و بیندیشند برای خاطر مردم میهنشان که بدانند و بفهمند که حق شان چیست و کجاست؟&lt;br /&gt;ملتی که کشاورزش برای کاشت و کشت محصولش که تنها ممر در امد و معاش خود و خانواده اش است، به دلیل کمبود آب، آب جیره بندی شده به آن عرضه میدارید، از کدامین اب و از حق مسلم چندین کشاورز محروم، از ان همه آب لازم برای تولید اب سنگین را مژده میدهید.&lt;br /&gt;ملتی که نیروهای نظامی و انتظامی امنیتی تحت الامر دولت منتصبش که وظیفه اش دفاع از جان و مال و حیثیت شهروندان است که حق مسلم یک ملت است، خود ناقض امنیت و آرامش و عامل تجاوز به مال و جان مردم و از بین بردن حیثیت آبروی فرد فرد جامعه گشته؟&lt;br /&gt;ملتی که شهر های بزرگش ساعات طولانی در قطعی برق کامل به سرمی برد آنوقت حاکمانش در انتقال خطوط برق به عراق و دیگر کشورهای همسایه اش سرمایه گذاریهای کلان میکند؟&lt;br /&gt;ملتی که امنیت اقتصادی و شغلی اش  متزلزل گشته و سیر نزولی را طی میکند و از حداقل رفاه اقتصادی که حق مسلم تک تک صاحبان مشاعل یک جامعه است ، بر خوردار نیست؟&lt;br /&gt;ملتی که اثار تاریخی و باستانی  و فرهنگ تمدنی اش را طاغوتی خواندید و به هزار دسیسه کوشیدید که فرهنگش را باطل بشمارید و جای ان فرهنگ وافکار مرتجع خویش را قالب کنید؟&lt;br /&gt;ملتی که زنانش را فرو مایه و فرو دست شمردید به طوری که گویی خود از مادرزائیده نشدید و نه تنها حق مسلم شان را ندادید که به جبر وزور و ظلم اختیارات مسلم شان را هم دریغ ورزیدید؟&lt;br /&gt;ملتی که دست و پای لایقان و درستکاران و خدمتگزارن حقیقی اش را بستید که یا به کنج زندانها پوسیدند و یا به طنابهای دار و گلوله های سربی تان مهمان شان کردید و خود در میدان به رزمایش و جولان در امدید.&lt;br /&gt;ملتی که کتابها ی نویسندگانش را سوزاندید و رشته رشته کردید، روزنامه هایش را توقیف کرده ، روزنامه نگارانش را یا دست و پا و چشم بسته به کنج پستی  و فراموشی افکندید یا پیکر شان را به تیغ زهر آلود ذهنتان و به دشنه عمال سر سپرده تان شرحه شرحه کردید؟&lt;br /&gt;جناب رئیس جمهور بر آمده و بر گزیده از ذهن و زبان و دل مشتی عوامفریب و قشری سیه کار، از کدامین حقوق مسلم ملت سخن می رانی؟&lt;br /&gt;شما و اعمال و رفتار ننگین و کینه توزانه و جنگ افروزانه و ضد بشری کجا، مردم و ملت صلح جو و آرامش طلب ایران کجا.&lt;br /&gt;حق مسلم مردم و ملت ایران، صلح و حقوق بشر و امنیت و آزادی کجا، شما و اربابان خود کامه و تفرقه و تنش و بمب و آتش جنگ  وکشتار کجا.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مسعود مجیری (روزنامه نگار)&lt;br /&gt;2006-09-04&lt;br /&gt;Email: masoud_mojiri@yahoo.co.uk&lt;br /&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/11466862-8175745966569521773?l=rahaaee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahaaee.blogspot.com/feeds/8175745966569521773/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=11466862&amp;postID=8175745966569521773' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/8175745966569521773'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/8175745966569521773'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahaaee.blogspot.com/2006/09/blog-post.html' title='از کدامین  حقوق مسلم ملت سخن می رانید؟'/><author><name>رهایی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09675055783892584015</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-11466862.post-8869293489305232985</id><published>2006-08-21T08:58:00.000-07:00</published><updated>2007-08-21T09:01:29.440-07:00</updated><title type='text'>اندر حکایت فاشیسم</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;گویند در سرمینی که نه چندان دور باشدی و نه چندان دست نیافتنی و در دورانی که قریب به نیم قرن و اندی تخمین همی زدی و در آن سرزمین هیچ زندگی نمی کردی جز آدمیانی با گیسوانی که به رنگ زرد بودی که خاصه طلایی و زر بودی ، مردی از این تبار به قدرت زیادی همی دست یافتی. مورخان مرده و زنده و حاضر گویند که وی از صندوق انتخابات درنیامدی ، بل خود، خود را انتخاب نمودی و چون شعار همی دادی که" نژاد ما نژاد برتر بودی" پس هیچ آدمیزاده ای اندر این جهان نبودی جز ایشان را و جهان ساخته نشده بودی جز از برای ایشان و خدای را آفریده ای نبودی جز اینان که گیسوان طلایی همی داشتندی. پس مردمانی بسیار از این تبار و تیره از وی طرفداری همی کردندی و وی را ستایندی چونان که وی خداوندی بودی. پس چون امر بر وی مشتبه شدی که خداوتدی بودی و از همه برتر همی بودی حکم در حکم همی کردی و امر بفرمودی که هر آفریننده ای که از ما نبودی و به شکل اندر به مشابه ما نبودی (خاصه اگر سر و صورت و گیسوان تیره و سیاه بودی) او را بگرفتندی و بکشتندی بدان گونه که به مسلخ برده باشندی. گویند گاه شرحه شرحه کردندی و گاه به جایی بردندی مطبخ مانند و درون تنورهایی انداختندی و می سوزاندی تو گویی که این آدمیان هیزم همی بودی. سالهل بگذشتی و چون داد و فغان ادمیانی دیگر که از این تبار نبودندی از ظلم ایشان به آسمان در آمدی و به مقابله بر خاستی ، اینان که نژاد برتر بودندی و خود کامه بودندی دست از کشتار بر نداشتی و به این فکر بر آمدندی که کشور گشایی همی بکردندی و جهان را از تبارها و نژادهایی که مشابه اینان نبودی خالی بگردانندی. پس چندین تبار از مرمانی که با ایشان مخالف بودندی و گاه قربانیانی از تبار خویش به دست اینان گشته بودندی به مقابله و مبارزه همی بر خاستندی و خداوندی که از همه برتر بودی و شعاری جز جنگ افروزی نمی دانستی به جنگ با کسانی بر خاستی که" متفقین" همی می نامیدندی. گویند سالها جنگ و جدال همی بودی و کشتارها شدندی ، سرزمینهایی ویران گشتی و چه بسیار که بی خانمان نگشتی و چه دیارهایی که در آتش نسوختی . بدین سان بود که سخنان آن که خویش را برتر همی دانستی و نژاد خویش را برتر از همه آفریده ها می پنداشتی جهان را به چنان روزی بینداختی که سالها مردمانی آواره بودندی و قربانیانی بی شمار دادندی از خردسالگان و برنایان و پیران و خساراتی به بار آوردندی بس جبران ناپذیر و این جنگ چنان بودی که همچنان به یادها بماندی به طوری که نام آن را "جنگ جهانی دوم" بخواندندی. سالهای بسیار از آن جنگ خانمانسوز بگذشتی تا به اواخر قرن بیست همی رسیدی و به روزی رسیدی که خبر همی رسیدی که در دیاری دیگر مردی از همان تبار برتر- از لحاظ خودکامگی- به قدرت رسیدی و حکومتی و قدرتی به دست آوردی و خویش را فرستاده افریدگار خواندی و شعار همی دادی که " هر کس از ما نبودی، کافر بودی و کافر را سزاوار مرگ بودی" . ایشان به شکل اندر از تیره چهره گان بودندی با گیسوانی سیاه و به جامه های سیاه و سفید ملبس بودندی و جهان را نیز همین گونه می دیدندی. اینان به شدت بر دین و مذهب گرایش داشتندی ، متعصب مآب و خویش را از تبار متدینین همی می خواندندی. اینان هم به مشابه خودکامگان گذشته، خود، خود را انتخاب نمودی و حاضران و ناظران گویند که از صندوق به گونه ای بیرون آمدندی معجزه آسا به طوری که دستان غیب در آن دخالت همی داشتی و این شعار که اینان نمایندگان آفریدگار بر روی زمین بودندی از همین جا نشات می گرفتی. پس چون به نام دین به قدرت رسیدندی به همین نام نیز کشتار همی کردندی بی شمار از مردمانی که به مسلک ایشان نگرویدندی و بر ساز ایشان نمی رقصیدندی. ایشان هم به گونه مشابه اجداد تاریخی خویش چونان ددان شکم می دریدندی و سرها می بریدندی به گونه ادمیان بی تمدن اولیه، تو گویی که در قهقرا به سر می بردندی، چرا که ایشان بدین گونه می زیستندی. سالها بدین منوال همی بگذشتی و خونها بریختندی و ظلم ها بکردندی و در این میانه همی معجزاتی نیز از خویش به نمایش می گذاشتندی تا همچنان فرستاده گیشان از سوی خداوند بر قرار بماندی و بر مردمان فلک زده آن دیار به اثبات برسانندی. از آنجا که ایشان مردم را نادان می پنداشتی و از آنجا که آنکس که دیگران را نادان پنداشتی خود نادانی بیش نبودی، پس از نادانی امر بر ایشان نیز مشتبه بگشتی که دستان غیب با ایشان یار و یاور بودی. پس ایشان نیز قصد جهان بکردی و بدین فکر فرو رفتی که پیش از ان معجزه ای دیگر نیاز باشدی- از قرن 21 چند سالی نگذشته بودی- پس معجزه از صندوقی در بسته بیرون آمدی و خود را به نمایش گذاشتی و خود را نماینده مستضعفین بخواندی که از جانب آسمان به وی امر شدی که منصوب همی گشتی تا مردمان را مهر همی ورزی و عدالت بر زمین همی برقرار بگردانی و رساله ای نیز به وی همی دادی که در پای آن مهر و دست خط آسمانیان بر ان بودی و این نشانه، معجزه ایشان بودی که کس را بر وی تردیدی نباشدی و کسانی که خود نیز خود را نشانه خداوند می پنداشتی از در شاهد بر امدندی و شهادت همی دادندی که وی راست بودی و چون راست بودی پس در راست قدم نهادی و راست می رفتی و تند میرفتی و در نهایت تند رو همی بودی. پس چون تند همی رقتندی زود قصد جهان بکردندی و پرده ها از رخ بر انداختندی و چون پرده بر افتادی های و هوی بر آوردندی که سلاحهای کشتار جمعی همی داشتندی و مفاوضاتی ابراز داشتندی که جهان را فتح بباید بکردی و خواستندی که ایدیو لوژی خود را به جهان صدور بکردندی و بفرمودی که همه ادیان هیچ بودی به جز دین و مسلک ایشان و فریاد بر داشتندی که یهودیان آدم نبودی و جهان از اینان ناپاک بودی و قصد ان کردندی که جهان را از اینان پاک و مبرا بگردانندی . پس جهان نیز که که سالها به ارامی میگذشتی و به خواب غفلت فرو رفته بودی به ناگاه شوکه شدی ، به مقابله برخاستی. آنان که قصد جهان بکردندی بر موضع خویش پایفشاری همی کردندی و جهان را تهدید همی کردندی و جهان را به قصد خویش بشوراندی و آن چنان سخن بر زبان میرانندی ، جنگ افروزانه. پس خر خود را همی راندی تا بدان جا رسیدندی که هیزم به آتش افزودندی و بدین صورت جنگی به راه انداختی اندر سرزمینی " خاور میانه " نام و در گوشه ای از آن که پسر عمو هائی میزیستندی " یهود و مسلمان " زادگان .پس کشتار همی شدندی ، خانه ها خراب گشتندی و خیل آدمیان آواره همی گشتندی از حماقت خود کامگانی که منفعت خویش را خواستندی و اصول خویش را منافع دین و مسلک می پنداشتی و نه منافع ملی . پس آنچنان کردندی که حیات مردمان خویش را نیز به خطر انداختی و مردمان این دیار نیز همی هراسیدی که به جنگی فرو رفتندی که یک بار زخم و درد آن را با گوشت و پوست و استخوان چشیده بودندی و این روال همی ادامه داشتندی ... و این بود بابی اندر حکایت فاشیسم که اولی از نوع قومی و ملی بودی و دومی از نوع ایده ئولژیک مذهبی. &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;به قلم : مسعود مجیری ( نویسنده و روزنامه نگار ) &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;Masoud_mojiri@yahoo.co.uk &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/11466862-8869293489305232985?l=rahaaee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahaaee.blogspot.com/feeds/8869293489305232985/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=11466862&amp;postID=8869293489305232985' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/8869293489305232985'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/8869293489305232985'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahaaee.blogspot.com/2006/08/blog-post_21.html' title='اندر حکایت فاشیسم'/><author><name>رهایی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09675055783892584015</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-11466862.post-115524784751942810</id><published>2006-08-10T15:07:00.000-07:00</published><updated>2006-08-10T15:10:47.573-07:00</updated><title type='text'>زندگی نامه اکبر محمدی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;اکبر محمدی در استان سرسبز و خرم مازنداران ، در سرزمین مازیار و مجاورت خاک بابک خرمدین و در یک خانواده متوسط در آمل چشم به جهان گشود در سال 1373 پس از پایان تحصیلات متوسطه به تهران آمد و پس از شرکت در کنکور سراسری در دانشکده علوم بهزیستی و توانبخشی دانشگاه تهران در رشته  مدد کاری اجتماعی وارد دانشگاه شد .&lt;br /&gt;وی بعنوان یک دانشجوی آزادی خواه با دیدن بی عدالتی های موجود در جامعه و فقدان آزادی ، در دانشکده فعالیت سیاسی را آغاز کرد و پس از کشته شده فروهر ها در سال 1377 ، و بر ملا شدن شیوه این کشتارتوسط روزنامه سلام و توقیف آن ، تظاهراتی از سوی دانشجویان دانشگاه ها آغاز شد ، که از 18 تیر ماه سال 1378 به مدت چند روز تهران و چند شهر دیگر را در نا آرمی فرو برد و سرانجام منجر به سرکوبی این جنبش و دستگیری وی و برادر بزرگش منوچهر محمدی شد . وی در طی سالیان زندان به دلیل غیبت زیاد از دانشگاه اخراج شد . او به مدت 7 سال در زندانهای جمهوری اسلامی ، زندان توحید ، زندان اوین زیر وحشیانه ترین شکنجه های وزارت اطلاعات قرار گرفت و به عنوان اسطوره مقاومت از سوی جنبش دانشجویی انتخاب شد . وی یکی از اعضای شورای مرکزی اتحادیه ملی بود . و در پی تظاهرات 18 تیر به عنوان متهم ردیف دوم قیام کوی دانشگاه به اعدام محکوم و با درخواست علی خامنه ای با دو درجه تخفیف به 15 سال زندان محکوم شد .&lt;br /&gt;در پی شکنجه های وزارت اطلاعات در زندان توحید و 209 اوین انواع شکنجه های روحی و جسمی را تحمل کرد .&lt;br /&gt;موارد شکنجه در 3 ماه و نیم زندان تو حید و 209 اوین&lt;br /&gt;1-     کابل زدن به کف پا به مدت 27 روز ( یک روز در میان )&lt;br /&gt;2-     ضرب و شتم در حین بازجویی&lt;br /&gt;3-     بی خوابی&lt;br /&gt;4-     پخش نوحه با صدای بلند در سلول انفرادی&lt;br /&gt;5-     آویزان کردن از سقف بصورت قپانی&lt;br /&gt;6-     تهدید به اعدام&lt;br /&gt;7-     شلاق زدن همراه با وزنه سنگین بر پشت&lt;br /&gt;8-     استفاده از داروی بی حواسی برای سند سازی&lt;br /&gt;و انواع دیگر شکنجه ها ....&lt;br /&gt;در پی این شکنجه ها وی از ناحیه کمر صدمه دید و تا آخرین روز ها نیز از این مسئله رنج می برد . همینطور پنجاه درصد از شنوایی خود را در طول شکنجه ها از دست داد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از جمله اقدامات او در طول فعالیت سیاسی اش می توان به موارد زیر اشاره کرد .&lt;br /&gt;1-     بوجود آوردن تشکل  سیاسی در دانشگاه &lt;br /&gt;2-     برپایی اعتراضات صنفی دانشجویی در دانشگاه&lt;br /&gt;3-     موضعگیری تند در سخنان ده نمکی از اعضای انصار حزب الله در دانشگاه&lt;br /&gt;4-     بر هم زدن سخنرانی خاتمی و سازماندهی تظاهرات در دوم خرداد 78&lt;br /&gt;5-     سازماندهی تظاهرات کوی دانشگاه در سال 78 به همراه برادرش و دیگر دانشجویان که منجر به 15 سال زندان شد&lt;br /&gt;اکبر محمدی در طول 7 سال زندان پنج بار دست به اعتصاب غذا زد، او در طول این اعتصابات به انواع بیماری های گوارشی مبتلا شد . وی به بیماری ام اس نیز مبتلا شده بود .&lt;br /&gt;به همین جهت بنا بنظر شورای پزشکی وی مستحق مرخصی استعلاجی شد ولی به دلیل چاپ کتابی از او در امریکا توسط خواهرش وی دوباره به زندان منتقل شد . و در ششمین اعتصاب خود که به مدت 9 روز ادامه یافت بطرز مشکوکی در بند 350 زندان اوین جان باخت .&lt;br /&gt; برگرفته از کتاب اندیشه و تازیانه خاطرات اکبر محمدی از زندان&lt;br /&gt;به کوشش تبعیدیان شهر وان &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/11466862-115524784751942810?l=rahaaee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahaaee.blogspot.com/feeds/115524784751942810/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=11466862&amp;postID=115524784751942810' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/115524784751942810'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/115524784751942810'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahaaee.blogspot.com/2006/08/blog-post_115524784751942810.html' title='زندگی نامه اکبر محمدی'/><author><name>رهایی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09675055783892584015</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-11466862.post-115524759293774168</id><published>2006-08-10T15:02:00.000-07:00</published><updated>2006-08-13T11:47:50.786-07:00</updated><title type='text'>مراسم بزرگداشت اکبر محمدی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;مراسم یادبود زنده یاد اکبر محمدی در ترکیه&lt;br /&gt;چو خورشید از تیرگی بر آمد و در خون نشست و رفت&lt;br /&gt;مراسم یاد یود دانشجوی مبارز، زنده یاد اکبر محمدی ، صبح روز جمعه با حضور جمعی از تبعیدیان سیاسی در شهر وان ترکیه برگزارشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این مراسم از ساعت 11 صبح آغاز شد و شرکت کنندگان با برافروختن شمع، یاد و خاطره دانشجوی مبارز و شهید راه آزادی ، اکبر محمدی را گرامی داشتند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شرکت کنندگان پیام تسلیت ، همدردی و همدلی خویش را به خانواده گرامی محمدی ابراز داشته و نگرانی خویش را ازوضعیت دیگر برادر آن زنده یاد، مبارز و رهبر جنبش دانشجویی ، منوچهر محمدی ابراز داشتند و از کلیه نهادها و سازمانهای حقوق بشری ، پیگیری از وضعیت تمامی زندانیان سیاسی بالاخص احمد باطبی و آزادی هر چه سریعتر آنان را خواستار شدند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در ادامه این مراسم اشعار حماسی و ملی از زنده یاد احمد شاملو با دکلمه وی ، به یاد همه جانباختگان را آزادی پخش و خوانده شد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در پایان بار دیگر همدردی و همدلی خویش را با خانواده محمدی ابراز می داریم به پدر ، مادر ، خواهر ، وبرادران آن اسطوره مقاومت و سرو راست قامت اعلام میداریم که اکبر محمدی فرزند همه ایران بوده و هست . او در قلب ها جای دارد ، قلبهای زنده و تپنده ای که در راه آزادی میهن می تپند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مرد نمیرد به مرگ ، مرگ ازو نام جست نام چو جاوید شد مردنش آخر کجاست ؟&lt;br /&gt;روح بلند و آزاده اش شاد، یادش گرامی و زنده، راهش پاینده و پر رهرو باد .&lt;br /&gt;گزارش تصویری : &lt;/div&gt;&lt;p align="left"&gt;&lt;img style="WIDTH: 439px; HEIGHT: 240px" height="1075" alt="" hspace="2" src="http://vancity.persiangig.com/IMG_0272.jpg" width="1397" align="right" vspace="2" border="2" /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%" align="right"&gt;&lt;img style="WIDTH: 316px; HEIGHT: 379px" height="1444" alt="" hspace="2" src="http://vancity.persiangig.com/IMG_0274.jpg" width="949" align="right" vspace="2" border="2" /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%" align="right"&gt;&lt;img style="WIDTH: 439px; HEIGHT: 226px" height="1034" alt="" hspace="2" src="http://vancity.persiangig.com/IMG_0281.jpg" width="1301" align="right" vspace="2" border="2" /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/11466862-115524759293774168?l=rahaaee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahaaee.blogspot.com/feeds/115524759293774168/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=11466862&amp;postID=115524759293774168' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/115524759293774168'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/115524759293774168'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahaaee.blogspot.com/2006/08/blog-post_115524759293774168.html' title='مراسم بزرگداشت اکبر محمدی'/><author><name>رهایی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09675055783892584015</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-11466862.post-115524443503869446</id><published>2006-08-10T14:11:00.000-07:00</published><updated>2006-08-13T11:38:34.573-07:00</updated><title type='text'>گزارش روز پایانی  از اعتصاب غذای تبعیدیان سیاسی در ترکیه</title><content type='html'>&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;سومین روز ازاعتصاب غذای جمعی از تبعیدیان سیاسی در روز پنجشنبه در حالی برگزار شد که از سوی تعدادی دیگر از فعالین سیاسی در تبعید با استقبال و حمایت روبرو شد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt;&lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;در این تحصن و اعتصاب دوستانی از گروهها و احزاب مختلف ایرانی شرکت داشتند و همدردی و همقدمی خویش را با خانواده شهید راه آزادی ( اکبر محمدی ) ابراز داشتند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;o:p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;شرکت کنندگان در این تحصن ، این قبیل اعمال ضد بشری و ضد انسانی حکومت خود کامه حاکم بر ایران را محکوم و از سازمانها ی بین المللی و حقوق بشری در خواست کردند که در مقابل این قبیل اعمال وقیحانه سکوت نکرده و عاملان این جنایت و جنایاتی از این دست، محاکمه و مجازات گردند تا دیگر شاهد این گونه کشتار و قتل و ترور از سوی عاملان و آمران رژیم نباشیم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;o:p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;همچنین در ادامه تحصن، سروده ای برای اکبر محمدی، توسط مسود مجیری خوانده شد.&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-family:Arial;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-family:Arial;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;اکبر جان/ تو آزاد شدی و آزادی در غم از دست دادن تو گریست/ آنجا که ازادی تنها کلمه ای بیش نبود/ تو آزادی را فریاد زدی و به تصویر کشیدی و بدین سان آزادی با تو معنا یافت/ پیش از آنکه زنجیرها از پای &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;آزادی بگسلند/ آزادی زنجیرهای استبداد را تا همیشه از پای تو گسست/ آری، ای جاودانه نام تو/ تو به استقبال آزادی می شتافتی و آزادی با چشمهای مغموم تو را بدرقه کرد/ عجبا !! اسطوره مردا ! تو برای آزادی در بند اهرمن می گریستی / آزادی&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt; &lt;/span&gt;برای توی در بند اهرمن ، سالها میگریست.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-family:Arial;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;o:p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;شرکت کنندگان در این اعتصاب ، از تشکلها و احزاب و اپوزیسیون خارج از کشور خواستند که برای آنکه دیگر شاهد از دست دادن و قتل زندانیان سیاسی، از جمله دانشجویان مبارز در بند نباشیم و برای سرنگونی این حکومت تروریست و جنایت پیشه ، دست از اختلافات شخصی و حزبی برداشته ودر جهت منافع ملی و ملت گام بر داشته ، به ائتلاف و اتحاد برسند تا هر چه زودتر و پیش از انکه اخبار دردناک دیگری از این دست به گوش نرسیده&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt; &lt;/span&gt;، این حکومت جهل و جنایت را از میان بر داشته به یک نظام دموکراتیک که شایسته ایران و ایرنی است، دست یابیم .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt;&lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;در پایان به اطلاع میرسانیم که فردا صبح ، جمعه مورخ 13/5/1385 مراسمی جهت یادبود آن عزیز از دست رفته در آمل و زادگاهش و در منزل پدری آن زنده یاد، برگزار خواهد شد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt;&lt;/span&gt;همچنین به همین مناسبت و همزمان با مراسم یادبود در ایران ،&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt; &lt;/span&gt;متحصنین در شهر وان ترکیه مراسمی با یاد و خاطره دانشجوی مبارز(اکبر محمدی) برگزار خواهند کرد .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt;&lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;روحش شاد ، یادش گرامی و راهش پاینده و پر رهرو باد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt;&lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;زنده باد آزادی، پاینده ایران زمین&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;o:p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;در روز پایانی این اعتصاب غذا دوستان و همراهانی که شرکت داشتند به ترتیب حروف الفبا :&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;o:p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; tab-stops: list 36.0pt"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;1-&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;font-size:7;"  &gt; &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;منیژه ابراهیمی فربد &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; tab-stops: list 36.0pt"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;2-&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;font-size:7;"  &gt; &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;محمد بازرگانی (فعال سیاسی )&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; tab-stops: list 36.0pt"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;3-&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;font-size:7;"  &gt; &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;عماد بنی خلیفی (فعال سیاسی ، عرب)&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir="ltr" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; tab-stops: list 36.0pt"&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;4-&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;font-size:7;"  &gt; &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;سعید پیر پنجی (فعال سیاسی )&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir="ltr" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; tab-stops: list 36.0pt"&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;5-&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;font-size:7;"  &gt; &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;جمال حسینی (فعال حقوق بشر)&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir="ltr" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; tab-stops: list 36.0pt"&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;6-&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;font-size:7;"  &gt; &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;رحیم رمضانی (فعال سیاسی )&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir="ltr" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; tab-stops: list 36.0pt"&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;7-&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;font-size:7;"  &gt; &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;احمد سراجی (زندانی&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt; &lt;/span&gt;سیاسی سابق آذربایجان ، وبلاگ نویس)&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir="ltr" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; tab-stops: list 36.0pt"&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;8-&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;font-size:7;"  &gt; &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;محمد سیاهی نو بندگانی (فعال سیاسی )&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir="ltr" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; tab-stops: list 36.0pt"&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;9-&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;font-size:7;"  &gt; &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;جزا شهبازی ( فعال سیاسی کرد)&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir="ltr" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; tab-stops: list 36.0pt"&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;10-&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;font-size:7;"  &gt; &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;فرهاد صالح نیا (فعال سیاسی )&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir="ltr" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; tab-stops: list 36.0pt"&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;11-&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;font-size:7;"  &gt; &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;علی عالم زاده (زندانی سیاسی سابق)&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir="ltr" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; tab-stops: list 36.0pt"&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;12-&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;font-size:7;"  &gt; &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;فواد قادر زاده (فعال سیاسی کرد)&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir="ltr" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; tab-stops: list 36.0pt"&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;13-&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;font-size:7;"  &gt; &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt;&lt;/span&gt;مسعود مجیری (نویسنده و روزنا مه نگار مستقل)&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir="ltr" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;o:p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;o:p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;گزارش تصویری : &lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;o:p&gt;&lt;img style="WIDTH: 396px; HEIGHT: 326px" height="914" alt="" hspace="2" src="http://vancity.persiangig.com/IMG_0235.jpg" width="1516" align="middle" vspace="2" border="2" /&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;o:p&gt;&lt;img style="WIDTH: 398px; HEIGHT: 294px" height="971" alt="" hspace="2" src="http://vancity.persiangig.com/IMG_0234.jpg" width="1624" align="middle" vspace="2" border="2" /&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;o:p&gt;&lt;img style="WIDTH: 397px; HEIGHT: 278px" height="1082" alt="" hspace="2" src="http://vancity.persiangig.com/IMG_0229.jpg" width="1369" align="middle" vspace="2" border="2" /&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-family:Arial;" &gt;&lt;o:p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/11466862-115524443503869446?l=rahaaee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahaaee.blogspot.com/feeds/115524443503869446/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=11466862&amp;postID=115524443503869446' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/115524443503869446'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/115524443503869446'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahaaee.blogspot.com/2006/08/blog-post_115524443503869446.html' title='گزارش روز پایانی  از اعتصاب غذای تبعیدیان سیاسی در ترکیه'/><author><name>رهایی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09675055783892584015</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-11466862.post-115524413544327054</id><published>2006-08-10T14:06:00.000-07:00</published><updated>2006-08-13T11:40:35.380-07:00</updated><title type='text'>گزارش اعتصاب غذا در ترکیه</title><content type='html'>&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-size:20;" &gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;گزارش اعتصاب غذا در ترکیه&lt;?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-size:22;" &gt;&lt;o:p&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;به یاد او که خوب زیست و زیبا مرد ...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;?xml:namespace prefix = v ns = "urn:schemas-microsoft-com:vml" /&gt;&lt;v:shapetype id="_x0000_t75" coordsize="21600,21600" spt="75" preferrelative="t" path="m@4@5l@4@11@9@11@9@5xe" filled="f" stroked="f"&gt;&lt;v:stroke joinstyle="miter"&gt;&lt;/v:stroke&gt;&lt;v:formulas&gt;&lt;v:f eqn="if lineDrawn pixelLineWidth 0"&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn="sum @0 1 0"&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn="sum 0 0 @1"&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn="prod @2 1 2"&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn="prod @3 21600 pixelWidth"&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn="prod @3 21600 pixelHeight"&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn="sum @0 0 1"&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn="prod @6 1 2"&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn="prod @7 21600 pixelWidth"&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn="sum @8 21600 0"&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn="prod @7 21600 pixelHeight"&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn="sum @10 21600 0"&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;/v:formulas&gt;&lt;v:path extrusionok="f" gradientshapeok="t" connecttype="rect"&gt;&lt;/v:path&gt;&lt;o:lock ext="edit" aspectratio="t"&gt;&lt;/o:lock&gt;&lt;/v:shapetype&gt;&lt;v:shape id="_x0000_s1026" style="MARGIN-TOP: 0.3pt; Z-INDEX: 1; LEFT: 0px; MARGIN-LEFT: -18pt; WIDTH: 119.25pt; POSITION: absolute; HEIGHT: 154.5pt; TEXT-ALIGN: left" type="#_x0000_t75"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;v:imagedata title="6208_akbar_mohamadhi" src="file:///C:\DOCUME~1\rezamand\LOCALS~1\Temp\msohtml1\01\clip_image001.jpg"&gt;&lt;/v:imagedata&gt;&lt;?xml:namespace prefix = w ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:word" /&gt;&lt;w:wrap type="square"&gt;&lt;/w:wrap&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/v:shape&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;در حالی دومین روز اعتصاب غذا را سپری نمودیم که همچنان مبهوط و ناباور در ماتم از دست دادن برادر آرمانی و مبارز نستوه&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt; &lt;/span&gt;اکبر محمدی عزیز ( این شهید راه آزادی ) به سر می بریم .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;امروز لب بر غذا بسته ایم تا شاید گوشه ای ناچیز از درد های اکبر را لمس کنیم .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt;&lt;/span&gt;امروز در این سخت ترین شرایط ،&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt; &lt;/span&gt;با کم ترین امکانات ، در پر خطر ترین منطقه و زیر بیشترین فشار ها دست به اعتراضی زده ایم که یاد آور همه ی آن حماسه ها باشد تا در ذهنمان همواره نقش آنان که برای آزادی سر به دار تسلیم نمودند هویدا بماند و این فانوسمان باشد &lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt;&lt;/span&gt;برای در نوردیدن تاریکای راه آینده ، راه آزادی .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;دومین روز اعتصاب غذای تبعیدیان سیاسی در شهر وان ترکیه و برای بزرگداشت اکبر محمدی در حالی برگزار گشت که نسبت به روز نخست دوستان بیشتری با ما ابراز هم دلی و هم آرمانی نموده و ما را در پاسداشت دوست شهیدمان همراهی نمودند .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;در این بین نشستی در برابر دفتر کمیساریای عالی پناهندگان حقوق بشر واقع در شهر وان ترکیه ترتیب داده شد که در ضمن آن فرازی از کتاب ( اندیشه و تازیانه ) به قلم اکبر محمدی خوانده شد و نیز به بحث و تبادل نظر پیرامون مسائل سیاسی / اجتماعی ایران پرداخته شد .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;در حین برگزاری این مراسم که با وجود انواع مشکلات و اینکه تحت تدابیر امنیتی دولت ترکیه بر گزار می گردد این مورد مشهود بود که دوستان از روحیه ی بالایی بر خوردار بوده و در راه بر گزیده مصمم می باشند .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;نکته ی حائظ اهمیت آن است که تجمع فوق حاصل اتحاد نمایندگانی از طیف های گوناگونی بوده که به موجب آن جهت گیری های متفاوتی نسبت به مسائل را ایجاب می نمود ، با این و جود در کمال افتخار اعلام می داریم که تجمع در حالتی کاملا دموکراتیک و بدور از تنش و کاملا دوستانه بر گزار گشت ، ضمن اینکه تمایل روان عمومی بر این است که بیش از پیش برای نیل به هدفی واحد که همانا آزادی ایران است با یکدیگر متحد باشیم و ضمن داشتن نظر مستقل ولو متاوت با دیگران ، برای آراء سایرین هم احترام قائل باشیم .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;در مراسم امرزو از سوی عوامل امنیتی ترکیه با لباس شخصی تحت نظر بودیم و با پیگیری ایشان مواجه شدیم ، ایشان که از وابستگان امنیتی دولت ترکیه بودند به کند و کاو در علل ترتیب دادن نشست پرداختند و نیز به بر رسی ی پلاکارد هایی که با زبان های فارسی و انگلیسی به نمایش در آمده بود ، هر چند در ابتدا با تجمع به عنوان یک عمل نا مطلوب بر خورد نمودند اما پس از پاره ای از توضیحات و با دیدن تصویری از اکبر محمدی دست از تلاش جهت پایان دادن به تجمع بر داشتند و جالب آنکه پیش نهاد شد پلاکارد هایی با زبان ترکی استانبولی نیز در معرض دید شهر وندان ترک نیز قرار گیرد .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;گفتنیست در تجمع امروز ضمن پاسداشت اکبر محمدی به وضعیت ناگوار منوچهر محمدی ، احمد باطبی و کلیه ی زندانیان سیاسی در حکومت ولایت فقیه اعتراض و نیز ضمن بزرگداشت سالگرد قتل عام دسته جمعی زندانیان سای در سال 1367&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt; &lt;/span&gt;به محکوم نمودن این عمل ضد انسانی پرداخته شد .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt;&lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;از تمامی ایرانیان آزاده تقاضا داریم خانواده داغدار محمدی را در این شرایط تنها نگذارید و روز جمعه همصدا با ما و دیگر دوستان در مراسم بزرگداشت وی در آمل شرکت کنید .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;به امید آزادی &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;font-size:100%;"&gt;پاینده ایران&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;font-size:100%;"&gt;گزارش تصویری : &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"&gt;&lt;img style="WIDTH: 403px; HEIGHT: 252px" height="689" alt="" hspace="2" src="http://vancity.persiangig.com/IMG_0208.jpg" width="1049" align="middle" vspace="2" border="2" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"&gt;&lt;img style="WIDTH: 401px; HEIGHT: 268px" height="998" alt="" hspace="2" src="http://vancity.persiangig.com/IMG_0210.jpg" width="1345" align="middle" vspace="2" border="2" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"&gt;&lt;img style="WIDTH: 399px; HEIGHT: 177px" height="708" alt="" hspace="2" src="http://vancity.persiangig.com/IMG_0223.jpg" width="1349" align="middle" vspace="2" border="2" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"&gt;&lt;img style="WIDTH: 339px; HEIGHT: 299px" height="1464" alt="" hspace="2" src="http://vancity.persiangig.com/IMG_0225.jpg" width="992" align="middle" vspace="2" border="2" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/11466862-115524413544327054?l=rahaaee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahaaee.blogspot.com/feeds/115524413544327054/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=11466862&amp;postID=115524413544327054' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/115524413544327054'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/115524413544327054'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahaaee.blogspot.com/2006/08/blog-post_115524413544327054.html' title='گزارش اعتصاب غذا در ترکیه'/><author><name>رهایی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09675055783892584015</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-11466862.post-115524394238746910</id><published>2006-08-10T13:59:00.000-07:00</published><updated>2006-08-13T11:43:44.260-07:00</updated><title type='text'>گزارش روز نخست اعتصاب در شهر وان</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www.vancity.blogfa.com/post-2.aspx"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;گزارش روز اول اعتصاب غذا در شهر وان ترکیهدر پی قتل اکبر محمدی در زندان اوین اعتصاب غذایی در ترکیه از سوی تبعیدیان ایرانی برگزار شداین اعتصاب به مدت سه روز ادامه دارد . و در روز اول این اعتصاب که به مدت 2 ساعت به طول انجامید حاضرین با در دست داشتن پلاکارد و عکس های از اکبر محمدی یاد و خاطره وی را گرامی داشتنددر طول این اعتصاب که ابتدابا تهدید مسئولین سازمان ملل همراه بود با توضیح دوستان اعتصاب کننده با شروط خاصی جلسه ادامه یافت در ادامه حاضرین خاطراتی از اکبر محمدی نقل کردند . و در پایان با سرود ای ایران مراسم خاتمه یافت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گزارش تصویری :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-family:Arial;"&gt;&lt;img style="WIDTH: 380px; HEIGHT: 234px" height="1068" alt="" hspace="2" src="http://shora.persiangig.com/IMG_0188.jpg" width="1427" align="middle" vspace="2" border="2" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-family:Arial;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-family:Arial;"&gt;&lt;img style="WIDTH: 385px; HEIGHT: 160px" height="573" alt="" hspace="2" src="http://shora.persiangig.com/IMG_0198.jpg" width="1438" align="middle" vspace="2" border="2" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-family:Arial;"&gt;&lt;img style="WIDTH: 384px; HEIGHT: 214px" height="917" alt="" hspace="2" src="http://shora.persiangig.com/IMG_0204.jpg" width="1326" align="middle" vspace="2" border="2" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;img style="WIDTH: 330px; HEIGHT: 365px" height="863" alt="" hspace="2" src="http://shora.persiangig.com/IMG_0195.jpg" width="615" align="middle" vspace="2" border="2" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/11466862-115524394238746910?l=rahaaee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahaaee.blogspot.com/feeds/115524394238746910/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=11466862&amp;postID=115524394238746910' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/115524394238746910'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/115524394238746910'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahaaee.blogspot.com/2006/08/blog-post_115524394238746910.html' title='گزارش روز نخست اعتصاب در شهر وان'/><author><name>رهایی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09675055783892584015</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-11466862.post-115524318748219381</id><published>2006-08-10T13:30:00.000-07:00</published><updated>2006-08-10T13:58:23.123-07:00</updated><title type='text'>اعلام اعتصاب غذا</title><content type='html'>&lt;div class="Post" dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial, helvetica, sans-serif;"&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;font-size:14;" &gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;span style="font-family:Georgia;font-size:100%;"&gt;&lt;a href="http://www.vancity.blogfa.com/post-1.aspx"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;هر شب ستاره ای به زمین می کشند&lt;br /&gt;باز این آسمان غمزده غرق ستاره است&lt;br /&gt;بار دیگر حکومت غاصب و جبار و جنایت پیشه که به اصول انسانیت و اخلاق انسانی پایبند نیست یکی دیگر از مبارزین و فعالین سیاسی / دانشجویی را به دست سلاخان ذوب شده در ولایت جهل و جنایت سپرد و او را به قتل رساند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بدین وسیله همدردی خویش را با خانواده عزیز از دست رفته ( اکبر محمدی ) و خانواده بزرگ ایران به خاطر از دست دادن دانشجوی مبارز و اسطوره مقاومت وآن سرو آزاد اندیش ( اکبر محمدی ) ابراز داشته و تسلیت عرض می نماییم .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در این راستا ما جمعی از فعالین سیاسی در تبعید که به خاطر دگر اندیشی و مخالفت با حکومت ولایی جور و جنایت که ناخواسته از ایران تبعید گشته ایم ، به نشانه همدردی و اعتراض به این ضایعه که مسئول آن قوه قضائیه حکومت اسلامی است واعتراض به نقض مستمر حقوق بشر و رفتار غیر انسانی با فعالان و مبارزان سیاسی ، بالاخص زندانیان در بند ، اعلام می داریم که از روز سه شنبه 10/5/1385 برابر با 2/8/2006از ساعت 10 صبح به مدت 3 روز دست به اعتصاب غذا خواهیم زد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در این اعتصاب از طیف های مختلف مبارزین سیاسی / دانشجویی شرکت خواهند داشت که اختلاف سلیقه خویش را کنار گذاشته و تنها دشمن خویش را حکومت اسلامی حاکم بر ایران دانسته و لذا تنها با شناسنامه ایرانی و پرچم شیر و خورشید نشان در این اعتصاب شرکت خواهند کرد . و اذعان می داریم که خواهان تشکیل یک دادگاه بین المللی از سوی سازمان های حقوق بشری جهت رسیدگی و محکوم کردن عوامل این جنایت و جنایاتی از این دست هستیم .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زنده باد آزادی ، پاینده ایران&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مکان : ترکیه – شهر وان – مقابل دفتر سازمان ملل&lt;br /&gt;اسامی شرکت کنندگان به ترتیب حروف الفبا :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1- عماد بنی خلیفه&lt;br /&gt;2- جمال حسینی&lt;br /&gt;3- رحیم رمضانی&lt;br /&gt;4- محمد سیاهی نو بندگانی&lt;br /&gt;5- فرهاد صالح نیا&lt;br /&gt;6- علی عالم زاده&lt;br /&gt;7 - مسعود مجیری(نویسنده و روزنامه نگارمستقل)&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/11466862-115524318748219381?l=rahaaee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahaaee.blogspot.com/feeds/115524318748219381/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=11466862&amp;postID=115524318748219381' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/115524318748219381'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/115524318748219381'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahaaee.blogspot.com/2006/08/blog-post_115524318748219381.html' title='اعلام اعتصاب غذا'/><author><name>رهایی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09675055783892584015</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-11466862.post-112912557427465791</id><published>2005-10-12T06:33:00.000-07:00</published><updated>2005-10-12T07:03:11.816-07:00</updated><title type='text'>سه مسئله،سه نگراني، سه پرونده رژيم اسلامي در شوراي امنيت</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در حالي كه تيتر همه نشريات و خبرها ي خبرگزاريها در سراسرجهان حول محور فعاليتهاي هسته اي جمهوري اسلامي است ودر پي ضرب الاجلي كه توسط شوراي حكام خطاب به رژيم اسلامي مبني بر توقف فعاليتهاي هسته اي در قطعنامه اي در شوراي حكام آژانس به تصويب رسيد، بي شك در آينده اي نزديك پرونده رژيم جمهوري اسلامي به شوراي امنيت ارجاع داده خواهد شد.&lt;br /&gt;از آنجا كه اين فعاليتهاي خودسرانه رژيم در چارچوب كشورهاي متعهد انجام نگرفته و رژيم در صدد تهيه سلاحهاي كشتار جمعي است وحتي مي كوشد خود را از تعهداتي كه نسبت به آژانس انرژي اتمي سپرده است جدا سازد و در اين راستا به كشور هاي غير متعهد بپيوندد ، مسئله نيروگاههاي اتمي رژيم يكي ازبزرگترين نگراني امروز جوامع بين المللي است.&lt;br /&gt;از سوي ديگر جمهوري اسلامي فعاليتهاي گسترده نيروهاي امنيتي خود را در عراق بيش از پيش افزايش داده و همچنان بر حمايتهاي مالي و تسليحاتي از گروههاي تروريستي را در دستور كار خود دارد.&lt;br /&gt;حملات انتحاري گروههاي حماس و حزب الله به غير نظاميان اسراييل كه سعي در اخلال در روند صلح خاورميانه و بمب گذاريها و عملياتهاي شهادت طلبانه(به تعبير ايشان)در عراق كه در اين روزهاي اخير به اوج خود رسيده و هر روز خبرهاي درد ناك از كشته و زخمي شدن مردم عادي به گوش ميرسد حاكي از به بحران كشيدن منطقه توسط عوامل رژيم اسلامي است .&lt;br /&gt;از طرف ديگر نقض حقوق بشر و حقوق شهروندي روز به روز در ايران رو به افزايش است . احضار فعالان ساسي و دانشجويي به بي دادگاههاي رژيم، صدور احكام غيابي براي برخي ديگر از فعالان سياسي و دستگيريهاي روزانه جوانان در سطح خيابانهاي شهرها به نام اراذل و اوباش، صدور حكم هاي سنگين و طولاني براي تعدادي از آنان،سركوب تظاهرات دبيران و معلمان در تحقق خواستهاي به حقشان و سركوب اعتراضات كارگران توسط عومل مزدور رژيم همچنان ادامه دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درچنين اوضاعي كه رژيم بر فعاليتهاي بي خردانه خود در سه مورد: &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; ساخت سلاحهاي اتمي و اصرار بر توليد اورانيوم غني شده و پلوتونيوم&lt;br /&gt;حمايتهاي گسترده از گروههاي تروريستي و ايجاد بحران در منطقه&lt;br /&gt;نقض آشكار حقوق بشر و پايمال نمودن حقوق شهروندي&lt;br /&gt;پافشاري و پرونده خود را هر چه بيشتر سنگين و سنگينتر مي كند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;احتمال مي رود آنچه در شوراي امنيت سازمان ملل درباره پرونده رژيم جمهوري اسلامي مورد بررسي قرار خواهد گرفت تنها مربوط به فعاليتهاي اتمي و ساخت سلاحهاي هسته اي نباشد و حمايتها ي رژيم اسلامي از گروههاي تروريستي و دست داشتن رژيم در كشتار غير نظاميان و مردم عادي درعراق و افغانستان و به بحران كشيدن منطقه و ديگر پرونده رژيم مبني بر نقض آشكار و مكرر حقوق بشر، پايبند نبودن بر اصول حقوق شهروندي و رعايت نكردن منشور جهاني حقوق بشر، برسنگيني پرونده رژيم بيفزايد و در شوراي امنيت تحت بررسي قرار گيرد و بر فشارها و تحريم گسترده بين المللي و منزوي شدن هر چه بيشتر رژيم اسلامي بيفزايد.&lt;br /&gt;يادآور مي شوم هنگامي پرونده يك حكومت يا رژيم حاكم بر كشوري به شوراي امنيت سازمان ملل ارجاع داده ميشود كه عملكرد آن حكومت ،امنيت منطقه و دنيا را به خطر انداخته و تهديد كند. آنچنانكه رژيم اسلامي حاكم بر ايران تا كنون انجام داده و خواهد داد.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;(مسعود مجيري - عضو كميته مركزي حزب دمكرات ايران)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/11466862-112912557427465791?l=rahaaee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahaaee.blogspot.com/feeds/112912557427465791/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=11466862&amp;postID=112912557427465791' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/112912557427465791'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/112912557427465791'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahaaee.blogspot.com/2005/10/blog-post_12.html' title='سه مسئله،سه نگراني، سه پرونده رژيم اسلامي در شوراي امنيت'/><author><name>رهایی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09675055783892584015</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-11466862.post-112817190503871399</id><published>2005-10-01T05:54:00.000-07:00</published><updated>2005-10-01T06:05:05.060-07:00</updated><title type='text'>در خيابانهاي سياسي ايران چه ميگذرد؟</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;حكومت اسلامي با يك حركت نه چندان آشكار و با دادن شعارهاي دهان پركني كه حتي ديگر عوام فريب هم نيستند نام حكومت اسلامي را به حكومت اسلامي پادگاني  تبديل كرد.&lt;br /&gt;حكومت نظامي و پادگاني با آمدن رئيس جمهور منتصب ولي فقيه آغاز و با جابجايي ها و در بعضي موارد با بر كنار شدن بعضي مسئولين و جايگزين كردن نيروهاي تازه نفس حزب اللهي كه از هر نظر نظامي بودند و فقط بعضا لباس نظامي بر تن نداشتند تشكيل شد.  اگر فراموش نكرده باشيم اينان با سركوب هموطنانمان در كردستان قدرت نيروي خود را محك زدند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در ابتدا  سوال اين بود كه " نظامي شدن حكومت براي چيست؟ " هر يك از مفسرين سياسي و نظريه پردازان در جواب اين سئوال توضيح و تفاسيري ارائه دادند. اكثريت بر اين باور بودند كه شايد حمله نظامي با ايران حتمي است و اين حكومت نظامي براي مقابله با جنگ به وجود آمده است. اما اين فقط مربوط به انرژي اتمي ايران و رويارويي اين حكومت نظامي با جوامع بين المللي است.  مسئله اي كه از ديدها پنهان ماند، اين بود كه " اصولا حكومت نظامي چه مواقعي و چرا به وجود مي آيد؟ " اين حكومت نظامي اعلام نشده و غير رسمي  چه اهدافي را دنبال مي كند؟ يا پشت اين حكومت نظامي اعلام نشده چه مي گذرد؟ اين حكومت نظامي اين بار پا را فراتر گذاشته است. ديگر قرار نيست كه عبور و مرور از ساعت 10 شب به بعد را ممنوع كنند. اين حكومت نظامي 24 ساعته است پس آيا مي توان گفت به دنبال  برقراري امنيت است ؟!!!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برقراري امنيت فقط يك شعار دلفريب براي مردم است. آنچه پشت اين شعار پنهان مانده جواب اين سوال است. نيروهاي نظامي در اطراف مرز براي  پيشگيري از حمله احتمالي نظامي  و يا هر گونه تعرض خارجي آماده باش هستند. اكثر نيروهاي مركز قرار است به هنگام وقوع احتمالي  جنگ به نيروهاي مرزي ملحق شوند. اما اينجا يك مشكلي به وجود خواهد آمد. و آن هم اين است كه با نبود و يا كمي نيروهاي مركزي ممكن است رژيم با شورش مردمي مواجه شود و نظام با فشار خارجي همراه با شورش داخلي ساقط شود. تصور كنيد صدا و سيما با شورش داخلي به دست مردم بيافتد. حال با اين احتمال چه پيشگيري بايد كرد؟ اين همان جواب و مسئله اصلي است. برقراري امنيت ، امنيت نه براي مردم بلكه براي نظام.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; بنابراين بايد تمام افرادي كه در رديف و صف اول مبارزات توده اي و مردمي قرار داشتند و دارند در زندانها و پشت حصارها باشند. افراد با دل و جراتي كه به هنگام وقوع تجمع در خيابانهاي  سياسي  ايران  حاضر مي شدند و گاه با نيروهاي ضد شورش و افراد لباس شخصي تحت الامر خامنه اي و رفسنجاني درگير مي شدند و در بعضي مواقع پيروزمندانه اين نيروهاي مزدور را به عقب مي راندند.&lt;br /&gt; يادتان است همان افرادي كه اولين بار توسط رفسنجاني در خطبه هاي نماز جمعه اراذل و اوباش خوانده شدند. آن ارذل و اوباش به تعبير رفسنجاني با اين ارذل و اوباش كه حالا ازسوي فرماندهان نيروهاي نظامي بر زبان رانده مي شوند هيچ فرقي ندارند. حال رژيم تا دندان مسلح است تا جلوي هر گونه تعرض و شورش را در خيابانهاي سياسي ايران بگيرد و به قول خودشان" عمليات جمع آوري ارذل و اوباش". و البته برقراري امنيت براي سران نظام در بزنگاه بحران انرژي اتمي.&lt;br /&gt;اينجاست كه اگر اپوزيسيون فعالي وجود دارد، مي بايد نقش موثر خود را ايفا كند و به جاي اينكه كيش شود، نظام  را در يك  كيش و مات ناپلئوني قرار دهد. يعني سازماندهي نيروهاي فعال براي مبارزات داخلي و تشكيل شوراهايي براي هدايت آنها در بزنگاهي كه رژيم سرگرم درگيري هاي انرژي اتمي و محافظت از مرزها و نيروگاههاي هسته اي اش است.&lt;br /&gt; هر چند كه احتمال حمله نظامي به ايران بسيار كم است اما بعيد نيست حمله به نيروگاههاي هسته اي در دستور كار قرار گيرد. در هر صورت رژيم در صدد است مرزهاي بسيار متشنج در خراسان ، آذربايجان ، كردستان و خوزستان را با نيروهاي آماده باش مهار كند. اين نيروها شامل افراد لباس شخصي ، بسيجي و نظامي مي شوند كه ديگر نمي توانند در سركوب قيام هاي مردمي در خيابانهاي سياسي ايران حضور پيدا كند. چرا كه آنها اسلحه به دست در خط  مقدم جبهه مشغول حفاظت از كل نظام با همه دستاوردهاي آن است.&lt;br /&gt;از طرف ديگر بعيد نيست رژيم براي افرادي كه به نام ارذل و اوباش دستگير كرده نيز خواب وحشتناكي ديده باشد. چرا كه امروز مردم ديگر حاضر نيستند به خاطر حفظ نظام و براي مقابله با حمله خارجي كليد هاي بهشت را به گردن خود بياندازد. پس رژيم آنهايي را كه دستگير كرده است به زور اسلحه به مقابله با نيروهاي مهاجم خواهند برد و جلوي گلوله ها قرار خواهند داد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آيا صداي اين زنگ خطر را مي شنويد؟&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;مسعود مجيري ، عضو كميته مركزي حزب دمكرات ايران&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#3366ff;"&gt;Masoud_mojiri@yahoo.com&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/11466862-112817190503871399?l=rahaaee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahaaee.blogspot.com/feeds/112817190503871399/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=11466862&amp;postID=112817190503871399' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/112817190503871399'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/112817190503871399'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahaaee.blogspot.com/2005/10/blog-post.html' title='در خيابانهاي سياسي ايران چه ميگذرد؟'/><author><name>رهایی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09675055783892584015</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-11466862.post-112664845851623888</id><published>2005-09-13T14:51:00.000-07:00</published><updated>2005-09-13T14:54:18.523-07:00</updated><title type='text'>مردم ؛ تنها اپوزیسیون فعال و واقعی</title><content type='html'>&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt" align="right"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt" align="right"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt" align="right"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;زمانی که احمدی نژاد و دیگر کاندیدا های ریاست جمهوری برای دور اول تبلیغات و افشا گری علیه یکدیگر را به راه انداخته بودند خیلی ها امید داشتند (اصلاح طلبان) که اگر کروبی برنده ی این انتخابات نشود مصطفی معین دیگر کاندیدای اصلاح طلبان انتخاب خواهد شد از طرف دیگر کسانی (محافظه کاران و دست راستی ها) هاشمی رفسنجانی آن سیاست مدار کاذب و کسی که نظام اسلامی بر روی شست او چرخ می خورد را برنده ی این انتخابات می دانستند اما تند رو ها آنان که توسط رهبرشان تغذیه می شدند جبهه ی موتلفه ای تشکیل دادند &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt" align="right"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;یادتان هست که در روزهای نخستین معرفی کاندیدا ها و ثبت نام آنها هاشمی گفته بود که :"اگر ببینم که کشور دچار بحران شده است من می آیم"این یعنی اینکه این بحران را من می توانم حل کنم .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt" align="right"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;اما خامنه ای رهبر حکومت اسلامی در سخنرانی اش در قم در جواب او گفته بود :"شما در مجمع تشخیص مصلحت بمانید چرا که کشور هرگز دچار بحران نیست و نخواهد شد"&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt" align="right"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;هیچ کس این حدس را نزد که خامنه ای می دانست که کشور دچار بحران بشود یا نشود رفسنجانی خواهد آمد و از همان جا شاید از این ترس که مبادا روزی جام زهری که به رهبر کودتای کذائی 57 نوشانده شد شاید به حلق او هم ریخته شود او از همان جا به اندیشه فرو رفت و بی اینکه نامی از کودتای نظامی برده شود چندین کاندیدای نظامی و انتظامی را به میدان کشید ، کسانی که همگی سر تا پا آلوده به خون بودند و تنها با خون و بو و رنگ خون تغذیه شده بودند و زندگی می کردند &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt" align="right"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;اما بعد از برگزاری دور اول انتخابات و حذف بعضی از کاندیداها که گاه خودی می نمودند و گاه پایگاه دشمن! دو نفر ماندند که یکی احمدی نژاد بود و دیگری رفسنجانی .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt" align="right"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;و اینجا بود که به نظر آمد ورق برگشت و حالا این رفسنجانی است که فردای انتخابات (دور اول) حیران و پریشان به محضر ولی فقیه رفت و شاید آنجا التماس کرد که نگذارد افتضاحی که در دور ششم انتخابات مجلس بر سر او آمد تکرار شود و هر چه بیشتر منزوی و مورد مضحکه قرار گیرد &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt" align="right"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;این بنده ی حقیر گفته بودم که هر کدام از آنها به ریاست برسند تغییری در باطن و ظاهر نظام اسلامی نخواهد شد که اگر فرقی میان این دو بود همان بود که میان گندم های یک ساقه ی گندم بود که هر دو از یک ریشه و یک ساقه می نوشیدند ، تنها تفاوت یک جا بود و آن را نیز در همان زمان گفتم و نوشتم و آن این بود که هاشمی آمر قتلها و جنایات بود و احمدی نژاد عامل .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt" align="right"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;در این میان باز سیاست مداران حرفه ای ما ! فریب بازی های بازیگران غیر حرفه ای رژیم اسلامی را خوردند ، نظریه پردازان گفتند که اگر همه ی دنیا به احمدی نژاد رای بدهند آنکه از صندوق بیرون می آید رفسنجانی است و روشن فکران باز مثل همیشه راه را به غلط نشان مردم دادند و به جای آنکه تحریم را اتخاذ کنند با این تو جیه که انتخابات اصل دموکراسی است و نباید آن را تحریم کرد پیشنهاد کردند که به هاشمی رای دهند چرا که او مرد سازندگیست! و او حد اقل بهتر است و دوباره انتخاب بین بد و بد تر ، اما آنها نمی دانستند که انتخابات اصل دموکراسی ست اما در کشوری و در حکومتی دموکراتیک نه در حکومت مستبد و دیکتاتوری .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt" align="right"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;رفسنجانی بازی را باخت و واگذار کرد و اما فی الواقع باز سیاست مداران و نظریه پردازان ما بودند که باختند و حالا اپوزیسیون منفعل میرود تا جای خود را به اپوزیسیون کذایی و تو خالی و پوچ دست چپی های رژیم بدهد و سوال اینجاست در این میان چه کسانی بیشتر باختند ؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt" align="right"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;و آیا قرار است این باخت در آخر بازی چند به چند تمام می شود ؟ آیا اپوزیسیون قرار است بیشتر از این که گل خورده گل بخورد؟ با این تو جیه که به هر حال بازی را باخته ایم ! چه یک به هیچ ، چه صد به هیچ !!!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt" align="right"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;یادم هست بعد از اتمام انتخابات و معرفی احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور منتصب رژیم اسلامی در یک مصاحبه ای از او پرسیده بودند که نظرش را راجع به حقوق بشر بگوید و او گفته بود :" حالم از این کلمه به هم می خورد"&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt" align="right"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;و حالا بعد از مدتها التماس از دولت آمریکا و سازمان ملل او می رود که راجع به شعار هایش از جمله مهر ورزی و حقوق بشر در سازمان ملل متحد سخن بگوید . شاید هم می خواهد آنچه که حال او را به هم می زند در سازمان دگرگونش کند و هر آنچه را که تا اکنون بلعیده و آن کشتار در کردستان و آن ترور های در خارج از کشور را و آن مهر ورزیهایش در بازجوهایش از فعالان سیاسی از اوایل انقلاب دروغین را تا به اکنون همه و همه جنایت هایش را در پشت در تریبون سازمان ملل بالا بیاورد !!!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt" align="right"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;جان کلام آنکه ، آنچه که مردم ما در سراسر دنیا چه در داخل و چه در خارج باید بدانند آن است که با ید در سرنوشت خویش، خود سهیم شوند به دور از گرایشات راستی و چپی مردم باید بدانند که خویش اپوزیسیون هستند نه گروه هائی که تنها به منافع حال و آینده خود می اندیشند و گذشته ی پر نقصشان را به رخ یکدیگر می کشند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt" align="right"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;برویم به روبروی دفتر های سازمان ملل همان دفتر هائی که اسم حقوق بشر را یدک می کشند و جنایت ها را در سراسر دنیا می بینند و دم نمی زنند . آنجا برویم و رژیم اسلامی و نماینده اش را و حتی همان سازمانی را که این جانیان را در پناه خویش می گیرد خطاب قرار دهیم و دادمان را از این بیداد گران بگیریم .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt" align="right"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;یادتان باشد که تنها شما مردم ایران هستید که اپو زیسیون هستید و افتخارتان ایران است و یادتان باشد ایران فقط یک پرچم دارد و بس شما و ایران و پرچم شیر و خورشید ایران یکی شوید و این اتحادتان را درروزهای چهار دهم و 2005.9.16 در جلوی ساختمان سازمان ملل و دیگر دفاتر آن در سراسر جهان به نمایش بگذارید &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt" align="right"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;color:#ff0000;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt" align="right"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;جاوید ایران &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt" align="right"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;زنده باد آزادی&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt" align="right"&gt;&lt;a href="mailto:Mosio_mas@yahoo.com"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;Mosio_mas@yahoo.com&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt" align="right"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/11466862-112664845851623888?l=rahaaee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahaaee.blogspot.com/feeds/112664845851623888/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=11466862&amp;postID=112664845851623888' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/112664845851623888'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/112664845851623888'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahaaee.blogspot.com/2005/09/blog-post_112664845851623888.html' title='مردم ؛ تنها اپوزیسیون فعال و واقعی'/><author><name>رهایی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09675055783892584015</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-11466862.post-112464657850248411</id><published>2005-08-21T10:48:00.000-07:00</published><updated>2005-08-21T10:50:46.116-07:00</updated><title type='text'>فراخوان به گردهمآئی در حمايت از اكبر گنجی و همه زندانيان سياسی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;كميته دانشجوئی دفاع از زندانيان سياسی&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;اكبر گنجي روزنامه نگار زنداني بيش از دو ماه است در اعتصاب غذا و وضعيت بحراني به سر مي برد. اكبر گنجي در مدت مرخصي از زندان و نيز از درون زندان تلاش كرد نشان دهد ، مبارزه نياز به هزينه و كوشنده آزاديخواه دارد . و حال او خود را براي آزادي در ايران هزينه كرده است.&lt;br /&gt;اكبر گنجي با اعتصاب غذا توجه جهانيان را به مبارزات مدني در ايران معطوف كرد. اين اعتصاب گرچه به قيمت جان او آغاز شده ، اما مهمترين دستاورد اش به چالش كشيدن استبداد و تماميت خواهي است. چرا كه شور و هيجان ايرانيان آزاديخواه براي رسيدن به آينده اي روشن و عاري از نقض حقوق بشر را دو چندان كرده و سركوبگران آزادي و دمكراسي راهر چه رسواتر ساخته است. به روشني مي توان رسوايي آنها را در اخبار سراسر كذب شان در ارتباط با گنجي و حوادث كردستان ديد.&lt;br /&gt;هموطنان ما در كردستان براي مبارزه با ظلم به پا خواسته اند و جواب آنها چيزي به جز گلوله و سركوب نبوده است. سركوبگران همواره تلاس مي كنند وقايع را كم رنگ و مردم ناراضي را اراذل و اوباش جلوه دهند. اما آيا بر كسي پوشيده است كه حق با كيست؟&lt;br /&gt;هم ميهنان گرامي و آزاديخواه!&lt;br /&gt;اعتصاب غذاي گنجي يعني دفاع از آزادی ، مردمسالاری، مبارزه با جهل، رويارويي با ناقضان حقوق بشر و سركوبگران آزادي.&lt;br /&gt;اينك گنجي در زندان بیمارستان میلاد با صداي ضعيف و خسته اش فرياد مي زند، حاكميت ظلم بايد برچيده شود. و ما نيز در گر دهمايي سراسري همراه با گنجی در همه نقاط دنيا فرياد زنيم، زنده باد آزادي،زندانی سیاسی آزاد باید گردد، گنجی آزاد بایدگردد&lt;br /&gt;هم ميهنان گرامي و آزاديخواه!&lt;br /&gt;روز يك شنبه مصادف با 7شهریور84 برابربا 28 آوت 2005 در سراسر جهان در دفاع ازحق اكبر گنجي و همه زندانيان سياسي برای آزادی آنها گرد هم آییم. باشد كه راه گنجي و همه مبارزان راه آزادی و مردمسالاری تداوم يابد.&lt;br /&gt;كميته دانشجوئی دفاع از زندانيان سياسیkomitedefa@yahoo.comتهران 28 مرداد ماه 1384 &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/11466862-112464657850248411?l=rahaaee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahaaee.blogspot.com/feeds/112464657850248411/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=11466862&amp;postID=112464657850248411' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/112464657850248411'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/112464657850248411'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahaaee.blogspot.com/2005/08/blog-post.html' title='فراخوان به گردهمآئی در حمايت از اكبر گنجی و همه زندانيان سياسی'/><author><name>رهایی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09675055783892584015</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-11466862.post-112084139974341987</id><published>2005-07-08T09:45:00.000-07:00</published><updated>2005-07-13T16:07:21.830-07:00</updated><title type='text'>جبهه متحد دانشجویی : فراخوان بمناسبت 18 تير</title><content type='html'>&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;                                                                                                                                 فراخوان جبهه متحد دانشجویی بمناسبت فرا رسیدن سالگرد 18 تیرماه&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;شش سال از سرکوب خونین قیام دانشجویان آزادیخواه ایرانی گذشت. اقتدارگرایان به گمان باطل خود ، قصد به انفعال کشاندن جنبش دانشجویی بعنوان پیشگام مبارزات ملی ایرانیان را داشتند. اما به خاک و خون کشیدن دانشجویان در کوی دانشگاه تهران ، خشم ملت از بی عدالتی و استبداد را فزونی بخشید و مراسم سالگرد 18 تیرماه ، هرسال با شکوهتر از سال پیش برگزار شد. اینک در حالی ششمین سالگرد این قیام خونین فرا می رسد که خشونت ورزان دینی با نمایش انتخاباتی مضحک خود ، یک سرکوبگر نظامی را به مسند ریاست جمهوری نشانده و در پی مقابله شدیدتر با موج آزادیخواهی ملت ایران و فرزندان دانشجویشان هستند. در چنین شرایطی جنبش دانشجویی با توجه به ویژگیها و توان بالقوه خود ، نقشی اساسی در عدم کامیابی اقتدارگرایان ایفا خواهد کرد. اعتراضات مدنی ، برپائی تظاهرات و تجمعات گسترده ، اعتصاب و تحریم انتخابات فرمایشی حکومت ، راهی است که رژیم را در تنگنا قرار داده و به خواسته های ملی و تاریخی ایرانیان تحقق خواهد بخشید. بر این اساس جبهه متحد دانشجویی برای تداوم بخشیدن به مبارزات ملی ، شکستن جو ارعاب و سرکوب و گرامی داشتن یاد و خاطره قیام دانشجویی 18 تیرماه 78 ، از دانشجویان آزادیخواه و ملت بزرگوار ایران می خواهد که در تحصن اعتراضی 18 تیرماه حضور گسترده ای داشته باشند. روز 18 تیرماه از ساعت 6 بعدازظهر در مقابل دانشگاه تهران گرد هم می آییم ، تا ندای مظلومیت دانشجویان را به گوش جهانیان رسانده و گام دیگری در راه آزادی ایران زمین برداریم.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;زنده باد آزادی – برقرار باد دموکراسی – گسسته باد زنجیر استبداد&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;16 تیرماه 1384 جبهه متحد دانشجویی &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;Jebhe_mottahed@yahoo.com &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/11466862-112084139974341987?l=rahaaee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahaaee.blogspot.com/feeds/112084139974341987/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=11466862&amp;postID=112084139974341987' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/112084139974341987'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/112084139974341987'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahaaee.blogspot.com/2005/07/18.html' title='جبهه متحد دانشجویی : فراخوان بمناسبت 18 تير'/><author><name>رهایی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09675055783892584015</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-11466862.post-112083972524306246</id><published>2005-07-08T09:21:00.000-07:00</published><updated>2005-07-08T09:22:05.246-07:00</updated><title type='text'>اعلام موجودیت "شورای ملی هیجده تیر"</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;علام موجودیت و فراخوان ملی در آستانه سالگرد 18 تیر ماه روز مقاومت و مظلو میت جنبش دانشجویی وبه منظور کنترل و هماهنگ نمودن قهر و اعتراض ملی ایرانیان "شورای ملی مراسم 18 تیر" از میان تمام گروههای دانشجویی و مردمی و احزاب و تشکلهای اپوزیسیون تشکیل گردیده و از مابقی جریانهای دانشجویی و احزاب نیز دعوت به عمل می آورد تا ضمن اعلام نقطه نظرات و پیشنهادات خود برنامه های خویش را برای هر چه باشکوهتر برگزار نمودن مراسم این روز ملی به دبیرخانه شورا اعلام نمایند.برنامه های شورای ملی مراسم 18 تیر:تجمع مردمی و دانشجویی در مقابل کوی دانشگاه تهران . ساعت 7 عصر روز 18 تیرماه عناوین برنامه:همخوانی سرود یار دبستانییک دقیقه سکوت به احترام شهدا و زندانیان حادثه کوی دانشگاه تهرانسخنرانی یکی از کوشندگان سیاسی و دموکراتیک ایران "شورای ملی مراسم 18 تیر ماه " ضمن دعوت مردم و دانشجویان عزیز به شرکت در مراسم نهایی 18 تیرماه اعلام می نماید که هر شب در مقابل کوی دانشگاه و خیابانهای اطراف آن مراسم استقبال از روز 18 تیرماه برگزار خواهد گردید و حضور فعالانه دانشجویان و تمامی اقشار مردمی را بسیار مهم و مغتنم می داند .خواسته های "شورای ملی مراسم 18 تیرماه " 1- آزادی بی قید و شرط تمامی دانشجویان و زندانیان حادثه تجاوز به ساحت جنبش دانشجویی در سراسر کشور .2- معرفی و محاکمه قاتل شهید عزت ابراهیم نژاد.3- آزادی بی قید و شرط بازداشت شدگان تجمعات و راهپیمائی های اخیر .بدیهی است ضمن استمرار راهپیمائی ها و تجمعات تا روز 18 تیر ماه چنانچه به خواسته های این شورا توجه نشود و در جهت تامین این خواسته ها اقدام نشود اعتراض و راهپیمایی ها از بعد از 18 تیر ماه نیز ادامه خواهد یافت .راهکار های پیشنهادی شورای ملی مراسم 18 تیر ماهمبارزه ما یک مبارزه مدنی و هدفمند می باشد لذا اصلی ترین و اولی ترین نکته برای بیان اعتراض و ابراز انزجار از حکومت دینی حاکم بر ایران مبارزه مدنی و عاری از هر گونه خشونت می باشد که تلاش برای برگزاری رفراندوم آزاد هدف اصلی آن می باشد . این شورا معتقد است که جواب خشونت حاکمیت را تنها با شعا ر "فراندوم رفراندوم این است شعار مردم "می شود پاسخ دادپل ارتباطی این شورا فعلا وب سایت : com.goftaniha.www می باشد . "شورای ملی مراسم 18 تیر " متشکل از :جبهه متحد دانشجوییجبهه دموکراتیک ایرانجنبش متحد ایثارگرانسازمان جوانان ایرانشورای هماهنگی کوی دانشگاه تهرانسازمان دانش آموختگان و دانشجویان ملی ایرانشورای ائتلاف دانشجویان دموکرات دانشگاه تهراناتحادیه تشکلهای ملی مذهبی دانشگاه آزاد واحد تهرانجنبش دانشجویان مبارزسازمان دانشجویی چکادستاد پیگیری مطالبات دانشجویان کوی دانشگاه تهرانشورای متحصنین دانشگاه یزد &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/11466862-112083972524306246?l=rahaaee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahaaee.blogspot.com/feeds/112083972524306246/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=11466862&amp;postID=112083972524306246' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/112083972524306246'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/112083972524306246'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahaaee.blogspot.com/2005/07/blog-post.html' title='اعلام موجودیت &quot;شورای ملی هیجده تیر&quot;'/><author><name>رهایی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09675055783892584015</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-11466862.post-111946252044613957</id><published>2005-06-22T10:46:00.000-07:00</published><updated>2005-06-22T10:48:40.506-07:00</updated><title type='text'>تفاله های نظام اسلامی ، وصله های ناجور</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هنوز هستند در جامعه ما کسانی که نمی خواهند یا به علت تعهداتی که در گذشته داشته و دارند نمی توانند به حقیقت و پاکدلی سر به اطاعت موج آزادی خواهی و موج تازه ای که در جریان زندگی جدید ایران حادث شده است بگذارند .&lt;br /&gt;اینها معدودند و ناچیز به اندازه ای که در برابر این موج عظیم به حساب نیایند اما به هر صورت وصله ناجوری هستند بر پیکر جامعه نو طلب و یا اگر صریح تر بگوییم ننگی هستند که نشانه های از روزگار محنت زای گذشته نزدیک را به همراه خود کشیدند و اینک اگر خیلی حسن نیت داشته باشیم اینطور به نظر می رسد که به علت انجماد فکری خود از درک شرایط زمان پیشتاز و عصر آزادی ملی ایران و رونغ روزافزون انقلاب اجتماعی مملکت در مانده اند .&lt;br /&gt;این بر جای ماندگان که در حقیقت بازمانده مرتجع ترین قشر سیه کار ایام نه چندان دور به شمار میروند اگر چه شاهد پایان قطعی زندگی تباه و بد فرجام خود و اربابانشان هستند  ولی از آنجا که هرگز دل سیاه و طینت ناپاک اهریمن با نور حقیقت و انصاف آشنا نشود و راه به سوی روشنی ها نگشاید باز گاه و بی گاه سر از لاک خود بیرون می کشند تا مگر خاری بر سر راه سعادت ملتی به پا خواسته باشند ....&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در میان این افراد شناخته شده که روزی عالی ترین مقام دولتی را در اختیار داشت اینک در نطق های که بیشتر جنبه لفاظی دارد تا حقیقت گویی اینطور عنوان می کند که گویی از مردم جدا نیست این فرد ( هاشمی ) گویا جنایات و قتل های را که به دستور وی و در وزارت اطلاعات وی در زمان ریاستش انجام می شد فراموش کرده است . بی شرم تر از آن این که آمر و عامل این جنایت ها ( هاشمی و احمدی نژاد ) امروز بر سر قدرت و ریاست مقابل یکدیگر رو در رو ایستاده و در دروغ گویی و عوام فریبی از یکدیگر پیشی گرفتند و هر یک جنایات خویش را همچون مدال افتخاری به رخ دیگری می کشند تا هر چه بیشتر پرده از چهره کریه و کثیف خویش بردارند و در پیشگاه انظار اعمال ننگین گذشته سیاه خویش را نمایان سازند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینها تفاله هایی بیش نیستند و فراموش نکنیم که هر کدام از اینها که بر مسند قدرت و ریاست تکیه زنند سد لرزانی هستند که در برابر این موج آزادی خواهی و مبارزات آزادی خواهان بی دوام و شکننده و لغزانند آنچنان که در زیر دست و پای این موج خرد شوند و به اعماق سیاه تاریخ فرو خواهند رفت&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نکند جور پیشه سلطانی                               که نیاید ز گرگ چوپانی&lt;br /&gt;حاکمی که طرح ظلم افکند                           پای دیوار ملک خویش بکند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="mailto:Mosio_mas@yahoo.com"&gt;Mosio_mas@yahoo.com&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/11466862-111946252044613957?l=rahaaee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahaaee.blogspot.com/feeds/111946252044613957/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=11466862&amp;postID=111946252044613957' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/111946252044613957'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/111946252044613957'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahaaee.blogspot.com/2005/06/blog-post_22.html' title='تفاله های نظام اسلامی ، وصله های ناجور'/><author><name>رهایی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09675055783892584015</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-11466862.post-111799441852417235</id><published>2005-06-05T10:55:00.000-07:00</published><updated>2005-06-05T11:00:18.533-07:00</updated><title type='text'>نامه ي آبراهام لينکلن به آموزگار پسرش</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;به پسرم درس بدهيد. او بايد بداند که همه ي مردم دادگر و همه ي آنها رو راست نيستند&lt;br /&gt;, اما به پسرم بياموزيد که به ازاي هر بدکار انساني خوب هم وجود دارد. به او بگوييد&lt;br /&gt;به ازاي هر سياستمدار خودخواه رهبر جوانمردي هم يافت مي شود. به او بياموزيد&lt;br /&gt;اگر با کار و زحمت خويش , يک دلار کسب کند , بهتر از آن است که جايي روي &lt;br /&gt;زمين , پنج دلار بيابد.به او بياموزيد که از باختن پند بگيرد و از پيروز شدن&lt;br /&gt;لذت ببرد.او را از غبطه خوردن بر حذر داريد. به او نقش و تاثير مهم &lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt; خنديدن&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; را &lt;br /&gt;يادآور شويد. اگر مي توانيد , به او نقش موثر &lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;کتاب&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; در زندگي را آموزش دهيد&lt;br /&gt;به او بگوييد &lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;بينديشد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;, به  پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقيق شود&lt;br /&gt;به گلهاي درون باغچه و زنبورها که در هوا پرواز مي کنند دقيق شود و بنگرد.&lt;br /&gt;به پسرم بياموزيد که در مدرسه بهتر اين است که مردود  شود اما با تقلببه قبولي&lt;br /&gt;نرسد. به پسرم ياد بدهيد با ملايم ها  ملايم و با گردن کش ها گردن کش باشد.&lt;br /&gt;به او بگوييد به باورهايش باور داشته باشد.حتا اگر همه  بر خلاف او حرف بزنند&lt;br /&gt;به پسرم ياد بدهيد که همه ي حرف ها را بشنود و سخني را که به نظرش درست &lt;br /&gt;مي رسد برگزيند. ارزشهاي زندگي را به پسرم آموزش دهيد. اگر مي توانيد به &lt;br /&gt;پسرم ياد بدهيد که در اوج غم و اندوه لبخند به لب داشته باشد. به او بياموزيد&lt;br /&gt;که از اشک ريختن خجالت نکشد. به او بياموزيد که مي تواند براي &lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;انديشه&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;و شعورش مبلغي تعيين کتد.اما قيمت گذاري براي دل , بي معناست. به او&lt;br /&gt;بگوييد که تسليم هياهو نشود و اگر خود را بر حق مي داند , پاي سخنش&lt;br /&gt;بايستد و با همه  نيرو&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt; مبارزه&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; کند.&lt;br /&gt;در کار آموزش به پسرم , نرمي به خرج دهيد. اما از او يک نازپرورده نسازيد&lt;br /&gt;بگذاريد که او شجاع باشد. به او بياموزيد که به مردم &lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;باور&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; داشته باشد.&lt;br /&gt;توقع زيادي است , اما ببينيد که چه مي توانيد بکنيد. پسرم کودک&lt;br /&gt;کم سن و سال بسيار خوبي است.&lt;br /&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/11466862-111799441852417235?l=rahaaee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahaaee.blogspot.com/feeds/111799441852417235/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=11466862&amp;postID=111799441852417235' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/111799441852417235'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/111799441852417235'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahaaee.blogspot.com/2005/06/blog-post.html' title='نامه ي آبراهام لينکلن به آموزگار پسرش'/><author><name>رهایی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09675055783892584015</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-11466862.post-111668634130327017</id><published>2005-05-21T07:35:00.000-07:00</published><updated>2005-05-21T07:39:01.306-07:00</updated><title type='text'>رئيس جمهور اصلی خامنه ای است</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بار ديگر در آستانه ورود به تئاتر ملا ها و تماشای يکی ديگر از سری بازی های کمدی آنها ايستاده ايم. نمايشنامه هايی مسخره که خود آنرا انتخابات می نامند. سپاس کردگار را، به نظر می رسد که اين بار هيچ فرد خوشخيالی پس از هشت سال گول خوردن و دويدن بسوی سرابی بنام اصلاحات و خود را بد نام کردن ديگر ترديدی در اصلاح نا پذير بودن اين نظام هچل هفت ندارد  حتی ورود به بحث انتخابات نوع آخوندی را هم اهانت به شعور خود و شنوندگان و خوانندگانم می دانم. چرا که صحبت در مورد يک رخداد فرعی و معلول سخنی بی ارزش و انحرافی است. ورود در اين مباحث افکار ما را مغشوش و از مشکل اصلی منحرف خواهد ساخت. اگر قصد گشودن گره از کار فروبسته خود داريم بايد به علت و مشکل اصلی بپردازيم، اما مگر گوش شنوايی وجود داشت! هر چه بود آن سالهای فرصت سوز گذشت، اما پنداری بعضی هنوز هم درد اصلی را درک نکرده بار ديگر سرنا را از سر گشادش فوت کرده معضل را به اعمال نفوذ شورای نگهبان تنزل می دهند .گويا که اگر الک و غربال اين نهاد انگيزاسيونی از کار افتد رئيس جمهوری برگزيده بر سر کار آمده و همه ی کژی ها را راست خواهد کرد. در حاليکه مشکل مردم ايران اصلآ نه تنها انتخابات آزاد رياست جمهوری در اين رژيم نبوده و نيست، بلکه حتی نظارت استصوابی مانع تحقق اين امر هم خود يک مسئله جانبی و پيش پا افتاده است. هم امروز بفرض اگر نظارت استصوابی که هيچ حتی اصل شورای نگهبان هم حذف گردد و هيچ محدوديتی هم برای ورود نمايندگان مردم به نهاد های مختلف حکومتی وجود نداشته باشد باز چيزی عوض نخواهد شد. مشکل جمهوری اسلامی اين نهاد و آن ارگان نيست، ذات اين نظام است که در تعارض آشکار با اعمال حق حاکميّت ملی است، در چنين رژيمی حتی انتخابات صد در صد آزاد تمامی نهاد ها هم پشيزی به کار آزادی نخواهد آمد. مجلس شورا، نهاد رياست جمهوری، مجمع تشخيص مصلحت، مجلس خبرگان و شورای امنيّت ملی و ... اصلآ نقشی در تعيين سياست اين نظام ندارند که با انتخابی شدن يک و يا تمامی آنها ايران دچار دگرگونی گردد. پيش از چاره انديشی برای هرمعضلی ابتدا بايد خود آن معضل را بدرستی شناخت، چنانچه صورت مسئله را به درستی طرح نکنيم هر جوابی هم برای آن بيابيم بی شک اشتباه خواهد بود. يعنی شناخت اين رژيم و مکانيسم اعمال قدرت در آن است که ما را يکراست به سراغ مشکل اصلی می برد .اگر شناختی در کار بود که کسی ديروز به دنبال خاتمی نمی افتاد و امروز هم مسئله را در شورای نگهبان خلاصه نميکرد. شناخت اين رژيم هم ديگر پس از بيست و شش سال کار چندان مشکلی نيست. اگر بخواهيم اين حکومت را بی حب و بغض و در عين حال خيلی ساده تعريف کنيم، بايد گفت که ما يک رئيس جمهور مادام العمر داريم بنام ولی فقيه که انتخاب و عزل وی هم خارج از اختيار ما است. از آنجا که اين رهبر حتی ناظران بر عملکرد خود را نيز شخصآ برمی گزيند طبعآ يک رهبر ابدی است. بزبانی ساده تر درست است که رهبر منصوب مجلس خبرگان است، اما دوره و کالت در آن مجلس هشت سال است، با پايان يافتن کار کسانی که وی را نصب کرده اند، از دور بعد ديگر حتی تعيين نمايندگان نيز به خود رهبر سپرده شده که نيمی را شخصآ بطور مستقيم انتخاب ميکند و نيم ديگر را بوسيله ايادی خود. بسيار طبيعی است کسانی که کاملآ با تأييد خود رهبر انتخاب شده باشند نه فرا دست بلکه زير دست او خواهند بود. اينچنين مجلسی ديگر در برابر رهبر نيست و اصلآ مأموريتی نظارتی ندارد، هيچ قدرتمداری برای نظارت بر اعمال خود و جلوگيری از تخلفاتش فرد يا افرادی را بر نمی گزيند، مگر اينکه دچار روان پريشی باشداينجا کاری به خود يکچنين مجلسی نداريم که فی النفسه نهادی انگيزاسيونی و قرون وسطايی است، اگر حتی وجود اين مجلس مادون ارتجاعی را نيز پذيرا گرديم باز قادر به هضم و توجيح اين تضاد نخواهيم بود که نقش و رسالت مجلسی که خود رهبر بکار گمارده منطقآ نمی تواند چيزی جز حفظ ولینعمت و خدمت به وی باشد. پس می بينيم تنها نهادی که بر اساس قانون اساسی مثلآ بايد کنترل کننده اعمال رهبری باشد طبق همان قانون عملآ به عمله و مجيز گوی وی بدل می گردد. حال اين رهبری که به هيچ نهاد و مرجعی هم پاسخگو نيست تمامی مقدرات کشور و مردم را در دست دارد. طبق قانون تعيين مشی برای سياست داخلی و روابط بين المللی با رهبر مطلق العنان است. تعيين رئيس برای هر سه قوه مجريه و قضائيه و مقننه يکی بطور مستقيم و آن دو ديگر بطور غير مستقيم با اوست. فرماندهی قوای مسلحه متعارف به اضافه سپاه و بسيج متعلق به اوست. تعيين مديريت کلان رسانه های جمعی ملی چون صدا و سيما و نشريات بزرگ با وی است. تعيين اعضای مجمع نشخيص مصلحت نظام و شورای نگهبان با ولی فقيه است. او است که چهل در صد از گردش پولی مملکت را از طريق بنياد ها زير نگين دارد. گماشتگان مستقيم وی در هر کوره دهات و در هر شهر و استان قدرتمند ترين در منطقه خود هستند و هيچ وزير و وکيلی هم جرأت برخورد با آنان را ندارد.امامان جماعت نيز درهر قصبه و شهر و شهرستانی منصوب وی و به مثابه خرده شاه محل خود عمل می کنند. او در تمام دانشگاهها و ساير مراکز علمی نماينده ای ويژه دارد. همينطور در واحد های بزرگ توليدی و صنعتی. مديريت صد ها نهاد و کانون و مجمع و انجمنی که همگی هم از بيت المال تغذيه می کنند با او است. عزل رييس جمهور و هر مقام ديگری جزو اختيارات اوست، همچنين نصب هر کسی. افزون بر همه ی اينها و هزار اختيار ديگر که شرح آنها بی فايده است، اين جناب رهبر حق صدور حکم حکومتی هم دارد که به همه ی اين اختيارات طعنه می زند، وی قادر است با يک حکم يک سطری هر زمان که دلش خواست از تصويب و اجرای هر طرح و لايحه ای جلوگيری کند.کوتاه سخن اينکه هر گونه مبارزه و نقدی که چيزی جز اين مقام خدايی را هدف خود قرار دهد، دانسته و يا نادانسته هدف و سخنی انحرافی است. آنچه در جمهوری اسلامی رئيس جمهور خوانده می شود يک کارپرداز و معاون است که اين رهبر بالا تر از خدا به وی نياز دارد و انتخاب آنرا به عهده مردم می گذارد، تازه آنهم با هزار فيلتر گذاری و کنترل. وجود اين پست بی ارزش و فاقد اختيار دو مزيت دارد، آنهم برای رژيم که اولی رد گم کردن است و دوم نقش ضربه گير داشتن برای رئيس جمهور اصلی و مادام العمر و غير پاسخگو. مانند دو ديگر رهبر زندانی در کشور خود که جرأت آفتابی شدن در کشور ديگری را نداشتند و معاونين آنها کار های بين المللی را انجام می دادند، طارق عزيز برای صدام حسين، وعبدالحليم خدام برای حافظ اسد. آنها اما آنقدر شرف داشتند که در پشت معاونين خود پنهان نشوند. هيچکس به خامنه ای اعتراض نمی کند که اگر رهبر هستيد شخصآ در مذاکرات شرکت کنيد که ديگران در مذاکرات مجبور نباشند دائمآ پای تلفن باشند و لحظه به لحظه از شما کسب تکليف کنند، اگر هم رهبر مذهبی هستيد بازگرديد به مسجد و به همان شغل اصلی خود روضه خوانی بپردازيد و سياست را به اهلش واگذاريد. باری، آنروزی می توان در ميهن ما صحبت از انتخابات به ميان آورد که بتوانيم رئيس جمهور اصلی را انتخاب کنيم نه معاون وی را، آنهم بدون فيلتر و قيد مذهب و مسلک و جنسيت و نژاد، همين&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/11466862-111668634130327017?l=rahaaee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahaaee.blogspot.com/feeds/111668634130327017/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=11466862&amp;postID=111668634130327017' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/111668634130327017'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/111668634130327017'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahaaee.blogspot.com/2005/05/blog-post.html' title='رئيس جمهور اصلی خامنه ای است'/><author><name>رهایی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09675055783892584015</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-11466862.post-111443584835694349</id><published>2005-04-25T06:27:00.000-07:00</published><updated>2005-04-25T06:30:48.356-07:00</updated><title type='text'>اين انتخابات نيست! اين نمايش سلب انتخاب و اختيار مردم ايران است</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;براى نمايش مضحکه انتخابات به جان همديگر افتاده اند. ادعا ميکنند که ميخواهند نظر و راى مردم را جلب کنند. پاسخ ما اين است که مردم ايران انتخابشان را کرده اند! انتخاباتى که در آن، زن را به اين خاطر که انسان حساب نميکنند، پيشاپيش فرودست و تحقير شده اعلام کرده اند، باطل است. مضحکه ايى بيش نيست. بايد بساطشان را روى سرشان خراب کرد. بايد به جرم زن ستيزى آشکار و علنى تک تکشان را گرفت، به پاى ميز محاکمه کشاند! بساط زن ستيزيشان را جمع و ملغى اعلام کرد&lt;br /&gt;اينها در شرايطى ميليونها دلار خرج تبليغات انتخاباتيشان ميکنند، ميليونها دلار صرف سرپا نگه داشتن بساط لفت و ليسشان از قبل مردم ميکنند که سفره کارگران خالى است، زنان براى تامين کيف و کتاب فرزندانشان، دختران براى پرداخت شهريه تحصيل دانشگاهشان تن خود را به معرض فروش گذاشته اند&lt;br /&gt;مردم !  زنان و مردان آزاديخواه ! ما از شما ميخواهيم که عليه اين نمايشى که مهر بى حقوقى همه ما بر آن خورده است بپا خيزيد. متحد شويد، متشکل شويد، صدايتان را با هم بلند کنيد! نگذاريد که صداى زوزه اينها از مساجد محل، از مطبوعات و رسانه هاى جمعى براى کشاندن مردم به پاى صندوقهاى راى بلند شود؟ کدام راى؟ کدام انتخاب؟ در مملکتى که سران اين نظام حتى حق پوشش زنان را از آنها سلب کرده اند، در مملکتى که حق انتخاب سياسى، آزادى عقيده و بيان، تجمع و تشکل را پايمال کرده اند، اعتصابات و تحصن را با سرکوب و چوبه دار پاسخ ميگويند، خبرى از حق راى و انتخاب نيست! اينها خود مظهر بى حقوقى و سلب حق راى و انتخاب مردمند! مردم ايران با اعتراض و مبارزه خود راى به رفتن اينها داده اند! ما از شما ميخواهيم که عليه اين کمپين نمايش بى حقوقى مردم به ميدان بياييد. ما از شما ميخواهيم که نگذاريد مجالس مسخره تبليغات انتخاباتيشان را بپا کنند، ما از شما ميخواهيم که گردهمايى اينها را براى گدايى کردن راى از مردم به نمايش محاکمه آنها بدل کنيد! ما از شما ميخواهيم همانند جوانان مبارز خراسان و دانشجويان تهران صدايتان را رو در روى آنها بلند کنيد! ما ميگوييم تحريم انتخابات کافى نيست! ما خواهان مبارزه فعال مردم عليه مضحکه انتخابات هستيم. نبايد گذاشت که صندوقهاى رايشان را به اسم مردم ايران پر کنند&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;ما همه زنان و مردان آزاديخواه را به يک مبارزه فعال سياسى عليه انتخابات دعوت ميکنيم&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;به مبارزه ما و خيل وسيع آزاديخواهان عليه انتخابات بپيونديد&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;___________________&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/11466862-111443584835694349?l=rahaaee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahaaee.blogspot.com/feeds/111443584835694349/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=11466862&amp;postID=111443584835694349' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/111443584835694349'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/111443584835694349'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahaaee.blogspot.com/2005/04/blog-post_25.html' title='اين انتخابات نيست! اين نمايش سلب انتخاب و اختيار مردم ايران است'/><author><name>رهایی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09675055783892584015</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-11466862.post-111357954873635164</id><published>2005-04-15T08:36:00.000-07:00</published><updated>2005-04-15T08:39:08.736-07:00</updated><title type='text'>بيست و هفتم خرداد 84 را به خزان حكومت تبديل كنيد</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;تجربيات تاريخی نشان داده است كه در حكومتهای استبدادی و ايدئولوژيكی ، تحت هر اسم وعنوانی ، بی احترامی مطلق به خواست مردم و ناديده گرفتن حقوق شهروندان همواره از جمله مواردی بودند كه حاكمان مستبد و ديكتاتورها آنها را بر نتابيده و كمترين ارزشي براي اين شاخصه ها كه جزو بديهي ترين موازين حقوق بشري تلقي ميشوند قائل نبوده اند .&lt;br /&gt;بيست و شش سال است كه حكومت جمهوري اسلامي با زير پا گذاشتن مجموعه حقوق ايرانيان مستمرا و بلا توقف مفاد اعلاميه جهاني حقوق بشر و ساير ميثاقهاي بين المللي مرتبط با حقوق بشر را پايمال نموده ، در عين حال نيز همواره از انتخابات و منتخبين مردم صحبت بميان آورده ، بدون آنكه كمترين ارزشي براي واژه انتخاب و محتواي انتخابات قائل بوده باشد .&lt;br /&gt;هر زمان كه موعد انتخاب و انتخابات فرا ميرسد ، ميبينيم كه مسئولان ريز و درشت حكومت اسلامي به ياد مردم مي افتند و به سراغ آنها مي آيند . يادشان مي افتد كه در اين سرزمين هفتاد ميليون انسان زندگي ميكنند كه هر يك از آنها داراي حقوقي شناخته شده ميباشند كه در طي اين بيست و شش سال مدواما لگد مال شده است .&lt;br /&gt;برابر اعلام حكومت روز 27 خرداد 84 انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري رژيم خواهد بود . ضمن آنكه بايد بپذيريم كه اصولا نيازي به انتخاب و انتخابات و منتخب مردم نميباشد !&lt;br /&gt;اما نبايد از اين موضوع پر اهمييت غافل بمانيم كه حكومت بشدت لرزان اسلامي در هر انتخابي قبل از آنكه بدنبال اراده و خواست مردم باشد ، قويا بدنبال ابزار مشروعيت براي موجوديت نا مشروع خويش ميباشد كه يكي از راهكارهاي اساسي براي ادامه حيات هر حاكميت دمكراتي ميباشد .&lt;br /&gt;امروز ديگر بر هيچ ايراني آگاه و با شرفي پوشيده نيست كه انتخاب و راي او كمترين ارزشي براي حكومت اسلامي نداشته ، بلكه انتخاب او به مانند چكشي است كه خودش بدست حكومت ميدهد و به او ميگويد با اين چكش توي سر من بزن ! اگر هم آخ و اعراضي كردم ، نهيب بر آور كه چشمت كور خودت مرا انتخاب كردي تا با راي خودت توي سرت بزنم .&lt;br /&gt;در حقيقت نظام الهي جمهوري اسلامي هيچگاه به راي هيچ يك از شهروندان خود نيازي نداشته و نخواهد داشت ! چرا كه تا كنون هر آنچه را كه خواسته انتخاب كرده و هر آنچه را كه بخواهد از صندوقهاي راي بيرون خواهد آورد . آنچه كه حاكميت اسلامي در انتخابات ، خاصه در انتخابات پيش رو بدان نياز وافر دارد صفهاي طويل انتخاباتي است تا بتواند با استفاده تبليغاتي از آنها ابزار ادامه حيات و مشروعيت نا مشروع خود را در صحنه بين المللي تامين نموده تا چند صباحي بيش به حيات خود ادامه دهد .&lt;br /&gt;در چنين شرايطي بر من و تو و هر ايراني غيرتمند و با شرفي است تا با تحريم جدي انتخابات ، روز 27 خرداد 84 را به روز خزان رژيم اسلامي تبديل كرده و با ايجاد فضاي گورستاني تمامي شهرها و روستاهاي ايران را به قبرستان سياسي رژيم مبدل نمائيم .&lt;br /&gt;ترديد نداشته باشيم كه با ايجاد چنين فضائي تتمه آبروي رژيم ريخته حتي ياران اروپائي رژيم هم دست حمايت خود را از پشت لرزان خميده آن بر خواهند داشت ، و مسير مبارزات ملي چنان هموار خواهد گرديد كه خواهيم توانست كوتاه زماني پس از تحريم انتخابات شاهد اوج گيري مبارزات مردم و در پي آن بر پا كننده جشن پيروزي ملت و غلبه بر اين نظام جبار باشيم .&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;شعار هر ايراني تا روز انتخابات :   شركت در انتخابات هرگز&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;br /&gt;                                              &lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;تحريم انتخابات يك وظيفه ملي و مبارزاتي ميباشد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;                                             ايران --- تهران    الف--- بيقرار 22/1/84&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/11466862-111357954873635164?l=rahaaee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahaaee.blogspot.com/feeds/111357954873635164/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=11466862&amp;postID=111357954873635164' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/111357954873635164'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/111357954873635164'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahaaee.blogspot.com/2005/04/84.html' title='بيست و هفتم خرداد 84 را به خزان حكومت تبديل كنيد'/><author><name>رهایی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09675055783892584015</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-11466862.post-111296739443982835</id><published>2005-04-08T06:34:00.000-07:00</published><updated>2005-04-08T06:36:34.443-07:00</updated><title type='text'>دکتر شهرام اعظم : محسن آرمین هم دروغ می گوید</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www.iranpressnews.com/source/004235.htm" target="_blank"&gt;دکتر شهرام اعظم : محسن آرمین هم دروغ می گوید / وظیفه وجدانی من این بود که صدای آن جسم پاره پاره شده را به گوش جهانیان برسانم&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;دکتر شهرام اعظم , پزشک با شرف و شجاعی که با ارائه شواهد خود در مورد شکنجه , تجاوز جنسی و قتل زهرا کاظمی , خبرنگار ايرانی کانادايی در زندان اوين بار ديگر توجه رسانه های خبری جهان را به اين پرونده معطوف کرده می گويد با ترک ايران و تغيير مسير زندگی خود خطر بزرگی را به جان خريده اما اميدوار است بتواند گامی در راه اجرای عدالت در پرونده قتل وحشیانه خانم کاظمی در دادگاه های بين المللی بردارد. دکتر اعظم می گوید متهم این پرونده کسی نیست جز کلیت نظام جمهوری اسلامی و از اتهاماتی که جناحهای مختلف رژیم به او نسبت داده اند نمی هراسد و هدفش فقط افشای واقعيت های اين جنایت هولناک است.&lt;br /&gt;دکتر شهرام اعظم در گفتگو با رادیو فردا گفت من در درجه اول يک انسانم و در درجه دوم يک پزشک سوگند خورده هستم و وظيفه ام نجات جان انسان ها است. وقتي در موقعيتي قرار می گیرم که مجبور مي شوم يک جسد پاره پاره را ببينيم، بدون اين که بتوانم به نجات جانش کمک زيادي بکنم و بعد مجبور به سکوت می شوم و وقتي هم يکي دو بار در داخل ايران به جايگاه هاي مختلف اين واقعيت ها را بيان مي کنم ولی به گوش کسي نمي رسد و کسي اين را تکرار نمي کند، برايم يک وجدان سنگيني ايجاد مي کند که صداي اين جسم پاره پاره به کجا بايد برسد.&lt;br /&gt;يک وظيفه وجداني روي من است که صداي آن جسم پاره پاره را برسانم به گوش شنواي مردم و افکار عمومي جهان و در عين حال به عنوان يک حلقه کوچک از شهادتي که بتواند در محضر يک دادگاه عادل ارائه شود، شهادتم را ارائه کنم، بلکه جزئي از حقوق از دست رفته آن جسم هاي پاره پاره شده به نوعي بتواند به آنها برگردد.&lt;br /&gt;من اميد قطعيم اين بود، اين خطر را براي خودم و خانوادم به جان خريدم، تمام گذشتم، تحصيلاتم، شرايط زندگيم، خانه مسکونيم را وثيقه گذاشتم و جا گذاشتم در ايران و آمدم فقط براي انجام اين وظيفه و با اين اميد که بتوانم به عنوان يک شاهد قانع کنم دولت کانادا و مجامع بين المللي و دادگاه هاي بين المللي را که مي توانند با مدارک کافي مجرم را روي جايگاه اتهام بنشانند و محاکمه کنند و جرمش را به اثبات برسانند.&lt;br /&gt;اين پزشک بيمارستان سپاه پاسداران در در مورد تغيير مسير زندگي خود و خانواده اش پس از ترک ايران می گویدبه عنوان پزشکي که شغل ثابت و دريافتي ثابت داشتم، مطب خودم را داشتم، يک درآمدي که مي توانستم زندگيم را بچرخانم، خانه مسکوني خودم را داشتم در ايران.&lt;br /&gt;خانواده ام زندگي عادي مانند اکثريتي که در ايران هستند را داشتند. ديدن اين ماجرا چنان چرخشي در زندگي من داد که واقعا برايم غير قابل تحمل بود. هر شبي را که به صبح مي رساندم، احساس مي کردم باز دارم به وجدان خودم خيانت مي کنم، به همسرم به عنوان يک زن خيانت مي کنم و به تمام کساني که اين ظلم به آنها روا شده و فردا ممکن است دوباره همين اتفاق برايشان بي افتد دارم خيانت مي کنم، پس مجبورم کاري را انجام دهم.&lt;br /&gt;وقتي همسرم حالت دروني من را ديد، بالاخره آرام آرام ماجرا را از من کشيد و بالاخره من و همسرم که 18 سال است با هم ازدواج کرديم به اين حد با هم توافق داريم که گفتيم حالا وظيفه انساني ما است که هزينه اين را بپردازيم. بياييم شهادتمان را، مدارکمان را در يک دادگاه عادل قرار دهيم که عدالت محکوم شده در ايران را دوباره به يک نوعي در يک دادگاه عادل سر جاي خودش بنشانيم.&lt;br /&gt;دکتر اعظم در مورد تکذيب اظهارات وي از سوي سخنگوي وزارت امور خارجه ايران و نيز اظهارات محسن آرمين، يکي از نمايندگاني که پرونده قتل زهرا کاظمي را در کميته تحقيق و تفحص مجلس شوراي اسلامي دنبال کرد مي گويد آقاي آرمين به هيچ وجه به عنوان يکي از مسئولين، وجود من را رد نکرده ولي ايشان گفته با ما مصاحبه نکرده. البته اين حرف هم باز دروغ است.&lt;br /&gt;من مطالبم در کميسيون اصل 90 مجلس هست، نمايندگان کميسيون اصل 90 مجلس با من مصاحبه کردند. من نرفتم، بلکه خودشان تعدادي از پرسنلي را که در ارتباط بودند با خانم کاظمي دعوت کردند. با خود من مصاحبه کردند و من به آقايان جريان را گفتم و جالب اين است که آقاي آرمين به هيچ وجه اين را نفي نکرده و گفته بهتر بود ايشان در ايران مي آمد در خبري که در روزنامه اقبال چاپ شده، شهادتش را در اختيار ما مي گذاشت تا ما بهتر بتوانيم قضاوت کنيم. البته قضاوتشان احتمالا بعد از اين که خود من هم به چينن سرنوشتي دچار شدم شايد باشد.&lt;br /&gt;سئوال : چه احساسي پيدا مي کنيد وقتي که رئيس بيمارستان بقيه الله گفتند همچين پزشکي ما نداشتيم؟&lt;br /&gt;دکتر شهرام اعظم: آقاي دکتر نادري اگر بخواهند شواهد خاصي را از شخص خودشان خواهم داد در يک موقعيت ويژه. من نيازي به اين که از خودم بخواهم دفاع کنم در قبال حرفهايي که ايشان گفته نمي بينم.&lt;br /&gt;در دادگاه من به عنوان شاهد مدارکم را به دادگاه ارائه خواهم کرد، دادگاه بررسي خواهد کرد و اگر دروغگو باشد به عنوان يک دروغگو خودم در جايگاه اتهام می نشينم و اگر راست گفته باشم متهم کسی نيست به جز تماميت حاکميت جمهوری اسلامي روی صندلی اتهام که به جرمش رسيدگی خواهد شد.&lt;br /&gt;من تنها راه حلي را که مي بينم بر خلاف نظر کساني که الان در ايران هستند، به خاطر اين که دولت ايران و قوه قضاييه ايران تماميت حاکميت جمهوري اسلامي بدون در نظر گرفتن هيچ کدام از جناحين، اين کارنامه نشان داده که به هيچ وجه قابل اعتماد نيست و يک حکومت به اين شکل غير قابل اعتماد مي تواند هر کاري را بکند و هر اتفاقي ممکن است براي هر کسي بي افتد.&lt;br /&gt;من خودم شخصا اين شانس را نمي دهم که کسي اين جرات را بکند در داخل ايران بخواهد شهادت بدهد. مگر اين که يک دادگاه حقيقت ياب از طرف کشورهاي مستقل جمع شوند و بروند در ايران با تضمين سلامت و آينده اشخاصي که شهادت مي دهند، از آنها شهادت بگيرد.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/11466862-111296739443982835?l=rahaaee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahaaee.blogspot.com/feeds/111296739443982835/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=11466862&amp;postID=111296739443982835' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/111296739443982835'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/111296739443982835'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahaaee.blogspot.com/2005/04/blog-post_111296739443982835.html' title='دکتر شهرام اعظم : محسن آرمین هم دروغ می گوید'/><author><name>رهایی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09675055783892584015</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-11466862.post-111296716530050598</id><published>2005-04-08T06:31:00.000-07:00</published><updated>2005-04-08T06:32:45.303-07:00</updated><title type='text'>گام به گام بسوی اجرای ميثاق ملی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;عباس اميرانتظام&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;تحقق ميثاق ملی در يك روند تاريخی و دمكراتيك كاملا ميسر مي باشد، ضامن موفقيت اين حركت تاريخی مشاركت فعال مردم و فراگير بودن آن است از اينرو اين حركت در ذات خود دمكراتيک می باشد. درگذار مسالمت آميز به نظام دمكراتيک از طريق همه پرسی می بايستی از كليه ظرفيتهای ملی و ابتكارات فردی سود برد.&lt;br /&gt;تنها و يگانه محدوديت و خط قرمز اين جنبش ملي عدم توسل به خشونت، تخريب و برهم زدن نظم جاري امور و معيشت مردم و بخصوص اقشار آسيب پذير مي باشد. حركت ملي از همراهي و همبستگي همه ايرانيان شكل مي گيرد.&lt;br /&gt;موفقيت حركت مسالمت آميز، دمكراتيك و غيرخشونت آميز در گرو مسئوليت پذيري و مشاركت فعال همهٌ ايرانيان در تعيين سرنوشت خويش مي باشد. براي نيل به اين منظور، هر مناسبتي بعنوان يك فرصت قلمداد مي گردد.&lt;br /&gt;جشنها ، اعياد، مناسبتهاي ملي و مذهبي ، ميهمانيها، صف هاي انتظار ميادين ورزشي، دانشگاه ها، مدارس، اماكن عمومي، اتوبوس ها.... كه امكان تجمع و گردهمايي طبيعي وعادي مردم را فراهم مي كند بايستي براي حضور فعال مردم مورد استفاده جنبش مسالمت آميز فراگير قرار گيرند، اين جنبش ملي با تكيه بر اراده ملي و حضور فعال همهٌ ايرانيان بدون برهم زدن نظم عادي و اخلال در زندگي روزمره و با كمترين هزينه قادر است كه دست آوردهاي بزرگي را تحصيل كند .&lt;br /&gt;در حركت مسالمت آميز، بايد از قابليت ها و ظرفيت هاي اماكن مهم عمومي چون دانشگاه، اداره، كارخانه براي گردهم آيي، اعلام مواضع، طرح مسائل، تبادل نظر، حداكثر استفاده را برد. به اين صورت جاي جاي ميهن عزيزمان با حضور فعال و گسترده مردم به صحنه مبارزه براي حق تعيين سرنوشت با شيوه مسالمت آميز تبديل مي گردد.&lt;br /&gt;به بركت اين حضور فعال و فراگير مردم، حق آزادي بيان، اعتراض و تجمعات بطور طبيعي در جريان پروسه موازنه قدرت بدست مي آيد وشرايط برگزاري رفراندوم در ميدان عمل فراهم مي گردد. اين جنبش اجتماعي و سياسي كه با توجه به شرايط بسيار مساعد داخلي و بين المللي بالقوه بسيار توانمند مي باشد بر عنصر رهبري و سازماندهي به مفهوم و شيوهٌ سنتي آن تكيه نمي كند.&lt;br /&gt;هر ايراني مسئول، خلاق و فعال امروزه يك رهبر و يا بخشي از عنصر رهبري دسته جمعي است و اين بزرگترين سرمايه ملي در ريشه كني عادات سنتي استبداد زدگي و ذوب شدن در كرامات اين يا آن فرد است، در صورت ضرورت ، رهبري در جريان حركت دسته جمعي بصورت دمكراتيك از طرف مردم انتخاب خواهد شد.&lt;br /&gt;گام اول اين جنبش اجتماعي – سياسي و مسالمت آميز بر حضور فعال مردم دراجتماعات ، فراگير شدن گفتمان ميثاق ملي، علني كردن مطالبات، پي گيري مسالمت آميز مطالبات، استوار مي باشد. اين كار بايد به صورتي انجام گيرد كه به زندگي روزمره و روال طبيعي امور لطمه وارد نكند. مثلاٌ يك ساعت در هفته بين ساعت دوازده تا سيزده، همهٌ دانشجويان بدون تعطيلي كلاس در محوطهٌ دانشگاه ها و دانشكده ها دورهم جمع شده و به شيوهٌ دلخواه خود به تبادل نظر پيرامون مسائل صنفي – اجتماعي وسياست بپردازند.&lt;br /&gt;هموطن ؛ زمان اتخاذ تصميمات بزرگ، شجاعانه و سرنوشت ساز فرارسيده است، تاريخ ما را به آزمون بزرگ تعيين سرنوشت خويش و رها سازي كشور از چنگال هيولاي فقر، فساد، فحشاء، اعتياد، افسردگي، ياٌس و نااميدي، سازش و التماس به بيگانگان، فرا مي خواند. به فراخوان تاريخ پاسخ شايسته بايد داد.&lt;br /&gt;براي پايان دادن به وضعيت اسفناك كشور و متوقف كردن چرخه باز توليد فقر، سركوب و فريب، بايد ، شركت در انتخابات فرمايشي و نمايشي را تحريم كرده و در عين حال از تسليم شدن به قضا و قدر و اميد بستن به چاره جويي هاي ديگران جدا پرهيز نمود و با تحريم انتخابات و مشاركت فعال در گذار مسالمت آميزازطريق همه پرسي به نظام دمكراتيك رسيد.&lt;br /&gt;بايد انتخابات را با مشاركت فعال خود به رفراندوم تبديل كنيم. سرمايه بزرگ ما در اين حركت ملي، پرچمداري جوانان و همراهي فعال و اميدوار همهٌ آزاديخواهان و شيفتگان توسعه پايدار ايران مي باشد .&lt;br /&gt;با آرزوی آزادی ايران&lt;br /&gt;اسفند ١٣٨٣&lt;br /&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/11466862-111296716530050598?l=rahaaee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahaaee.blogspot.com/feeds/111296716530050598/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=11466862&amp;postID=111296716530050598' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/111296716530050598'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/111296716530050598'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahaaee.blogspot.com/2005/04/blog-post_08.html' title='گام به گام بسوی اجرای ميثاق ملی'/><author><name>رهایی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09675055783892584015</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-11466862.post-111124590858911131</id><published>2005-04-03T07:22:00.000-07:00</published><updated>2005-03-27T08:48:01.770-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#33ff33;"&gt;هر روزتان&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#cccccc;"&gt; نوروز&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt; نوروزتان پیروز&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/11466862-111124590858911131?l=rahaaee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahaaee.blogspot.com/feeds/111124590858911131/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=11466862&amp;postID=111124590858911131' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/111124590858911131'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/111124590858911131'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahaaee.blogspot.com/2005/04/blog-post.html' title=''/><author><name>رهایی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09675055783892584015</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-11466862.post-111124144608731894</id><published>2005-04-03T05:49:00.000-07:00</published><updated>2005-03-27T08:54:14.910-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="color:#33cc00;"&gt;سالی پر از تحول و پیروزی برای همه آرزومندم،&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#cccccc;"&gt;سالی سرشار از خودپذیری،&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;خود دوستی و در نتیجه دگر دوستی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/11466862-111124144608731894?l=rahaaee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahaaee.blogspot.com/feeds/111124144608731894/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=11466862&amp;postID=111124144608731894' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/111124144608731894'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/111124144608731894'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahaaee.blogspot.com/2005/04/blog-post_03.html' title=''/><author><name>رهایی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09675055783892584015</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-11466862.post-111194111227096860</id><published>2005-03-27T08:28:00.000-08:00</published><updated>2005-03-27T08:31:52.276-08:00</updated><title type='text'>پیام نوروزی زندانیان سیاسی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#cc0000;"&gt;سال 84 سال سرنوشت&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;بیش از هرچیز، عید نوروز این جشن باستانی را به همه ی هم میهنان شادباش میگویم اگرچه رژیم قانون شکن و آزادی ستیز و عدالت سوز، بدلیل کینه توزی نسبت به زندانیان سیاسی و خانواده هایشان و تنفر از سنن باستانی ایرانیان اجازه نداد زندانیان سیاسی در این عید ملی در کنار خانواده بسر برند. اما خانواده های ما نیز باید آستانه ی شکیبایی خود را بالا برده و در این جشن ملی همراه با سایر هم میهنان شاد باشند.&lt;br /&gt;سال 84 را سال سرنوشت نامگزاری می کنیم برای اینکه در هیچ زمانی، هم میهنان را تا این اندازه امیدوار به آزادی و رهایی ندیده ایم. این امید موجب میشود تا مبارزین و آزادیخواهان بیش از پیش بر تلاشهای خود بیافزایند. سفوف خود را متحد کرده و دست به ائتلاف و هماهنگی بزنند. جنبش دانشجویی بویژه در آستانه ی ششمین سالگرد قیام دانشجویی 18 تیرماه، فعالیتهای خود را تشدید خواهد کرد. جنبش فرهنگیان، جوانان، کارگران و پرستاران به جنبش دانشجویی خواهند پیوست و انتخابات فرمایشی، غیر آزاد و غیر دمکراتیک ریاست جمهوری با تحریم ملی رو برو میشود. برای اینکه بیش از پیش عدم مشروعیت رژیم آشکار شود.&lt;br /&gt;همچنین کارگران، کارمندان و سایر کسانی که به نحوی در نظام اداری، آموزشی، صنعتی و تولیدی مشغول به کار هستند، به کم کاری، کارشکنی و اعتصاب دست خواهند زد تا بیش از پیش نا کار آمدی رژیم را بر ملا ساخته و حکومت را با بحرانهای جدید روبرو کنند. بنابر این سال 84، سالی خواهد بود که جنبش نا فرمانی مدنی به معنای واقعی شکل خواهد گرفت.&lt;br /&gt;این در حالی است که احزاب سیاسی و مطبوعات و سایر تشکلهای مدنی و غیر حکومتی، به مرور از وضعیت یاس و رخوت خارج شده و مددکار جنبشهای مردمی و اجتماعی خواهند بود.&lt;br /&gt;رژیم نیز بدلیل بن بست هسته ای ناگزیر است از دو راه حل تسلیم یا مقاومت یکی را پذیرفته، زیرا راه سومی وجود ندارد و اینبار حتی اروپاییان نیز نخواهند توانست رژیم را سرپا نگهدارند. اگر راه حل تسلیم یا تعطیلی چرخه ی سوخت را بپذیرد با از دست دادن اقتدار سرکوبگری، راه جنبش دمکراسی خواهی هموار تر خواهد شد. و اگر تن به مقاومت دهند، در آنصورت نیز در مقابل دنیا قرار خواهند گرفت و معادله ی قدرت به نفع مردم رقم خواهد خورد. بنابر این سال 84 سالی است که جنبش نافرمانی مدنی با پشتوانه ی بین المللی خواهد توانست زمینه ی فروپاشی رژیم و انتقال قدرت را فراهم سازد. به این امید که اپوزسیون بیش از پیش یه مسئولیت تاریخی خود آگاه باشد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;زنده باد آزادی- برقرار باد دمکراسی- گسسته باد زنجیر استبداد.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1/فروردین ماه/ 1384&lt;br /&gt;از طرف زندانیان سیاسی:&lt;br /&gt; ارژنگ داودی. 2- حجت بختیاری. 3- امیر ساران. 4- بینا داراب زند. 5- فرزاد حمیدی. 6- امید عباسقلی نژاد. 7- مهرداد لهراسبی. 8- مهرداد حیدرپور. 9- احمد باطبی. 10- منوچهر محمدی. 11- حشمت الله طبرزدی.&lt;br /&gt;__________________________________________________&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/11466862-111194111227096860?l=rahaaee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahaaee.blogspot.com/feeds/111194111227096860/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=11466862&amp;postID=111194111227096860' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/111194111227096860'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/111194111227096860'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahaaee.blogspot.com/2005/03/blog-post_27.html' title='پیام نوروزی زندانیان سیاسی'/><author><name>رهایی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09675055783892584015</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-11466862.post-111141579010436269</id><published>2005-03-21T06:29:00.000-08:00</published><updated>2005-03-30T09:54:29.330-08:00</updated><title type='text'>سالی ديگربی شاملواما با شاملو</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#cc0000;"&gt;&lt;strong&gt;شاملو&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;سالی ديگر، از خاموشی فانوسی كه در بادش آويخته بودند تا كاروان شعر قالب شكسته ايران را راهبر باشد گذشت. شايد، اگر مه همچنان تا صبح می پائيد- مردان جسور از خفيه گاه خويش- بديدار عزيزان باز می گشتند!&lt;br /&gt;همه راهها را رفت و گرچه وقتی به امام زاده طاهرش می برند يك پا بيشتر نداشت و بار گران را در شهر باقی گذاشته بود. نوبت عاشقی را در جوانی شروع كرد و با آيدا تا پايان ادامه داد. كودتا كه شد سرسختی وارطان توده ای را در زير شكنجه كوتاچيان ستود، دوران ركود و افول سياسی سالهائی كه به قول "اخوان" زمستانی سرد بود و كس سلام ديگری را پاسخ نمی داد، سر در ترجمه و روزنامه نگاری ادبی فرو برد. "كتاب هفته" يادگار فراموش نشدنی آن سالهای سرد كودتائی است. همان كه درابتدا "هشترودی” سردبيری اش می كرد و شاملو عضو هيات دبيرانش بود و بعدا تاثير گذارترين عضو اين هيات.&lt;br /&gt;دهه 40 با شعرهای خونين او سپری شد. به ياد همه آنها كه در اوين تيرباران شدند و يا در كميته مشترك زير شكنجه قربانی سرود.&lt;br /&gt;عليه اصلاحات ارضی شاهانه و رفرم درباری بانگ اعتراض بلند كرد و خطاب به خوش باوران گفت: خلايق! مستيد و منگ؟ از صبح هنوز مانده دو دانگی...&lt;br /&gt;به انقلاب 57 ناباور بود و ناباور ماند. تحريم شد، اما او هميشه تحريم بود.&lt;br /&gt;هستند كسانی كه با افسوس از كار ناتمام و بزرگ شاملو"كتاب كوچه" معتقدند او نبايد اينگونه خود را درگيری همه كاری می كرد. اما، همان ها نيز به نيكی می دانند كه اگر اين سركشی و سر به درون هر دری كردن نبود، شاملو شاملو نمی شد. كتاب كوچه جمع نمی شد، وزين ترين نشريات ادبی معاصر منتشر نمی شد...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.shamlu.com/index.swf"&gt;http://www.shamlu.com/index.swf&lt;/a&gt;نماهنگ ابراهیم در آتش از سایت&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;a href="http://www.ayene.org/" target="_blank"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#cc0000;"&gt;آیینه&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt; است و طراح آن ارش عاشوری نیا. &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/11466862-111141579010436269?l=rahaaee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahaaee.blogspot.com/feeds/111141579010436269/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=11466862&amp;postID=111141579010436269' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/111141579010436269'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/111141579010436269'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahaaee.blogspot.com/2005/03/blog-post_21.html' title='سالی ديگربی شاملواما با شاملو'/><author><name>رهایی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09675055783892584015</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-11466862.post-111117038241488542</id><published>2005-03-18T10:20:00.000-08:00</published><updated>2005-03-18T10:32:46.406-08:00</updated><title type='text'>پیر خستگی ناپذیر دکتر محمد مصدق</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حیات من و مال و موجودیت من و امثال من در برابر حیات و استقلال و عظمت و سر افرازی میلیون ها ایرانی و نسل های متوالی این مملکت کوچکترین ارزشی ندارد. از آنچه برایم پیش آمده هیچ تاسفی ندارم و یقین دارم وظیفه ی تاریخی خود را تا سر حد امکان انجام دادم. عمر من و شما و هر کس چند صباحی دیر یا زود به پایان می رسد. ولی آنچه می ماند حیات و سرافرازی یک ملت مظلوم و ستمدیده است.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;مقدمه&lt;/span&gt;:&lt;br /&gt;خواستم به مناسبت سالگرد درگذشت دکتر مصدق مطلبی بنویسم تا ادای دینی کوچک به مردی بزرگ کرده باشم که زندگی اش را برای مردم کشورش گذاشت و به قول دکتر شریعتی"۷۰ سال برای آزادی نالید". از او بگویم ... از اويی که در زمان نخست وزیری اش ۷۰ روزنامه بر ضدش مطلب می نوشتند ... از اوی متهم به بی دینی! که تز دکترایش "وراثت در مذهب شیعه "بود ... از اویی که هیچگاه کلمه ای مبنی بر توهین و تحقیر ولو نسبت به سرسخت ترین دشمنانش نگفت ... خواستم تا زندگی نامه ای از او بنویسم ,دیدم اینجا و آنجا پر است از چنین زندگی نامه هایی که در دسترس همه هستند و من که باشم که بخواهم با شمعی,خورشیدی را روشن کنم! بالاخره تصمیم گرفتم گوشه ای از صحبت هایش را بازگو کنم و بگویم که چرا "مصدق, مصدق شده است". و این شاید کوچکترین کاری بود که از دست من بر می آمد. می گویند: "گروهی از دوستان یوسف پیامبر خواستند به او هدیه ای بدهند, هر چه گشتند هدیه ای که در خور مقام و زیبایی او باشد نیافتند. سرانجام به او آینه ای هدیه دادند." من هم بسان آنها سخنان خود او را در سالگردش بازگو می کنم. تقدیم به او که زندگی اش, ایمانش, آرمانش همه در دو کلمه خلاصه شده بود ; آزادی و استقلال!&lt;br /&gt;۱- لعنت بر من و هر کس دیگر که در این زمان, خرج چندین خانوار این ملت فقیر را صرف آوردن دکتر از خارج بنماید. من خاک پای این ملتم.&lt;br /&gt;۲- خواهش می کنم بیهوده تبریک نگویید. تبریک فعلا موردی ندارد. اگر من توانستم کاری انجام دهم و برای مملکت و مردم مفید باشم این خودش بهترین تبریک است. (در پاسخ به کسانی که به خاطر گرفتن پست والی گری شیراز به او تبریک می گفتند.)&lt;br /&gt;۳- من می خواهم در راه وطن شربت شهادت را بچشم. من می خواهم در راه وطنم بمیرم. می خواهم در قبرستان شهدای آزادی دفن شوم. من تا آخر عمر برای دفاع از وطن حاضر می باشم.&lt;br /&gt;۴- مردم چرا به حسین (ع) معتقدند؟ برای اینکه او در راه آزادی صدماتی کشید و جان خود را فدا کرد. پس من هم که سگ آستان حضرتم باید به مولای خود تاسی کنم و برای خیر این مردم و برای آزادی این جامعه هر گونه فحش و ناسزا را بشنوم.&lt;br /&gt;۵- جامعه باید به خدمات وطن پستانه و اشخاص بزرگ مملکت قدر بگذارد و آن ها را تقدیر کند. اشخاص وطن پرست را تشویق نماید تا آنها بتوانند به مملکت خدمت کنند.&lt;br /&gt;۶- آنهایی که طالب ترقی و تعالی میهن اند با هر سیاستی که در مصالح وطن نیست مبارزه می کنند.&lt;br /&gt;۷- هر کس در این روز و در این مملکت بخواهد به وطن خدمت کند و هر کس که بخواهد منافع این جامعه را حفظ کند از دو طرف مورد خطاب است. هر کدام می خواهند که من هر چه می گویم به منافع آنها باشد!&lt;br /&gt;۸- فاتحین حقیقی آنهایی هستند که عدالت طلبند, بقیه چون سیل هایی هستند که در گذرند.&lt;br /&gt;۹- من حاضرم هر قانونی که بر خلاف مصالح ملت باشم بسوزانم زیرا به عقیده ی من قانون برای مملکت است نه مملکت برای قانون. نجات وطن عالی ترین و بزرگ ترین قانون است.&lt;br /&gt;۱۰- اگر از طریق آزادی و دموکراسی نتوانیم کاری کنیم از طریق اختناق و قلدری و زور برای مردم ناراضی نمی توانیم کاری کنیم. حکومت زور و قلدری ممکن است که یک شب یا چند سال به مردم نانی بدهد ولی تا خود مردم نتوانند در امور اجتماعی دخالت کنند هیچ وقت صاحب نان نمی شوند. تنها دولتی می تواند اقتدار پیدا کند که از افکار عمومی حمايت کند و بر قانون تکیه نماید.&lt;br /&gt;۱۱- به لعنت خدا و نفرین رسول گرفتار شود هر کس که بخواهد در حیات و مماتم بنام من بتی بسازد و یا مجسمه ای بریزد.&lt;br /&gt;۱۲- بدبختی ما از انبار های نفت ماست. ما نفت نمی خواهیم. گرسنه می مانیم ولی آزادی و استقلال می خواهیم. عقیده ی من همیشه این بوده که ایرانی خانه ی خود را باید خودش اراده کند.&lt;br /&gt;۱۳- تنها گناه من و گناه بزرگ و بزرگ تر من اینست که صنعت نفت ایران را ملی کردم و بساط استعمار عظیم ترین امپراطوری جهان را از این مملکت برچیدم.&lt;br /&gt;۱۴- حیات من و مال و موجودیت من و امثال من در برابر حیات و استقلال و عظمت و سر افرازی میلیون ها ایرانی و نسل های متوالی این مملکت کوچکترین ارزشی ندارد. از آنچه برایم پیش آمده هیچ تاسفی ندارم و یقین دارم وظیفه ی تاریخی خود را تا سر حد امکان انجام دادم. عمر من و شما و هر کس چند صباحی دیر یا زود به پایان می رسد. ولی آنچه می ماند حیات و سرافرازی یک ملت مظلوم و ستمدیده است.&lt;br /&gt;۱۵- چه زنده باشم و چه نباشم امیدوارم و بلکه یقین دارم این آتش خاموش نخواهد شد. اگر قرار باشد در خانه ی خود آزادی عمل نداشته باشیم و بیگانگان بر ما مسلط باشند؛ مرگ بر چنین زندگی ای ترجیح دارد. هیچ مبارزه ای هر چند کوچک و ناچیز باشد به آسانی به نتیجه نمی رسد. تا رنج نبریم گنج میسر نمی شود. در این راه نیز سعی ناکرده به جایی نتوان رسید.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;پاره ای از اظهار نظرها درباره ی دکتر مصدق&lt;/span&gt;:&lt;br /&gt;*انگلستان زمانی مسئله نفت را حل شده می داند که دکتر مصدق ساقط شود. (کارل تالر, یونایتد پرس 31/5/1330)&lt;br /&gt;*ما دکتر مصدق را از کار می اندازیم و بعد با جانشین او مسئله نفت را حل می کنیم.(وینستون چرچیل)&lt;br /&gt;*خبر سقوط دکتر مصدق زمانی به من رسید که با همسر و پسرم در کشتی ای در میان جزایر یونان و در دریای مدیترانه مشغول استراحت بودیم. پس از مدتها آن شب خواب بسیار خوشی کردم. (آنتونی ایدن نخست وزیر اسبق انگلیس)&lt;br /&gt;*دکتر مصدق تمام اوقات خود را با وجود کسالت مزاج برای تجدید عظمت و عزت ایران و سعادت ملت مصروف می دارد. (آیت الله کاشانی 29/2/1330)&lt;br /&gt;*هنگامی که مصدق در ایران به اصلاحات اساسی دست زد, ما به وحشت افتادیم. این مرد که من به خود می بالم که او را دوست خود بنامم مردی دموکرات بود. ما با انگلیسی ها همدست شدیم تا او را از میان برداریم. در این راه توفیق یافتیم ولی از آن روز دیگر در خاور میانه از ما به نیکنامی یاد نشد. ( ویلیام داگلاس قاضی دیوان عالی ایالات متحده)&lt;br /&gt;*با کمال صراحت می گویم, افزایش عایدات نفت عراق مرهون تلاش و همت دکتر مصدق است. (صالح جبر, لیدر حزب ملی عراق 16 مه 1953)&lt;br /&gt;*در کشوری که تهمت سیاسی رواج کامل دارد این مرد شرافت و عزت نفس خود را حفظ کرده است. دکتر مصدق مخالف هر گونه نفوذ بیگانه است. (مجله تایم, 18/2/1330)&lt;br /&gt;*مصدق بزرگ ترین مرد سیاسی دنیا, نقطه تحولی در تاریخ ملل مسلمان خاورمیانه به وجود آورده است. مخالفین او را انگلیسی خواندند. روس ها او را نوکر امپریالیسم آمریکا لقب دادند. انگلیس ها او را کمونیست خواندند. ولی بالاخره معلوم شد که مصدق یک قهرمان ملی است و بدون پشتیبانی هیچ دولت بیگانه ای برای استقلال و آزادی وطن خود می کوشد. (ریوارول پاریس)&lt;br /&gt;*دکتر مصدق پدر ملت ایران یکی از چهره های وطن پرستی است که منافع ملی کشور خود را بر همه چیز ترجیح می دهد. (روزنامه ی ابزرور 2/3/1330)&lt;br /&gt;*وجود نحیف دکتر مصدق از کوه البرز استوارتر و از نفت آبادان آتشی تر و سوزان تر است. (مجله تایم 1951)&lt;br /&gt;*دکتر مصدق استاد فن ملی شدن در شرق است. تمام رهبران نهضت های خاورمیانه در مکتب او درس خوانده اند. (موسسه مطبوعاتی دار الهلال مصر 17/7/1330)&lt;br /&gt;*من شاگرد مکتب ضد استعماری مصدقم. در مکتب دکتر مصدق درس آموختم. (جمال عبدالناصر)&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;پاورقی ها&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;1-از گفته های مصدق بعد از بستری شدن در بیمارستان نجمیه به خاطر بیماری2-بعد از قبول پست والی گری شیرازحدود سال 12983- نطق در مجلس شورای ملی 10 اسفند 13234- نطق در مجلس شورای ملی 17 اسفند 13225-همان6- نطق در مجلس شورای ملی 7 آبان 13237- نطق در مجلس شورای ملی 28 آذر 13238- نطق در مجلس شورای ملی 21 بهمن 13239- نطق در مجلس شورای ملی23 مرداد132410- نطق در مجلس شورای ملی 6 تیر 132911- پیام رادیویی برای ملت ایران 16 تیر 133012-به نقل از مصدق.کتاب موازنه ی منفی ص 9113- در دادگاه بعد از کودتا14-آخرین تقریرات دکتر مصدق&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/11466862-111117038241488542?l=rahaaee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahaaee.blogspot.com/feeds/111117038241488542/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=11466862&amp;postID=111117038241488542' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/111117038241488542'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/111117038241488542'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahaaee.blogspot.com/2005/03/blog-post_111117038241488542.html' title='پیر خستگی ناپذیر دکتر محمد مصدق'/><author><name>رهایی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09675055783892584015</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-11466862.post-111090554821729944</id><published>2005-03-15T08:46:00.000-08:00</published><updated>2005-03-15T09:36:53.306-08:00</updated><title type='text'>راهکار آینده جنبش دانشجویی ایران</title><content type='html'>&lt;ul&gt;&lt;li&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;پیش درآمد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/li&gt;&lt;/ul&gt;&lt;div align="right"&gt;16 آذر ماه یادآور روزی است که دانشجو و دانشگاه ندای آزادیخواهی و عدالت طلبی خود را به زیبا ترین شکل ممکن به گوش همگان رساند. 16 آذر ؛ «روز دانشجو» روز حماسه و مقاومت در تاریخ ایران ماندنی است. آن سه قطره خون پاکی که در دانشگاه به زمین ریخت شعله مبارزه با استبداد و استعمار را چنان گرمایی بخشید که امروز نیز به برکت وجود آن جنبش آرمان خواهانه دانشجویان ادامه دارد. اما در این راه پر فراز و نشیب و در طول تاریخ مبارزات دانشجویی ، مسائلی بوجود آمده که راهکاری ویژه را برای تداوم و حرکت بالنده این جنبش در آینده می طلبد.قبل از وارد شدن به بحث باید این نکته را در نظر داشت که جنبش دانشجویی در جوامع بسته یا در حال گذار تفاوتی ماهیتی با جنبشهای دانشجویی در جوامع باز و توسعه یافته دارد و براین اساس سازماندهی تشکیلاتی این جنبش نیز شیوه های متفاوتی دارد.در جوامعی چون ایران ، جنبش دانشجویی به مثابه یک جریان اجتماعی ، همواره پیشگام خواسته های اساسی ملت و در رأس آن خواسته های سیاسی آنان بوده است.اما در جوامع باز ، تشکل های دانشجویی بیشتر صنفی هستند ، مانند سایر تشکلهای صنفی و اجتماعی.در این میان نقش جنبش دانشجویی در کشورهای بسته و یا در حال گذار ، بسیار بااهمیت جلوه می کند. دانشگاه و آموزش عالی در چنین کشورهایی همواره بزرگترین پارادوکس رژیمهای حاکم بر آنان بوده است. از سویی اداره جوامع امروزی نیازمند کسب مهارتهای ویژه ای است که جز از راه تأسیس مراکز آموزش عالی حاصل نمی شود و از سوی دیگر رشد چنین مراکزی به رشد فرهنگی - سیاسی جوانان و در نهایت مخالفت با رژیمهای استبدادی خواهد انجامید.در کنار موارد فوق ، شرایط سنی دانشجویان که اکثراً جوان بوده ، وابستگی چندانی به شغل ، خانواده و مسائل مالی نداشته و از تحرک و آرمان خواهی برخوردارند نیز آنان را به عنوان نیرویی آوانگارد و از پیشگامان مبارزات سیاسی در کشورهای بسته مطرح نموده است. &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;وضعیت کنونی جنبش دانشجویی ایران&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;جنبش دانشجویی در ایران قدمتی به اندازه تأسیس اولین دانشگاه ایران دارد و از آن زمان تا کنون نقش مهمی در تحولات سیاسی جامعه ایفا کرده است1.حضور اولیه و گسترده نیروهای چپ غیر مذهبی در دانشگاه ها در دهه 1320 ، تأسیس انجمنهای اسلامی دانشجویان ، نقش عمده دانشجویان در نهضت ملی شدن صنعت نفت ، گرایش به سمت مبارزات مسلحانه در دهه 1340 ، تشکیل کنفدراسیون دانشجویان ایرانی به عنوان فعالترین نیروی اپوزیسیون در دوره خویش ، نقش مهم در تجمعات و تظاهرات منجر به پیروزی انقلاب ، سرفصلهای مهمی از تاریخ مبارزات دانشجویی در ایران قبل از انقلاب 1357 می باشند که هر بخش از آن توضیحات مفصلی را می طلبد که در حوصله این نوشتار نیست. اما پس از انقلاب 1357 و در پی جنگ هشت ساله ایران و عراق ، جنبش دانشجویی از تحرک و پویائی خویش دور شد2.در این دوره دفتر تحکیم وحدت به عنوان تنها تشکل رسمی دانشجویان به شکل بازوی دانشجویی حاکمیت درامده و از خصلت جنبش گونه کاملاً فاصله گرفت.اما روند تحولات سیاسی کشور در سالهای بعد منجر به تغییر فضای سیاسی دانشگاهها پیش از دوم خرداد 76 و دگرگونی در وضعیت گذشته شد. در این سالها ، جنبش دانشجویی ایران نقش تاریخی خود را بار دیگر ایفا کرد. پس از دوم خرداد 76 نیز فضای نسبتاً باز سیاسی ایجاد شده در کشور و در پیامد آن ، تشکیل گروههای مستقل دانشجویی ، تجمعات و میتینگهای اعتراض آمیز متعدد ، رابطه فعال و سازنده دانشجویان با روشنفکران و فعالان سیاسی از سویی و توده های مردم از سوی دیگر ، چهره نوینی از کارکرد صنفی – سیاسی جنبش دانشجویی را نشان داد. هرچند پس از چند سال ، سرکوب آزادیهای سیاسی – اجتماعی در ایران و فقدان احزاب سیاسی مؤثر و رسانه های آزاد باعث شد که وظایف این نهادها بر دوش جنبش دانشجویی نهاده شده و بدین ترتیب در نوک پیکان حمله اقتدارگرایان قرار گیرد.ادامه این روند و فشار مضاعف محافظه کاران ، جنبش دانشجویی را تا حدودی به انفعال کشاند. هرچند بدنه جنبش همچون آتشی زیر خاکستر باقی مانده و هر از چند گاهی و در مناسبتهای مختلف سر بلند می کند اما در شرایط کنونی به جرأت می توان گفت که جنبش دانشجویی ایران در یک وضعیت «بدون تشکیلات» بسر برده و تحرکات فوق اکثراً بدون سازماندهی شکل می گیرند.عوامل ایجاد چنین شرایطی را می توان در دو مورد خلاصه نمود :1- سرکوب گسترده جنبش : در این ارتباط می توان به موراد زیر اشاره کرد :حمله به مراکز و خوابگاههای دانشجویی بویژه در 18 تیرماه 78 و خرداد 82 ، بازداشت گسترده فعالان جنبش دانشجویی ، ممانعت از برگزاری تجمعات دانشجویی به مناسبتهای مختلف ، ایجاد جو نظامی گری در دانشگاهها بوسیله نهادهائی خاص چون بسیج دانشجویی و حمایت گسترده حراست و دفاتر رهبری از آنان ، احضار پی در پی فعالان دانشجویی به دادگاههای انقلاب و در برخی موارد ممانعت از ادامه تحصیل آنها.2- فقدان ساختار تشکیلاتی مناسب تشکلهای دانشجویی :دفتر تحکیم وحدت : هر چند این تشکل دانشجویی با وابستگی به طیفی از حاکمیت سیاسی (اصلاح طلبان حکومتی) اشتباه فاحشی را در زمینه اخذ مواضع سیاسی خود مرتکب شد اما به عنوان فراگیرترین تشکل دانشجویی ایران دارای ضعفی در ساختار تشکیلاتی خود است که مهمتر از مورد فوق می نماید. این تشکل دانشجویی که در سال 1358 تأسیس شد تنها دربرگیرنده انجمنهای اسلامی دانشجویان دانشگاههای سراسر کشور بوده و بدین ترتیب بسیاری از تشکلهای صنفی و سیاسی دانشجویان راهی در این مجموعه ندارند. مرامنامه و اساسنامه این تشکل نیز تا کنون هیچ تغییری نیافته است.اگر به یاد داشته باشیم که در مرامنامه این تشکل مواردی ذکر شده که اصولاً از خواسته های امروزی جنبش دانشجویی ایران فرسنگها فاصله دارد3 ، بر لزوم بازسازی و ایجاد تشکیلاتی مناسب برای جنبش دانشجویی و با توجه به شرایط کنونی جامعه ایران پی خواهیم برد. سایر گروههای دانشجویی : از طرفی گروههای دانشجویی مستقل دیگر نیز به نوعی گرفتار ضعف تشکیلاتی شده اند.اعلام غیرقانونی بودن و سرکوب و بازداشت گسترده فعالین این گروهها ، بسیاری از اعضای مؤسس و اصلی آنها را عملاً از صحنه مبارزه دور کرده و هرگونه سازماندهی مجدد را با برخوردهای شدید عوامل قضایی و امنیتی حاکمیت روبرو نموده است4.با توجه به شرایط فوق ، نظریه غالب در مجموعه تشکلهای دانشجویی بر ایجاد تشکیلاتی مستقل ، فراگیر ، غیرایدئولوژیک و با حضور طیفهای فکری گوناگون دانشجویان تکیه دارد. تشکیلاتی که در آن هزینه – فایده فعالیتهای سیاسی در نظر گرفته شده و راهکاری منطقی و قابل اجرا برای مبارزه و فعالیت سیاسی ارائه شود&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;.سازماندهی جدید جنبش دانشجوی&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;در این ارتباط و بویژه در سالهای اخیر طرحهای مختلفی ارائه شده است. طرحهای چون : ایجاد پارلمان دانشجویی ، دفتر تحکیم دموکراسی خواهی و در نهایت کنفدراسیون دانشجویان ایرانی.از این میان طرح ایجاد کنفدراسیون با توجه به تجربه آن در سالهای 54-1339 در سازماندهی جنبش دانشجویی در داخل و خارج از کشور ایده آل به نظر می رسد. کنفدراسیون در طول سالهای فعالیت خویش ، چنان نقش مهمی در عرصه سیاست ایران بر جای گذاشت که بی تردید می توان آنرا یکی از عوامل اصلی سرنگونی رژیم گذشته دانست. هرچند در بررسی تاریخ معاصر ایران و بویژه سالهای منتهی به انقلاب 1357 به این عامل کمتر اشاره شده است.احیاء مجدد کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در آینده سیاسی ایران اثرات مهمی برجای خواهد گذاشت. پلاریزه شدن فضای سیاسی و همگون شدن حاکمیت سیاسی در کشور که به سرکوب گسترده جنبش آزادیخواهان ، رکود فعالیتهای احزاب سیاسی مستقل و مردمی و محدودیت روزافزون نشریات انجامیده است ، هماوردی نیرومند را طلب می کند. هماوردی که تنها متشکل شدن دانشجویان ایرانی در یک ساختار واحد آنرا تجسم خواهد بخشید. تشکیل چنین اتحادیه ای اگرچه چندان آسان نمی نماید اما اثرات فراوانی در پیشبرد جنبش دموکراتیک ایرانیان خواهد داشت که در این رابطه می توان به موارد زیر اشاره کرد: • از بین بردن فضای تبلیغاتی رژیم در کشورهای خارجی از طریق برپایی تجمعات و تظاهرات گسترده اعتراض آمیز و ایجاد ناامنی برای عوامل رژیم • ارتباط با نهادها و دادگاههای بین المللی حقوق بشر • ارتباط با احزاب و شخصیتهای مستقل سیاسی ، فرهنگی و هنری ایرانی و خارجی • افشای جنایات رژیم و دفاع از حقوق تضییع شده زندانیان سیاسی بویژه دانشجویان زندانی در مجامع بین المللی• تقویت روحیه همبستگی در میان دانشجویان با گرایشهای مختلف سیاسی در راستای منافع ملی و رشد سیاسی – اجتماعی آنان• ایجاد ساختاری دموکراتیک در میان دانشجویان به عنوان الگویی مناسب برای سایر نیروهای اپوزیسیون • مشارکت فعال در تحولات سیاسی جهانی و ارتباط با اتحادیه های دانشجویی سایر کشورها به نظر می رسد اجرائی کردن طرح فوق نیازمند تشکیل کمیته ای متشکل از رهبران تشکلهای دانشجویی شناخته شده در داخل و خارج از کشور می باشد.این کمیته با تشکیل یک گروه کاری زمینه ایجاد کنفدراسیون را مهیا خواهد کرد. شناسایی و ارتباط گیری با گروههای پراکنده دانشجویان ایرانی بویژه در خارج از کشور ، سازماندهی دانشجویان در کشورهایی که دانشجویان ایرانی در آنها متشکل نشده و بصورت منفرد فعالیت می کنند ، تدوین مرامنامه و اساسنامه ای متناسب با خواسته های امروزی جنبش دانشجویی و در نهایت تشکیل کنگره ای سراسری از تمامی فدراسیون ها ، اتحادیه ها و سازمانهای دانشجویان ایرانی از اهم فعالیتهای این کمیته خواهد بود.همانگونه که تا کنون بسیاری از فعالان جنبش دانشجویی بارها بر ضرورت سازماندهی جدید جنبش تأکیر کرده اند ، انتظار می رود که از پیشنهاد فوق استقبال نموده و فصل نوینی را در تاریخ مبارزات دانشجویی ایران رقم زنند.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;پی نوشت :---------------------------------------------------------------------------1&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;- دانشگاه تهران در سال 1313 تأسیس شد. اگرچه اولین تحرکات دانشجویی در ایران در سال 1316 و در یک اعتصاب صنفی شکل گرفت اما از پتانسیل بالای این جنبش برای تبدیل شدن به نیرویی تعیین کننده در معادلات سیاسی کشور در سالهای بعد خبر می داد.2- سالهای اولیه پس از پیروزی انقلاب و قبل از انقلاب فرهنگی سال 1359 ، دورانی از آزادی گسترده فعالیتهای سیاسی در داشنگاههاست. این دوره کوتاه هرچند به درگیریهای گسترده میان تشکلهای دانشجویی که عمدتاً شاخه های دانجویی احزاب سیاسی بودند ، انجامید ، اما مقطعی حساس و مهم در تاریخ مبارزات دانشجویی ایران است.3- مواردی چون تبعیت و اطاعت از ولایت فقیه. (عدم استقلال مالی این گروه از دیگر موارد ضعف تشکیلاتی آن محسوب می شود. البته در این ارتباط و در ماههای اخیر شاهد تحولات مثبتی در دفتر تحکیم وحدت و در راستای استقلال مالی آن بوده ایم.)4- نگاهی به جدیدترین آمار زندانیان سیاسی در ایران بر افزایش تعداد این طیف از زندانیان دلالت دارد. نگاه کنید به : عمالدین باقی - جدول زندانیان سیاسی- عقیدتی و مطبوعاتی – پیک ایران &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;کوروش صحتی &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/11466862-111090554821729944?l=rahaaee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahaaee.blogspot.com/feeds/111090554821729944/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=11466862&amp;postID=111090554821729944' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/111090554821729944'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/111090554821729944'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahaaee.blogspot.com/2005/03/blog-post_111090554821729944.html' title='راهکار آینده جنبش دانشجویی ایران'/><author><name>رهایی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09675055783892584015</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-11466862.post-111090498276075193</id><published>2005-03-15T08:40:00.000-08:00</published><updated>2005-03-15T08:43:02.766-08:00</updated><title type='text'>درخواست شخصیتها و گروههای مدافع حقوق بشربرای محکومیت نقض حقوق بشر در ایران</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;شماره 39-2005&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; تاریخ13/12/1383 &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; درخواست شخصیتها و گروههای مدافع حقوق بشربرای محکومیت نقض حقوق بشر در ایران&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;: فعالان و مدافعان حقوق بشر:&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; اخبار منتشر شده در چند روز اخیر حکایت از موج جدید بازداشت و سرکوب، در آستانه ی انتخابات ریاست جمهوری دارد. محمد رضا نسب عبداللهی؛ بلاگر وبلاگ « وب نگار» و عضو سابق انجمن اسلامی دانشگاه رفسنجان به جرم نوشتن مطلبی در وبلاگش خطاب به رهبری جمهوری اسلامی؛ به 6 ماه حبس محکوم وروز دوشنبه 10 اسفند به زندان منتقل شد،هم چنین دو روز بعد " نجمه امید پرور" فعال سیاسی 22 ساله و همسر محمد رضا نسب عبداللهی؛ که اینک باردار نیز میباشد؛ توسط مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و به مکان نامعلومی منتقل شده است.... از سوی دیگر "عباس خرسندی" عضو هیئت موسس « حزب دموکرات ایران» بعد از تحمل یک ماه سلول انفرادی ؛ با قرار وثیقه ی 30 میلیون تومانی از زندان آزاد شد و اکنون در انتظار حکم دادگاه به سر میبرد.. دکتر فرزاد حمیدی" سخنگوی سابق جبهه دموکراتیک ایران" که در اعتراض به عدم تفکیک جرایم در زندان رجایی شهر دست به اعتصاب غذا زده بود وارد 38 روز اعتصاب خود شده و در مقابل قاضی حداد وی را مورد خطاب قرار میدهد که« 35 روز است اعتصاب کرده ای، اگر بمیری هم برای ما تفاوتی نمیکند» بهنام امینی دانشجوی دانشکده ی علوم اجتماعی دانشگاه تهران به 3سال حبس تعلیقی محکوم شد؛ دبیر انجمن اسلامی دانشگاه لرستان از سوی کمیته ی انضباطی از دانشگاه اخراج شد . علی اسماعیلی دانشجوی دانشکده ی علوم پزشکی مشهد و دبیر سیاسی اتحادیه ی ملی دانشجویان و فارغ التحصیلان در مشهد، از دانشگاه اخراج شد. مهندس حشمت الله طبرزدی " دبیر کل جبهه دموکراتیک ایران" از سوی شعبه ی 26 دادگاه انقلاب به اتهام تشکیل گروه غیر قانونی، تشویش اذهان عمومی از طریق مصاحبه با رسانه ها، نشر اکاذیب از طریق نوشتن مطالبی بر علیه نظام در روزنامه های " پیام دانشجو"، "هویت خویش" و ... به 14 سال زندان و 10 سال تبعید به زندان برازجان "محل نگهداری مجرمین ایدزی" محکوم شد. آرش سیگارچی روزنامه نگار و سردبیر روزنامه " گیلان امروز" به جرم نوشتن مطلبی درمورد اعدامهای دهه ی 60 در روزنامه اش و همچنین مصاحبه با رسانه ها از سوی شعبه ی 3 دادگاه انقلاب رشت؛ به 14 سال زندان محکوم شد. بینا داراب زند " مسئول واحد فرهنگی جبهه دموکراتیک ایران" و عضو حزب دموکرات ایران به 3 سال و نیم زندان و 50 ضربه شلاق محکوم شد. مهندس ارزنگ داوودی از سوی شعبه ی 26 دادگاه انقلاب، به 15 سال زندان و 5 سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شد. شیوا نظرآهاری " دبیر کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی" به دادگاه احضار شدکه از طرف دادستانی برای وی بنا به اصل 500 قانون مجازات اسلامی درخواست 3 ماه تا 1 سال حبس و اصل 600 همین قانون درخواست 2 سال تا 5 سال زندان شده است. حسن زارع زاده اردشیر " مسئول کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی" از سوی شعبه ی 26 دادگاه انقلاب به 7 سال زندان محکوم شد وی چندی پیش مجددا به دادسرای کارکنان دولت احضارو منزل وی نیزاز سوی مامورین مورد بازرسی قرار گرفته است. فریبا هدایتی " همسر امید عباسقلی نژاد" زندانی سیاسی به 8 ماه حبس تعزیری محکوم شد که برای 2 سال به حالت تعلیق در آمده است. علی و محمد طبرزدی " فرزندان حشمت الله طبرزدی" به اتهام « اقدام علیه امنیت» از سوی شعبه ی 26 دادگاه انقلاب به دادگاه احضار شدند. مجتبی سمیع نژاد بلاگر وبلاگ " من نه منم" و " استیچه" بعد از تحمل 80 روز سلول انفرادی از زندان آزاد و با تبدیل قرار وثیقه ی 50 میلیونی وی به 100 میلیون از سوی دادگاه؛ مجددا به زندان انتقال داده شد. مجتبی لطفی " وبلاگ نویس" از سوی دادگاه به 3 سال زندان محکوم شد. پرونده سازی برای وکلا و نمایندگان سابق مجلس از جمله احضار" فاطمه حقیقت جو" و علی اکبر موسوی خوئینی " به دادسرای کارکنان دولت و احضار " خلیل بهرامیان" وکیل تعدادی از زندانیان سیاسی به داگاه به اتهام اقدام علیه امنیت. صدور حکم 8 سال زندان برای امیر ساران " دبیر کل جبهه اتحاد ملی " وبازداشت وی و انتقال اوبه بند 1 زندان رجایی شهرکرج ، صدور حکم 1 سال زندان برای "نصرت الله بیات "عضو جبهه اتحاد ملی. همچنین مامورین یا مراجعه به منزل " اسد شقاقی" دیگر عضو این گروه از وی خواسته اند تا خود را به زندان معرفی کند. نگهداری زندانیان سیاسی( بینا داراب زند ، ارژنگ داوودی، حجت زمانی،جعفر اقدامی، مهرداد لهراسبی، دکتر فرزاد حمیدی، امیر ساران ، نصرت الله بیات، ولی الله فیض مهدوی ) در بین زندانیان مجرم و خطرناک در زندان رجایی شهر. احضار " شیرین عبادی" برنده ی جایزه ی صلح نوبل به دادگاه در رابطه با پرونده ی " نوارسازان" . امیر لاجوردی " دانشجوی رشته ی عمران دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز" در آبانماه سال 1381 در محل کار خود توسط نیروهای اطلاعاتی بازداشت شد و پس از گذشت حدود 3 سال هیچ گونه اطلاعی از وی در دست نیست. وی پیش از این به دلیل فعالیتهای سیاسی از دانشگاه اخراج شده بود. دکتر ایرج فرجادی" فعال سیاسی مستقل " در اردیبهشت ماه 1382 در فرودگاه مهر آباد در هنگام خروج از ایران دستگیر و به مکان نامعلومی منتقل شد بر طبق اخبار رسیده وی هم اکنون در زندان مشهد به سر میبرد. محمد حسن علیپور، مدير مسئول دوهفته نامه ی آبان و روزنامه نگار مستقل به شش ماه حبس تعليقي به مدت دوسال و دو سال محروميت از فعاليت های مطبوعاتي محکوم شد. روزنامه ی "ندای آذرآبادگان" از سوی شعبه اول اجراى احكام دادگسترى آذربايجان شرقى و با چند شكايت از سوى دستگاه هاى دولتى به مدت دو ماه توقيف شد. شعبه اول دادگاه سنندج ٩ روزنامه نگار و همکار هفته نامه توقيف شده پيام مردم كردستان را به اتهام " نشر اکاذیب " احضار کرده است. آقايان جلال قوامي، يوسف عزيزي(بني طرف)، كاوه حسين پناهي، جمشيد وزيري، جهانگير هاشمي، حسن اميني، ‏مجيد محمدي و خانم‏ تونيا كبودوند و نامو هدايتي را با انتشار احضاريه در "جراید کثیرالانتشارومحلی" و با قيد " مجهول‏المكان " به دادگاه فراخوانده شدند. پدر دو دانشجوی زندانی منوچهر و اکبر محمدی به دلیل فشارهای روانی ناشی از زندانی بودن فرزندانش دچار سکته ی مغزی شد. حسن قیصری ،فعال سیاسی پس از تحمل 4 ماه زندان به پرداخت 900000 تومان جریمه ی نقدی محکوم شد. بهروز جاوید تهرانی عضو حزب دموکرات ایران پس از تحمل 5 ماه زندان با وثیقه ی 30 میلیونی از زندان آزاد و هم اکنون در انتظار حکم دادگاه به سر میبرد. رضا اشرف پور " دانشجوی دندانپزشکی " دانشگاه تهران از سوی دادگاه به 2 سال زندان و تحمل 74 ضربه شلاق محکوم شد. همچنین بسیاری دیگر از فعالین سیاسی – دانشجویی از جمله کیانوش سنجری، امین کرد، سعید کلانکی، اکرم اقبالیو ... دارای پرونده های باز در وزارت اطلاعات و دادگاه انقلاب بوده و در انتظار حکم دادگاه به سر میبرند. ما امضا کنندگان این بیانیه ضمن محکوم نمودن نقض حقوق بشر در ایران ، خواهان محکومیت حکومت جمهوری اسلامی به عنوان بزرگترین حکومت ناقض حقوق بشر در دنیا درنشست آتی کمیسیون حقوق بشر، اعزام گزارشگر ویژه حقوق بشر به ایران و استقرار نظارت دائمی برای رسیدگی و کنترل وضعیت حقوق بشر در ایران میباشیم. 1. بهروز جاوید تهرانی-2.حسن قیصری-3. کیوان رفیعی-4.میلاد بیانی-5.بیژن مهر-6.بهروز سودن-7.محمد حسیبی-8. حمید رضا ظریفی نیا-9.مصطفی صنعت نما-10. محمد حسین جاویدی-11. سیاوش مردای-12. نیروان اتابکی-13. داریوش ابوالقاسمی-14 مونا برومند-15.حبیب تبریزیان-16. تانجا تبریزیان-17.نینا تبریزیان-18.امین کرد-19 محمد شمس-20.اکرم اقبالی-21.مریم افشار-22.هانیه نعمتی-23.شیوا نظرآهاری-24.حسن زارع زاده اردشیر-25.کاوه شیرزاد-26.فرزاد کرامتی -27.حسین هراتی نژاد-28.امیر فرشاد ابراهیمی-29.علی بیکس –30.منصور فرجی-31.مهندس سام قندچی-32.ویکتوریا آزاد-33.کامبیز دلجوان-34.رضا برومند-35. نریوان صابر-36.بینا داراب زند-37.مهرداد لهراسبی-38.حجت بختیاری-39.عرفان قانعی فرد-40.دامون گلریز-41.کوروش صحتی-42.سید جمال حسینی-43.ابراهیم فاطمی-44.جعفر دیبا-45.میلاد کیایی-46.اکبر زرگر-47.نیلوفر بیضایی-48.مهری خانجانی-49.سمسام صیاد کوهی-50.بهزاد امیری-51.آرش محمدیان-52.شقایق فرجاد -53.فریبرز جدیدی-54.حسن علیزاده-55.صادق نقاشکار-56.برزو شکوهمند-57.محمد رضا ستاری-58.عباس آهوکش-59.ابراهیم مرادی-60.آرش حجبری-61.علیرضا حسن پور-62.فربود طلایی-63.امیر پروانه-64. مجید ستاری-65.آریو برزن پیروز نیا-66.زری عرفان-67.سعید کلانکی-68.داریوش مجلسی-69.خدیجه محمدی-70.مهشید راستی-71.سیاوش فرجی-72. مهران میر عبدالباقی-73.علی عبدی-74.محمد فاطمی-75.ابراهیم فاطمی-76.جمال حسینی-77. مهدی کیانی جو-78.صبح ناز داراب زند-79.فریبرز جدیدی -.8 .بیژن کریمی-81.شهداد امین آزاد-82.بهزاد پیله ور-83.محمد رضا کسرانی-84.امیر اردوان داوودی-85.تامارا رضامند-86.مرتضی فرجی-87.سام سلطانی -88.وحید شبانی-89.علی پیشرو-90.علی ساکی-91.نیلوفر بیضایی –92.حمید عبادی-93.امید عباسقلی نژاد اسامی سازمانها و نهادها: سازمان جوانان جبهه ملی ایران در برون مرز حزب دموکرات ایران جبهه متحد دانشجویی انجمن زنان تارا سازمان دانشجویان مبارز تبریز جنبش وحدت ملی ایران کمیته نجات کمیته رفراندوم آزاد جنبش متحد ایثارگران سازمان جوانان جبهه ملی در سوئد برای دموکراسی بر بنیاد منشور 81 امضاها ادامه دارد.... &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/11466862-111090498276075193?l=rahaaee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahaaee.blogspot.com/feeds/111090498276075193/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=11466862&amp;postID=111090498276075193' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/111090498276075193'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/111090498276075193'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahaaee.blogspot.com/2005/03/blog-post_15.html' title='درخواست شخصیتها و گروههای مدافع حقوق بشربرای محکومیت نقض حقوق بشر در ایران'/><author><name>رهایی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09675055783892584015</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-11466862.post-111090411477418707</id><published>2005-03-15T08:25:00.000-08:00</published><updated>2005-03-15T08:28:34.813-08:00</updated><title type='text'>به بهانه محاکمه فاطمه حقیقت جو زندان 59</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;فاطمه حقیقت جو نماینده مستعفی مجلس ششم، چند روز پیش در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد. اتهامات وی نشر اکاذیب، توهین و افترا و شاکیانش نماینده دادستان تهران و نماینده سپاه بودند.&lt;br /&gt;در این محاکمه نکات فراوانی مطرح شد، اما اتهام اصلی او نسبت دادن سرکوب فعالان دانشجویی و ملی – مذهبی به سپاه و ادعای وجود بازداشتگاه های مخفی متعلق به سپاه بود. لزوم آگاهی ملت از فضای بازداشتگاه های رژیم، دفاع شجاعانه حقیقت جو در طول دوران نمایندگی اش از دانشجویان زندانی و مطرح شدن دوباره نقش سپاه در سرکوب دانشجویان، مرا بر آن داشت که مشاهدات خود از بازداشتگاه 59 اطلاعات سپاه پاسداران را که در تایید اظهارات حقیقت جو می باشد، بیان کنم&lt;br /&gt;ورود به بازداشتگاه 59 :&lt;br /&gt;روز 14 اسفند سال 1379 از طرف جبهه متحد دانشجویی مراسمی به مناسبت درگذشت مرحوم دکتر محمد مصدق در دانشگاه تهران برگزار شد. پس از اتمام مراسم و در حالی که به همراه دو تن از دوستانم، سعید کاشیلو و حمید رضا مبین راهی منزل بودیم، در خیابان ربوده شدیم. چندین مامور لباس شخصی ما را به اتومبیل های خود منتقل کرده و با فحاشی و ضرب و شتم به مقر خود بردند.&lt;br /&gt;پس از 4 روز به شعبه 26 دادگاه انقلاب تحویل داده شدیم. هنگامی که با دستبند از راهروهای دادگاه انقلاب به سمت دفتر شعبه حرکت می کردیم، مهندس سحابی را دیدیم که در وضعیت بسیار نامناسبی قرار داشت. چند مامور دستهای او را گرفته و از پله ها پایین می آوردند.مهندس سحابی حتی توان راه رفتن را هم نداشت و چشم های بی رمقش به جلو خیره شده بود.&lt;br /&gt;وقتی وارد دادگاه شدیم، طبق معمول با برخوردهای بسیار بی ادبانه سید مجید مسئول دفتر شعبه مواجه شدیم. وی با فحاشی به استقبال ما آمد و گفت که :" این بار یک جای ویژه براتون در نظر گرفته ایم. امیدوارم که خوشتون بیاد." با توجه به این که قبل از دستگیری ما، مهندس سحابی و علی افشاری هم بازداشت شده و در بازداشتگاه نامعلومی نگهداری می شدند، حدس می زدیم که ما را هم به چنین جایی منتقل کنند.&lt;br /&gt;مدتی به انتظار گذشت تا این که چند مرد قوی هیکل به ما نزدیک شده و ما را به سمت درب خروجی دادگاه انقلاب بردند. ما که شدیدا به بازداشت خود معترض بودیم، شروع به گفتگو با مامورین کردیم. از آنان خواستیم که حداقل بتوانیم به خانواده هایمان اطلاع بدهیم که بازداشت شده ایم. اما برخورد آنان بسیار خشن بود. من که از این ظلم به ستوه آمده بودم، با صدای بلند شروع به اعتراض کردم تا این که حداقل توجه برخی از رهگذران را جلب کنم. چرا که ماموران، اتومبیل های خود را از جمله یک آمبولانس(که بعدا با نقش ویژه آن آشنا می شویم) را در کوچه کناری دادگاه انقلاب پارک کرده بودند. این کوچه به دلیل مجاورت با بازارچه میوه و تره بار نسبتا تردد زیادی داشت. ماموران که توقع چنین برخوردی را نداشتند، کاشیلو و مبین را به آمبولانس منتقل کرده و مرا کشان کشان به سمت اتومبیل خود بردند. مردم بهت زده ما را نگاه می کردند، که یکی از ماموران به من نزدیک شده و با مشت محکم به صورت من کوبید. گفت:" قاچاقچی کثیف،کارت تمومه". با این گفته او مثل این که فرمان حمله صادر شده باشد زیر بارانی از مشت و لگد ماموران قرار گرفتم. در شرایطی که دستبند به دست توان دفاع از خودم را نداشتم، تنها جلوی صورت خود را گرفتم. در همان وضعیت مرا به اتومبیل خود برده و سرم را زیر صندلی کردند. در چنان وضعیتی که بینی ام به شدت دچار خون ریزی شده و لباس هایم نیز خونی شده بود، چشم بندی به چشمانم بستند. پس از گذشت دقایقی، وارد محوطه بازداشتگاه شدیم و مرا از اتومبیل خارج کردند. سپس وارد دفتر بازداشتگاه شده، فردی برای تحویل گرفتن کلیه لوازم شخصی ، ساعت، انگشتر، کیف پول، کفش و لباس به طرفم آمد. او که مرا در چنین وضعیتی دید به فرد دیگری گفت:" او را به کنار شیر آب حیاط ببرید تا سر و صورت خود را بشوید." هنگامی که مشغول شستن سر و صورتم بودم، ناگهان یکی از ماموران با لگد محکم به کمر من کوبید و گفت:" اگر آقا فرمان بده، می دونیم با امثال شما چه کنیم." پس از تحویل وسایل و پوشیدن لباس زندان به یک سلول انفرادی منتقل شدم. قبل از تشریح مکان و وضعیت این بازداشتگاه، ضروری است که به دو نکته اشاره مختصری بکنم:&lt;br /&gt;1 – خانم حقیقت جو در قسمتی از مدافعات خود عنوان می دارد" ما در جریان کوی دانشگاه سال 1382 درخواستمان این بود که دانشجویان در اختیار وزارت اطلاعات قرار گیرند و حتی ما موفق شدیم از بند 209 اوین که متعلق به وزارت اطلاعات بود، بازدید کنیم و دانشجویانی که از بند 209 آزاد شده بودند، هیچ شکایتی از نحوه برخورد نداشتند، اما از زندان های سپاه شاکی بودند." در ارتباط با این گفته نباید از نظر دور داشت که وزارت اطلاعات در جریان قیام دانشجویی 18 تیر ماه 1378 و در سال های پس از آن نقش ویژه ای در سرکوب دانشجویان داشته است. شکنجه های قرون وسطایی دانشجویان در بازداشتگاه های توحید و 209 همگی به دست ماموران امنیتی دولت به اصطلاح اصلاح طلب صورت گرفت. بسیاری از این موارد تاکنون افشا شده و موردی برای برائت وزارت اطلاعات وجود ندارد. هر چند این وزارتخانه با توجه به موازی سا زی های صورت گرفته در نهادهای امنیتی رژیم و تغییرات در سطح مدیریتی آن به عامل دست چندمی در سرکوب تبدیل شده، اما هیچ گاه در برخورد با فعالان مستقل جنبش دانشجویی و گروه های اپوزیسیون تردیدی به دل راه نداده است. باید توجه داشت که دانشجویان مورد اشاره خانم حقیقت جو متعلق به کدام طیف از فعالان دانشجویی بوده اند که هیچ شکایتی از نحوه برخورد وزارت اطلاعات نداشته اند.&lt;br /&gt;2 – حسنی فرد نماینده سپاه و یکی از شاکیان خانم حقیقت جو در دادگاه عنوان می کند:" ایشان گفته اند که سپاه، نیروهای فعال سیاسی را سرکوب کرده است. سوال من این است که سپاه کدام فعال سیاسی را سرکوب کرده است؟ آیا اراذل و اوباشی که در تیر ماه سال 78 دست به تحرکات ضد انقلابی زدند، فعال سیاسی هستند؟" حسنی فرد در اینجا به خوبی به نقش سپاه در سرکوب جنبش 18 تیر ماه اعتراف می کند. هر چند وی دانشجویان و جوانان مبارز میهن را اراذل و اوباش می نامد، اما باید در انتظار روزی باشد که جمهوری اسلامی به درماندگی دچار شده و سر تسلیم در برابر ملت فرود بیاورد. آن روز امثال حسنی فرد همچون اربابان فاسد خود، به دنبال راهی برای گریز از خشم ملت خواهند بود.&lt;br /&gt;مکان و شرایط بازداشتگاه 59 :&lt;br /&gt;بازداشتگاه 59 در پادگان ولیعصر(عشرت آباد) قرار گرفته است.پادگان ولیعصر از جنوب به میدان سپاه، از شرق به خیابان سرباز، از غرب به خیابان پادگان ولیعصر و از شمال به خیابانی که خیابان دکتر شریعتی را به خیابان سرباز متصل می کند، منتهی می شود. این پادگان به دلیل وسعت زیادش میان نهادهای مختلف تقسیم شده است. قسمت جنوبی آن به اداره نظام وظیفه نیروی انتظامی تعلق داشته و یک بیمارستان، فروشگاهی بزرگ، خانه های سازمانی و زمین فوتبال باشگاه فتح سپاه هم در این پادگان قرار دارند. بازداشتگاه 59 حفاظت اطلاعات سپاه در فسمت شمال غربی این پادگان در خیابان پادگان ولیعصر و روبروی درب پشتی سینما تهران قرار گرفته است. هر چند در هنگام ورود به این بازداشتگاه نمی دانستیم که در کجا به سر می بریم، اما اخباری در رسانه ها منتشر شده بود که دلالت بر وجود بازداشتگاهی مخفی در پادگان ولیعصر و متعلق به سپاه می کرد. اتفاقاتی که بعدها در این بازداشتگاه روی داد، ما را به این اطمینان رساند که در بازداشت سپاه هستیم.&lt;br /&gt;بازداشتگاه 59 از دو بند انفرادی و یک بند عمومی تشکیل شده بود. من و دوستان بازداشت شده ام کل دوران بازداشت خود را در سلول های انفرادی گذراندیم، اما برخی زندانیان همچون بعضی از فعالان ملی – مذهبی مدتی را در بند عمومی بازداشتگاه که در واقع هیچ یک از شرایط بندهای عمومی را نداشت، گذراندند. بنا به گفنه این دوستان، بند عمومی تنها قدری بزرگتر از سلول انفرادی بوده و 3 یا 4 نفر را در یک سلول نگهداری می کردند. اما شرایط بندهای انفرادی که من در آنجا محبوس بودم، بدین گونه بود:&lt;br /&gt;بند1 شامل یک راهرو به شکل حرف T بود. در یک سو 4 دستشویی و روبروی آن 4 حمام قرار داشت و بقیه قسمت های این بند شامل سلول های انفرادی بود که در دو ردیف و روبروی هم قرار داشت. سلول هایی به ابعاد 5/1x 2 متر که دریچه بسیار کوچکی در قسمت بالای آن قرار داشت. این دریچه به وسیله شبکه هایی آهنی پوشانده شده بود و منفذ کوچکی برای عبور هوا ایجاد کرده بود. درب آهنی سلول دو دریچه کوچک، یکی در قسمت بالا و یکی در قسمت پایین داشت که از خارج از سلول و توسط نگهبانان گشوده می شدند. درب کوچک بالایی برای آن بود که نگهبانان آن را گهگاهی باز کرده و وضعیت زندانی را مشاهده کنند. همین طور هنگامی که به بازجویی برده می شدیم، چشم بند را از آنجا به داخل سلول پرتاب کرده و اعلام می کردند که با زدن چشم بند برای انتقال به اتاق بازجویی آماده شویم. درب پایینی هم برای تحویل غذا به زندانی استفاده می شد. لوله ای از داخل سلول رد می شد که گاهی آن چنان گرم می شد که مجبور می شدی لباس هایت را از تن بکنی و گاهی شوفاژ را خاموش می کردند که از شدت سرما می لرزیدی.&lt;br /&gt;در اولین لحظات ورود به سلول شروع به خواندن نوشته های روی دیوار کردم. در جایی نوشته شده بود:" سعید منتظری، مظلوم ترین زندانی سیاسی ایران... همه چیز از قم شروع شد." چندین نوشته دیگر و همین طور خط هایی روی دیوار که هر کدام نشانگر یک روز بازداشت در آنجا بود، به چشم می خورد. برای دستشویی رفتن و وضو گرفتن، 5 بار اجازه خروج از سلول وجود داشت. به هنگام نمازهای یومیه، پس از صرف نهار و به هنگام خواب شبانه. اگر زمانی به غیر از اوقات یاد شده، احتیاج به دستشویی رفتن داشتی، با مشکل روبرو می شدی. حمام و نظافت هم روزهای جمعه هر هفته و به مدت بسیار کوتاهی بود. تنها کتاب های در اختیار زندانیان هم قرآن و مفاتیح بودند. نشریات کشور، حتی نشریات وابسته به نهادهای سرکوبگر رژیم هم در اختیار زندانیان قرار داده نمی شد و به طور کلی زندانی در وضعیتی کاملا بی خبر از رویدادهای خارج از بازداشتگاه قرار داشت.&lt;br /&gt;در چنین شرایطی من که به شدت از ناحیه قفسه سینه و صورت آسیب دیده بودم ، تا مدت ها نمی توانستم به راحتی در سلول بخوابم. شدت ضرب دیدگی به حدی بود که با هر حرکتی در خواب، بیدار می شدم. وقتی هم که نگهبان را برای رسیدگی به وضعیت خود خبر می کردم با بی اعتنایی روبرو می شدم. البته در زدن و صدا کردن نگهبان ممنوع بود. یک تکه مقوای رنگی در داخل سلول بود که با خارج کردن آن از پایین درب سلول، نگهبان متوجه می شد که با او کار داریم.&lt;br /&gt;هنگامی که ما وارد این بازداشتگاه شدیم، اکثر سلول های آن خالی بود اما بعد از گذشت چند روز و با بازداشت گسترده فعالین ملی – مذهبی و نهضت آزادی اکثر سلول ها پر شد.پس از چند روز و شروع بازجویی ها که اکثرا شباهنگام آغاز شده و تا اذان صبح ادامه می یافت، برای معاینه به بهداری زندان منتقل شدم. در آنجا چون از ناحیه صورت و چشم آسیب دیده بودم، از دکتر خواستم که چشمم را معاینه کند. وقتی به دستور دکتر چشم بند را از روی چشمانم باز کردند، نگاهم به چهره دکتر و نسخه ای افتاد که روی میز او قرار داشت. چهره ای جوان با محاسن بلند مشکی و نسخه ای که در بالای آن نوشته شده بود" بیمارستان نجمیه" بیمارستانی که متعلق به سپاه می باشد.&lt;br /&gt;حال چگونه حسنی فرد نماینده سپاه منکر تعلق این بازداشتگاه به سپاه می شود. به هرحال بازجویی ها هم چنان ادامه داشت. پاسدار بازجوها با تفتیش عقاید، اتهامات گوناگونی را متوجه می کردند. بازجویی ها شامل دو قسمت بود: اتهامات اخلاقی و اتهامات سیاسی. قبل از این که این اتهامات را شرح دهم، باید این نکته را عنوان کنم که اتاق بازجویی، اتاقی بود که یک صندلی در سه کنج اتاق قرار داشت که زندانی روی آن و پشت به بازجوها می نشست،آن هم در حالی که چشم بند به چشم داشت. در بازجویی ها 2 یا 3 بازجو و گاهی یک نفر حضور می یافتند. جالب این که بر روی آن صندلی که بازجویی می شدم، شماره اموال و آرم سپاه دیده می شد که دلیلی دیگر بر صحت ادعای خانم حقیقت جو است.&lt;br /&gt;الف – اتهامات اخلاقی:&lt;br /&gt;آنها با نسبت دادن مسائلی چون داشتن روابط نامشروع با اعضای دختر گروه و مسائلی این چنینی سعی در شکستن و تضعیف روحیه من داشتند. وقتی که در مقابل این اتهامات ناروا و غیر واقع از خود دفاع می کردم، به شدت برافروخته شده و مرا مورد ضرب و شتم قرار می دادند. حتی بی شرمانه مواردی را نسبت به خانواده برخی زندانیان سیاسی مطرح می کردند که قلم از بیان آن عاجز است.&lt;br /&gt;ب – اتهامات سیاسی:&lt;br /&gt;مواردی چون شرکت در تجمعات مردمی و دانشجویی و عضویت در گروه های مستقل دانشجویی، نگارش مقالات در روزنامه ها، و همین طور بیانیه های گروهی و ارتباط با سایر گروه های اپوزیسیون اساس این نوع بازجویی ها را تشکیل می داد. برخی موارد کاملا در جهتی هدایت شده بود که بهانه مناسبی برای سرکوب گسترده تر جنبش دانشجویی به دست بدهد. مواردی چون تمایل به مبارزات مسلحانه در برخی از گروه های دانشجویی و هم چنین دریافت کمک های مالی از دولت های خارجی برای ایجاد آشوب و اغتشاش در کشور که اساسا کذب محض بود. در این میان حتی پای برخی از نمایندگان مجلس ششم هم به میان کشیده شد. کسانی چون خانم حقیقت جو و علی اکبر موسوی خوئینی از فراکسیون دانشجویی مجلس ششم. آنها در صدد اثبات آن بودند که اشخاص یاد شده با حمایت از دانشجویان زندانی و رسیدگی به وضعیت آنها و هم چنین کمک های مالی به برخی فعالان دانشجویی نیازمند، دانشجویان را تشویق به تحرکات سیاسی در دانشگاه ها می کنند.&lt;br /&gt;به هر حال بازجویی ها در چنین شرایطی ادامه داشت و سلول انفرادی نیز فشاری طاقت فرسا به انسان وارد می کرد. در این میان خانواده ام هم از محل بازداشت من بی اطلاع بوده و مراجعات مکررشان به بیدادگاه انقلاب بی نتیجه مانده بود، تا این که پس از گذشت 80 روز از بازداشت روزی به اتاق بازجویی برده شدم. بازجو عنوان کرد که قاضی پرونده یک ملاقات با خانواده برایت در نظر گرفته و اکنون به دادگاه انقلاب برده خواهی شد، اگر کوچک ترین سخنی در مورد شرایط بازداشتگاه به زبان آوری، برخورد شدیدتری با تو خواهیم داشت. لباس هایم را به داخل سلول آوردند تا به همراه ماموران عازم دادگاه شویم. لباس های من از هنگام ضرب و شتمی که در ابتدای ورود به بازداشتگاه شده بودم، کماکان خونی بود. لباس ها را پوشیده و آماده حرکت شدم. وقتی به حیاط بازداشتگاه پای گذاشتم، سربازجو جلو آمده و گفت:" می خوای با این لباس ها بری دادگاه تا بگویند در زندان های جمهوری اسلامی شکنجه وجود داره " . باز هم مرا به سلول منتقل کرده و لباس ها را تحویل گرفتند. لباس ها را به خشکشویی برده و پول آن را از موجودی ام در دفتر بازداشتگاه برداشتند. با آمبولا نسی که در ابتدا به آن اشاره کردم و به خاطر عدم جلب توجه انتقال زندانیان از بازداشتگاه به دادگاه در نظر گرفته شده بود، به دادگاه انقلاب رفتیم. در دفتر شعبه 26 دادگاه انقلاب، خانواده ام را ملاقات کردم. 4 مامور در این ملاقات حضور داشتند و اجازه نزدیک شدن به همدیگر را به ما نمی دادند. پس از دقایق کوتاهی با همان آمبولانس به بازداشتگاه و سلول انفرادی ام منتقل شدم.&lt;br /&gt;انتقال به بازداشتگاهی دیگر:&lt;br /&gt;روزهای دیگر کمتر به بازجویی برده می شدم. هدف آنان این بار تحت فشار قرار دادن برای اعترافات تلویزیونی بود. به همین دلیل و در حالی که در مقابل این خواسته آنان مقاومت می کردم برای تحت فشار قرار دادن به بازداشتگاه مخوف دیگری منتقل شدم. اواسط خرداد ماه 1380 بود که به همراه کاشیلو و مبین به بازداشتگاهی انتقال داده شدیم که هنوز هم محل آن برایم نامشخص مانده است. هر چند گمان می کنم پادگان جی (متعلق به وزارت دفاع ) باشد. در این بازداشتگاه فشاری به مراتب شدیدتر بر ما وارد شد. به طوری که حمیدرضا مبین که در آن زمان 20 سال بیشتر نداشت، دچار سکته قلبی شد و دادگاه انقلاب ناچار تن به آزادی وی داد.&lt;br /&gt;نگهبانان این بازداشتگاه لباس های کماندویی به تن کرده و این تصور را در انسان ایجاد می کردند که گویا در جنگ با کشور دیگری اسیر شده ای و اسیر جنگی هستی. این نکته را باید در اینجا عنوان کرد که برخی از نگهبانان زندان 59 هم لباس های نظامی و پاسداری به تن داشته و با این لباس در محوطه بازداشتگاه و حیاط کوچک زندان که زندانیان را دسته دسته با چشمان بسته و برای هواخوری چند دقیقه ای روزانه می بردند، تردد می کردند.&lt;br /&gt;به هر حال بیش از یک ماه را در بازداشتگاه نظامی فوق که صدای فرود و پرواز هواپیما ها یک لحظه در آن قطع نمی شد، گذراندیم. نکته دیگر در ارتباط با این بازداشتگاه این است که در هنگام ورود به آنجا، دکتر بازداشتگاه دارویی برایم تجویز کرد که هر شب نگهبانان آن را به درب سلول آورده و پس از اطمینان یافتن از خوردن آن ، محل را ترک می کردند. روز اولی که این دارو را خوردم ساعت ها به خوابی طولانی رفتم و پس از آن هم در شرایط بی حسی به سر می بردم.&lt;br /&gt;بازگشت به 59 و آزادی:&lt;br /&gt;پس از 18 تیر ماه 80 ما را دوباره به زندان 59 منتقل کردند. من از روز 18 تیر ماه تصمیم گرفته بودم که دست به اعتصاب غذا بزنم و اکنون چند روزی بود که در اعتصاب غذا به سر می بردم. این موضوع باعث شد، پاسدار بازجو ها بر فشار خود بیفزایند. آنان که با تحقیر، توهین و ضرب و شتم چهره حقیقی جمهوری اسلامی را برایم آشکارتر از قبل نموده بودند، عنوان می کردند که برای ما جان کسانی چون شما هیچ ارزشی ندارد، آن قدر اعتصاب غذا کن تا بمیری. صدایت هم به هیچ جا نخواهد رسید. در چنین شرایطی اتفاقی غیر قابل تصور روی داد. یک روز مرا به اتاق بازجویی فرا خواندند. صدای آشنایی به گوش رسید:" اینجارو امضاء کن" صدای سید مجید رئیس دفتر شعبه 26 دادگاه انقلاب بود. پرسیدم: کجا را امضاء کنم. اول باید ببینم چه چیزی هست.&lt;br /&gt;گفت چشم بند را قدری بالا بزن و بخوان. قرار بازداشت موقت من توسط قاضی به قرار وثیقه 100 میلیون تومانی تبدیل شده بود. پس از امضاء، اجازه یافتم که این مسئله را در تماس کوتاهی به خانواده ام اطلاع دهم و سپس به سلول بازگردانده شدم.&lt;br /&gt;شب، دوباره به اتاق بازجویی فراخوانده شدم. پاسدار بازجو، بسیار برافروخته بود. او گفت که :" صدور قرار وثیقه از سوی دادگاه برای ما قابل قبول نیست. ما هنوز با تو کار داریم. اگر خانواده ات چنین سندی را هم تهیه کنند، ما نمی گذاریم که تو آزاد شوی". چند روز ی به همین منوال گذشت تا روزی با همان آمبولانس مشهور به دادگاه انقلاب منتقل شده و به بند انفرادی 240 اوین تحویل داده شدم. در آن شرایط، رهایی از پاسدار بازجو ها برایم بسیار خوشایند بود. پاسدارانی که از جهل و ستمگری پاسداری نموده و بسیاری از آزادی خواهان ایرانی را به بند کشیدند.&lt;br /&gt;19 شهریور ماه 80 و در حالی که خاطرات فراوانی از بیدادگری مدعیان عدالت علی به همراه داشتم با سپردن وثیقه ملکی به دادگاه ، از زندان آزاد شدم.&lt;br /&gt;اما نه ، از زندانی به زندانی بزرگتر به وسعت ایران منتقل شدم. زندانی که سال هاست سردمداران رژیم، ملت را در آن به بند کشیده ، به نام دین مردم را به مسلخ برده و به چپاول ثروت های ملی آنان مشغولند.&lt;br /&gt;کوروش صحتی&lt;br /&gt;14 ژانویه 2005 فاطمه حقیقت جو نماینده مستعفی مجلس ششم، چند روز پیش در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد. اتهامات وی نشر اکاذیب، توهین و افترا و شاکیانش نماینده دادستان تهران و نماینده سپاه بودند.&lt;br /&gt;در این محاکمه نکات فراوانی مطرح شد، اما اتهام اصلی او نسبت دادن سرکوب فعالان دانشجویی و ملی – مذهبی به سپاه و ادعای وجود بازداشتگاه های مخفی متعلق به سپاه بود. لزوم آگاهی ملت از فضای بازداشتگاه های رژیم، دفاع شجاعانه حقیقت جو در طول دوران نمایندگی اش از دانشجویان زندانی و مطرح شدن دوباره نقش سپاه در سرکوب دانشجویان، مرا بر آن داشت که مشاهدات خود از بازداشتگاه 59 اطلاعات سپاه پاسداران را که در تایید اظهارات حقیقت جو می باشد، بیان کنم&lt;br /&gt;ورود به بازداشتگاه 59 :&lt;br /&gt;روز 14 اسفند سال 1379 از طرف جبهه متحد دانشجویی مراسمی به مناسبت درگذشت مرحوم دکتر محمد مصدق در دانشگاه تهران برگزار شد. پس از اتمام مراسم و در حالی که به همراه دو تن از دوستانم، سعید کاشیلو و حمید رضا مبین راهی منزل بودیم، در خیابان ربوده شدیم. چندین مامور لباس شخصی ما را به اتومبیل های خود منتقل کرده و با فحاشی و ضرب و شتم به مقر خود بردند.&lt;br /&gt;پس از 4 روز به شعبه 26 دادگاه انقلاب تحویل داده شدیم. هنگامی که با دستبند از راهروهای دادگاه انقلاب به سمت دفتر شعبه حرکت می کردیم، مهندس سحابی را دیدیم که در وضعیت بسیار نامناسبی قرار داشت. چند مامور دستهای او را گرفته و از پله ها پایین می آوردند.مهندس سحابی حتی توان راه رفتن را هم نداشت و چشم های بی رمقش به جلو خیره شده بود.&lt;br /&gt;وقتی وارد دادگاه شدیم، طبق معمول با برخوردهای بسیار بی ادبانه سید مجید مسئول دفتر شعبه مواجه شدیم. وی با فحاشی به استقبال ما آمد و گفت که :" این بار یک جای ویژه براتون در نظر گرفته ایم. امیدوارم که خوشتون بیاد." با توجه به این که قبل از دستگیری ما، مهندس سحابی و علی افشاری هم بازداشت شده و در بازداشتگاه نامعلومی نگهداری می شدند، حدس می زدیم که ما را هم به چنین جایی منتقل کنند.&lt;br /&gt;مدتی به انتظار گذشت تا این که چند مرد قوی هیکل به ما نزدیک شده و ما را به سمت درب خروجی دادگاه انقلاب بردند. ما که شدیدا به بازداشت خود معترض بودیم، شروع به گفتگو با مامورین کردیم. از آنان خواستیم که حداقل بتوانیم به خانواده هایمان اطلاع بدهیم که بازداشت شده ایم. اما برخورد آنان بسیار خشن بود. من که از این ظلم به ستوه آمده بودم، با صدای بلند شروع به اعتراض کردم تا این که حداقل توجه برخی از رهگذران را جلب کنم. چرا که ماموران، اتومبیل های خود را از جمله یک آمبولانس(که بعدا با نقش ویژه آن آشنا می شویم) را در کوچه کناری دادگاه انقلاب پارک کرده بودند. این کوچه به دلیل مجاورت با بازارچه میوه و تره بار نسبتا تردد زیادی داشت. ماموران که توقع چنین برخوردی را نداشتند، کاشیلو و مبین را به آمبولانس منتقل کرده و مرا کشان کشان به سمت اتومبیل خود بردند. مردم بهت زده ما را نگاه می کردند، که یکی از ماموران به من نزدیک شده و با مشت محکم به صورت من کوبید. گفت:" قاچاقچی کثیف،کارت تمومه". با این گفته او مثل این که فرمان حمله صادر شده باشد زیر بارانی از مشت و لگد ماموران قرار گرفتم. در شرایطی که دستبند به دست توان دفاع از خودم را نداشتم، تنها جلوی صورت خود را گرفتم. در همان وضعیت مرا به اتومبیل خود برده و سرم را زیر صندلی کردند. در چنان وضعیتی که بینی ام به شدت دچار خون ریزی شده و لباس هایم نیز خونی شده بود، چشم بندی به چشمانم بستند. پس از گذشت دقایقی، وارد محوطه بازداشتگاه شدیم و مرا از اتومبیل خارج کردند. سپس وارد دفتر بازداشتگاه شده، فردی برای تحویل گرفتن کلیه لوازم شخصی ، ساعت، انگشتر، کیف پول، کفش و لباس به طرفم آمد. او که مرا در چنین وضعیتی دید به فرد دیگری گفت:" او را به کنار شیر آب حیاط ببرید تا سر و صورت خود را بشوید." هنگامی که مشغول شستن سر و صورتم بودم، ناگهان یکی از ماموران با لگد محکم به کمر من کوبید و گفت:" اگر آقا فرمان بده، می دونیم با امثال شما چه کنیم." پس از تحویل وسایل و پوشیدن لباس زندان به یک سلول انفرادی منتقل شدم. قبل از تشریح مکان و وضعیت این بازداشتگاه، ضروری است که به دو نکته اشاره مختصری بکنم:&lt;br /&gt;1 – خانم حقیقت جو در قسمتی از مدافعات خود عنوان می دارد" ما در جریان کوی دانشگاه سال 1382 درخواستمان این بود که دانشجویان در اختیار وزارت اطلاعات قرار گیرند و حتی ما موفق شدیم از بند 209 اوین که متعلق به وزارت اطلاعات بود، بازدید کنیم و دانشجویانی که از بند 209 آزاد شده بودند، هیچ شکایتی از نحوه برخورد نداشتند، اما از زندان های سپاه شاکی بودند." در ارتباط با این گفته نباید از نظر دور داشت که وزارت اطلاعات در جریان قیام دانشجویی 18 تیر ماه 1378 و در سال های پس از آن نقش ویژه ای در سرکوب دانشجویان داشته است. شکنجه های قرون وسطایی دانشجویان در بازداشتگاه های توحید و 209 همگی به دست ماموران امنیتی دولت به اصطلاح اصلاح طلب صورت گرفت. بسیاری از این موارد تاکنون افشا شده و موردی برای برائت وزارت اطلاعات وجود ندارد. هر چند این وزارتخانه با توجه به موازی سا زی های صورت گرفته در نهادهای امنیتی رژیم و تغییرات در سطح مدیریتی آن به عامل دست چندمی در سرکوب تبدیل شده، اما هیچ گاه در برخورد با فعالان مستقل جنبش دانشجویی و گروه های اپوزیسیون تردیدی به دل راه نداده است. باید توجه داشت که دانشجویان مورد اشاره خانم حقیقت جو متعلق به کدام طیف از فعالان دانشجویی بوده اند که هیچ شکایتی از نحوه برخورد وزارت اطلاعات نداشته اند.&lt;br /&gt;2 – حسنی فرد نماینده سپاه و یکی از شاکیان خانم حقیقت جو در دادگاه عنوان می کند:" ایشان گفته اند که سپاه، نیروهای فعال سیاسی را سرکوب کرده است. سوال من این است که سپاه کدام فعال سیاسی را سرکوب کرده است؟ آیا اراذل و اوباشی که در تیر ماه سال 78 دست به تحرکات ضد انقلابی زدند، فعال سیاسی هستند؟" حسنی فرد در اینجا به خوبی به نقش سپاه در سرکوب جنبش 18 تیر ماه اعتراف می کند. هر چند وی دانشجویان و جوانان مبارز میهن را اراذل و اوباش می نامد، اما باید در انتظار روزی باشد که جمهوری اسلامی به درماندگی دچار شده و سر تسلیم در برابر ملت فرود بیاورد. آن روز امثال حسنی فرد همچون اربابان فاسد خود، به دنبال راهی برای گریز از خشم ملت خواهند بود.&lt;br /&gt;مکان و شرایط بازداشتگاه 59 :&lt;br /&gt;بازداشتگاه 59 در پادگان ولیعصر(عشرت آباد) قرار گرفته است.پادگان ولیعصر از جنوب به میدان سپاه، از شرق به خیابان سرباز، از غرب به خیابان پادگان ولیعصر و از شمال به خیابانی که خیابان دکتر شریعتی را به خیابان سرباز متصل می کند، منتهی می شود. این پادگان به دلیل وسعت زیادش میان نهادهای مختلف تقسیم شده است. قسمت جنوبی آن به اداره نظام وظیفه نیروی انتظامی تعلق داشته و یک بیمارستان، فروشگاهی بزرگ، خانه های سازمانی و زمین فوتبال باشگاه فتح سپاه هم در این پادگان قرار دارند. بازداشتگاه 59 حفاظت اطلاعات سپاه در فسمت شمال غربی این پادگان در خیابان پادگان ولیعصر و روبروی درب پشتی سینما تهران قرار گرفته است. هر چند در هنگام ورود به این بازداشتگاه نمی دانستیم که در کجا به سر می بریم، اما اخباری در رسانه ها منتشر شده بود که دلالت بر وجود بازداشتگاهی مخفی در پادگان ولیعصر و متعلق به سپاه می کرد. اتفاقاتی که بعدها در این بازداشتگاه روی داد، ما را به این اطمینان رساند که در بازداشت سپاه هستیم.&lt;br /&gt;بازداشتگاه 59 از دو بند انفرادی و یک بند عمومی تشکیل شده بود. من و دوستان بازداشت شده ام کل دوران بازداشت خود را در سلول های انفرادی گذراندیم، اما برخی زندانیان همچون بعضی از فعالان ملی – مذهبی مدتی را در بند عمومی بازداشتگاه که در واقع هیچ یک از شرایط بندهای عمومی را نداشت، گذراندند. بنا به گفنه این دوستان، بند عمومی تنها قدری بزرگتر از سلول انفرادی بوده و 3 یا 4 نفر را در یک سلول نگهداری می کردند. اما شرایط بندهای انفرادی که من در آنجا محبوس بودم، بدین گونه بود:&lt;br /&gt;بند1 شامل یک راهرو به شکل حرف T بود. در یک سو 4 دستشویی و روبروی آن 4 حمام قرار داشت و بقیه قسمت های این بند شامل سلول های انفرادی بود که در دو ردیف و روبروی هم قرار داشت. سلول هایی به ابعاد 5/1x 2 متر که دریچه بسیار کوچکی در قسمت بالای آن قرار داشت. این دریچه به وسیله شبکه هایی آهنی پوشانده شده بود و منفذ کوچکی برای عبور هوا ایجاد کرده بود. درب آهنی سلول دو دریچه کوچک، یکی در قسمت بالا و یکی در قسمت پایین داشت که از خارج از سلول و توسط نگهبانان گشوده می شدند. درب کوچک بالایی برای آن بود که نگهبانان آن را گهگاهی باز کرده و وضعیت زندانی را مشاهده کنند. همین طور هنگامی که به بازجویی برده می شدیم، چشم بند را از آنجا به داخل سلول پرتاب کرده و اعلام می کردند که با زدن چشم بند برای انتقال به اتاق بازجویی آماده شویم. درب پایینی هم برای تحویل غذا به زندانی استفاده می شد. لوله ای از داخل سلول رد می شد که گاهی آن چنان گرم می شد که مجبور می شدی لباس هایت را از تن بکنی و گاهی شوفاژ را خاموش می کردند که از شدت سرما می لرزیدی.&lt;br /&gt;در اولین لحظات ورود به سلول شروع به خواندن نوشته های روی دیوار کردم. در جایی نوشته شده بود:" سعید منتظری، مظلوم ترین زندانی سیاسی ایران... همه چیز از قم شروع شد." چندین نوشته دیگر و همین طور خط هایی روی دیوار که هر کدام نشانگر یک روز بازداشت در آنجا بود، به چشم می خورد. برای دستشویی رفتن و وضو گرفتن، 5 بار اجازه خروج از سلول وجود داشت. به هنگام نمازهای یومیه، پس از صرف نهار و به هنگام خواب شبانه. اگر زمانی به غیر از اوقات یاد شده، احتیاج به دستشویی رفتن داشتی، با مشکل روبرو می شدی. حمام و نظافت هم روزهای جمعه هر هفته و به مدت بسیار کوتاهی بود. تنها کتاب های در اختیار زندانیان هم قرآن و مفاتیح بودند. نشریات کشور، حتی نشریات وابسته به نهادهای سرکوبگر رژیم هم در اختیار زندانیان قرار داده نمی شد و به طور کلی زندانی در وضعیتی کاملا بی خبر از رویدادهای خارج از بازداشتگاه قرار داشت.&lt;br /&gt;در چنین شرایطی من که به شدت از ناحیه قفسه سینه و صورت آسیب دیده بودم ، تا مدت ها نمی توانستم به راحتی در سلول بخوابم. شدت ضرب دیدگی به حدی بود که با هر حرکتی در خواب، بیدار می شدم. وقتی هم که نگهبان را برای رسیدگی به وضعیت خود خبر می کردم با بی اعتنایی روبرو می شدم. البته در زدن و صدا کردن نگهبان ممنوع بود. یک تکه مقوای رنگی در داخل سلول بود که با خارج کردن آن از پایین درب سلول، نگهبان متوجه می شد که با او کار داریم.&lt;br /&gt;هنگامی که ما وارد این بازداشتگاه شدیم، اکثر سلول های آن خالی بود اما بعد از گذشت چند روز و با بازداشت گسترده فعالین ملی – مذهبی و نهضت آزادی اکثر سلول ها پر شد.پس از چند روز و شروع بازجویی ها که اکثرا شباهنگام آغاز شده و تا اذان صبح ادامه می یافت، برای معاینه به بهداری زندان منتقل شدم. در آنجا چون از ناحیه صورت و چشم آسیب دیده بودم، از دکتر خواستم که چشمم را معاینه کند. وقتی به دستور دکتر چشم بند را از روی چشمانم باز کردند، نگاهم به چهره دکتر و نسخه ای افتاد که روی میز او قرار داشت. چهره ای جوان با محاسن بلند مشکی و نسخه ای که در بالای آن نوشته شده بود" بیمارستان نجمیه" بیمارستانی که متعلق به سپاه می باشد.&lt;br /&gt;حال چگونه حسنی فرد نماینده سپاه منکر تعلق این بازداشتگاه به سپاه می شود. به هرحال بازجویی ها هم چنان ادامه داشت. پاسدار بازجوها با تفتیش عقاید، اتهامات گوناگونی را متوجه می کردند. بازجویی ها شامل دو قسمت بود: اتهامات اخلاقی و اتهامات سیاسی. قبل از این که این اتهامات را شرح دهم، باید این نکته را عنوان کنم که اتاق بازجویی، اتاقی بود که یک صندلی در سه کنج اتاق قرار داشت که زندانی روی آن و پشت به بازجوها می نشست،آن هم در حالی که چشم بند به چشم داشت. در بازجویی ها 2 یا 3 بازجو و گاهی یک نفر حضور می یافتند. جالب این که بر روی آن صندلی که بازجویی می شدم، شماره اموال و آرم سپاه دیده می شد که دلیلی دیگر بر صحت ادعای خانم حقیقت جو است.&lt;br /&gt;الف – اتهامات اخلاقی:&lt;br /&gt;آنها با نسبت دادن مسائلی چون داشتن روابط نامشروع با اعضای دختر گروه و مسائلی این چنینی سعی در شکستن و تضعیف روحیه من داشتند. وقتی که در مقابل این اتهامات ناروا و غیر واقع از خود دفاع می کردم، به شدت برافروخته شده و مرا مورد ضرب و شتم قرار می دادند. حتی بی شرمانه مواردی را نسبت به خانواده برخی زندانیان سیاسی مطرح می کردند که قلم از بیان آن عاجز است.&lt;br /&gt;ب – اتهامات سیاسی:&lt;br /&gt;مواردی چون شرکت در تجمعات مردمی و دانشجویی و عضویت در گروه های مستقل دانشجویی، نگارش مقالات در روزنامه ها، و همین طور بیانیه های گروهی و ارتباط با سایر گروه های اپوزیسیون اساس این نوع بازجویی ها را تشکیل می داد. برخی موارد کاملا در جهتی هدایت شده بود که بهانه مناسبی برای سرکوب گسترده تر جنبش دانشجویی به دست بدهد. مواردی چون تمایل به مبارزات مسلحانه در برخی از گروه های دانشجویی و هم چنین دریافت کمک های مالی از دولت های خارجی برای ایجاد آشوب و اغتشاش در کشور که اساسا کذب محض بود. در این میان حتی پای برخی از نمایندگان مجلس ششم هم به میان کشیده شد. کسانی چون خانم حقیقت جو و علی اکبر موسوی خوئینی از فراکسیون دانشجویی مجلس ششم. آنها در صدد اثبات آن بودند که اشخاص یاد شده با حمایت از دانشجویان زندانی و رسیدگی به وضعیت آنها و هم چنین کمک های مالی به برخی فعالان دانشجویی نیازمند، دانشجویان را تشویق به تحرکات سیاسی در دانشگاه ها می کنند.&lt;br /&gt;به هر حال بازجویی ها در چنین شرایطی ادامه داشت و سلول انفرادی نیز فشاری طاقت فرسا به انسان وارد می کرد. در این میان خانواده ام هم از محل بازداشت من بی اطلاع بوده و مراجعات مکررشان به بیدادگاه انقلاب بی نتیجه مانده بود، تا این که پس از گذشت 80 روز از بازداشت روزی به اتاق بازجویی برده شدم. بازجو عنوان کرد که قاضی پرونده یک ملاقات با خانواده برایت در نظر گرفته و اکنون به دادگاه انقلاب برده خواهی شد، اگر کوچک ترین سخنی در مورد شرایط بازداشتگاه به زبان آوری، برخورد شدیدتری با تو خواهیم داشت. لباس هایم را به داخل سلول آوردند تا به همراه ماموران عازم دادگاه شویم. لباس های من از هنگام ضرب و شتمی که در ابتدای ورود به بازداشتگاه شده بودم، کماکان خونی بود. لباس ها را پوشیده و آماده حرکت شدم. وقتی به حیاط بازداشتگاه پای گذاشتم، سربازجو جلو آمده و گفت:" می خوای با این لباس ها بری دادگاه تا بگویند در زندان های جمهوری اسلامی شکنجه وجود داره " . باز هم مرا به سلول منتقل کرده و لباس ها را تحویل گرفتند. لباس ها را به خشکشویی برده و پول آن را از موجودی ام در دفتر بازداشتگاه برداشتند. با آمبولا نسی که در ابتدا به آن اشاره کردم و به خاطر عدم جلب توجه انتقال زندانیان از بازداشتگاه به دادگاه در نظر گرفته شده بود، به دادگاه انقلاب رفتیم. در دفتر شعبه 26 دادگاه انقلاب، خانواده ام را ملاقات کردم. 4 مامور در این ملاقات حضور داشتند و اجازه نزدیک شدن به همدیگر را به ما نمی دادند. پس از دقایق کوتاهی با همان آمبولانس به بازداشتگاه و سلول انفرادی ام منتقل شدم.&lt;br /&gt;انتقال به بازداشتگاهی دیگر:&lt;br /&gt;روزهای دیگر کمتر به بازجویی برده می شدم. هدف آنان این بار تحت فشار قرار دادن برای اعترافات تلویزیونی بود. به همین دلیل و در حالی که در مقابل این خواسته آنان مقاومت می کردم برای تحت فشار قرار دادن به بازداشتگاه مخوف دیگری منتقل شدم. اواسط خرداد ماه 1380 بود که به همراه کاشیلو و مبین به بازداشتگاهی انتقال داده شدیم که هنوز هم محل آن برایم نامشخص مانده است. هر چند گمان می کنم پادگان جی (متعلق به وزارت دفاع ) باشد. در این بازداشتگاه فشاری به مراتب شدیدتر بر ما وارد شد. به طوری که حمیدرضا مبین که در آن زمان 20 سال بیشتر نداشت، دچار سکته قلبی شد و دادگاه انقلاب ناچار تن به آزادی وی داد.&lt;br /&gt;نگهبانان این بازداشتگاه لباس های کماندویی به تن کرده و این تصور را در انسان ایجاد می کردند که گویا در جنگ با کشور دیگری اسیر شده ای و اسیر جنگی هستی. این نکته را باید در اینجا عنوان کرد که برخی از نگهبانان زندان 59 هم لباس های نظامی و پاسداری به تن داشته و با این لباس در محوطه بازداشتگاه و حیاط کوچک زندان که زندانیان را دسته دسته با چشمان بسته و برای هواخوری چند دقیقه ای روزانه می بردند، تردد می کردند.&lt;br /&gt;به هر حال بیش از یک ماه را در بازداشتگاه نظامی فوق که صدای فرود و پرواز هواپیما ها یک لحظه در آن قطع نمی شد، گذراندیم. نکته دیگر در ارتباط با این بازداشتگاه این است که در هنگام ورود به آنجا، دکتر بازداشتگاه دارویی برایم تجویز کرد که هر شب نگهبانان آن را به درب سلول آورده و پس از اطمینان یافتن از خوردن آن ، محل را ترک می کردند. روز اولی که این دارو را خوردم ساعت ها به خوابی طولانی رفتم و پس از آن هم در شرایط بی حسی به سر می بردم.&lt;br /&gt;بازگشت به 59 و آزادی:&lt;br /&gt;پس از 18 تیر ماه 80 ما را دوباره به زندان 59 منتقل کردند. من از روز 18 تیر ماه تصمیم گرفته بودم که دست به اعتصاب غذا بزنم و اکنون چند روزی بود که در اعتصاب غذا به سر می بردم. این موضوع باعث شد، پاسدار بازجو ها بر فشار خود بیفزایند. آنان که با تحقیر، توهین و ضرب و شتم چهره حقیقی جمهوری اسلامی را برایم آشکارتر از قبل نموده بودند، عنوان می کردند که برای ما جان کسانی چون شما هیچ ارزشی ندارد، آن قدر اعتصاب غذا کن تا بمیری. صدایت هم به هیچ جا نخواهد رسید. در چنین شرایطی اتفاقی غیر قابل تصور روی داد. یک روز مرا به اتاق بازجویی فرا خواندند. صدای آشنایی به گوش رسید:" اینجارو امضاء کن" صدای سید مجید رئیس دفتر شعبه 26 دادگاه انقلاب بود. پرسیدم: کجا را امضاء کنم. اول باید ببینم چه چیزی هست.&lt;br /&gt;گفت چشم بند را قدری بالا بزن و بخوان. قرار بازداشت موقت من توسط قاضی به قرار وثیقه 100 میلیون تومانی تبدیل شده بود. پس از امضاء، اجازه یافتم که این مسئله را در تماس کوتاهی به خانواده ام اطلاع دهم و سپس به سلول بازگردانده شدم.&lt;br /&gt;شب، دوباره به اتاق بازجویی فراخوانده شدم. پاسدار بازجو، بسیار برافروخته بود. او گفت که :" صدور قرار وثیقه از سوی دادگاه برای ما قابل قبول نیست. ما هنوز با تو کار داریم. اگر خانواده ات چنین سندی را هم تهیه کنند، ما نمی گذاریم که تو آزاد شوی". چند روز ی به همین منوال گذشت تا روزی با همان آمبولانس مشهور به دادگاه انقلاب منتقل شده و به بند انفرادی 240 اوین تحویل داده شدم. در آن شرایط، رهایی از پاسدار بازجو ها برایم بسیار خوشایند بود. پاسدارانی که از جهل و ستمگری پاسداری نموده و بسیاری از آزادی خواهان ایرانی را به بند کشیدند.&lt;br /&gt;19 شهریور ماه 80 و در حالی که خاطرات فراوانی از بیدادگری مدعیان عدالت علی به همراه داشتم با سپردن وثیقه ملکی به دادگاه ، از زندان آزاد شدم.&lt;br /&gt;اما نه ، از زندانی به زندانی بزرگتر به وسعت ایران منتقل شدم. زندانی که سال هاست سردمداران رژیم، ملت را در آن به بند کشیده ، به نام دین مردم را به مسلخ برده و به چپاول ثروت های ملی آنان مشغولند.&lt;br /&gt;کوروش صحتی&lt;br /&gt;14 ژانویه 2005 &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/11466862-111090411477418707?l=rahaaee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahaaee.blogspot.com/feeds/111090411477418707/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=11466862&amp;postID=111090411477418707' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/111090411477418707'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/111090411477418707'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahaaee.blogspot.com/2005/03/59.html' title='به بهانه محاکمه فاطمه حقیقت جو زندان 59'/><author><name>رهایی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09675055783892584015</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-11466862.post-111090378668324880</id><published>2005-03-15T08:20:00.000-08:00</published><updated>2005-03-18T09:38:53.370-08:00</updated><title type='text'>کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی/اعتصاب غذای زندانیان سیاسی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی&lt;br /&gt;شماره46-2005&lt;br /&gt;تاریخ 23/12/1383&lt;br /&gt;اعتصاب غذای زندانیان سیاسی&lt;br /&gt;زندانیان سیاسی در زندان رجایی شهر و بند 350 و 1زندان اوین در اعتراض به خفقان و سرکوب دگر اندیشان و فعالین سیاسی در ایران در اقدامی هماهنگ و از صبح دیروز دست به اعتصاب غذا زدند.&lt;br /&gt;این زندانیان با پیوستن به اقدامات اعتراضی سایر گروهها و نهادهای حقوق بشری و همچنین حمایت از تجمع 15 مارس در مقابل دفتر سازمان ملل در ژنو در اقدامی نمادین دست به اعتصاب غذا زدند.&lt;br /&gt;گفتنی است زندانیان سیاسی در زندان رجایی شهر و در زندان اوین در این اقدام هماهنگ ضمن حمایت ازخواسته های گروهها و تشکلهای مدافع حقوق بشر؛ خواستار محکومیت ایران در نشست آتی کمیسیون حقوق بشر ، اعزام گزارشگز ویژه حقوق بشر به ایران و نظارت دائمی بر وضعیت حقوق بشر در ایران شدند.&lt;br /&gt;همچنین مصطفی صنعت نما "نماینده ی کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی" صبح دیروز برای شرکت در این نشست و بازتاب وضعیت زندانیان سیاسی در ایران عازم ژنو شد.&lt;br /&gt;لازم به ذکر است اعتصاب غذای این زندانیان تا روز 15 مارس و نشست کمیسیون حقوق بشر در ژنو به مدت 2 روز ادامه خواهد داشت.&lt;br /&gt;اسامی زندانیان سیاسی اعتصاب کننده:مهندس حشمت الله طبرزدی، احمد باطبی،ابولفضل آجرلو،مهرداد حیدرپور،سعید کمالیها ، بینا داراب زند،حجت زمانی،جعفر اقدامی،حجت بختیاری،مهندس ارژنگ داوودی&lt;br /&gt;کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/11466862-111090378668324880?l=rahaaee.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahaaee.blogspot.com/feeds/111090378668324880/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=11466862&amp;postID=111090378668324880' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/111090378668324880'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/11466862/posts/default/111090378668324880'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahaaee.blogspot.com/2005/03/blog-post.html' title='کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی/اعتصاب غذای زندانیان سیاسی'/><author><name>رهایی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09675055783892584015</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry></feed>
